------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

در حال بارکردن…

ه‍.ش. ۱۳۹۵ آبان ۸, شنبه

جبهه آرایی جدید ارگ و کاخ سپیدار علیه جنرال دوستم

جریانی برمحور دودمان شادروان احمد شاه «مسعود» درحال صف بندی است که هم با شیطنت های سیاسی ارگ و هم با معامله گری های «سنتی» کاخ سپیداری ها در تضاد است.


اطلاعاتی تأسف بار وجود دارد که تلاش های دوجانبه ( ارگ و سپیدار) به هدف به انزوا کشاندن جنرال دوستم در جریان است.

مدیران ارگ موفق شده اند از نزدیکی موضع جنرال دوستم و دکتر عبدالله جلوگیری کنند. جنرال دوستم قریب است همانند سال های 2003 تا 2014 در ورطۀ بی سرنوشتی نگونسار شود. بعد از اظهارات تهدید آمیز جنرال و ارجاع به اشارات کم وبیش واضح به امکان سقوط دادن حکومت وحدت ملی، سران حزب وحدت، هم در محفل عبدالله و هم در اطراف دکترغنی، روشن تر از دیگران راه خود را از جنبش ملی جدا کرده اند.

تاجک ها کمترین همدردی و همسویی با جنرال دوستم نشان نمی دهند و برعکس، ( خصوصن محور بلخ) سعی دارد در صورت خالی شدن جای جنبشی ها در حکومت و نظام، خلاء به وجود آمده حداقل در شمال را به نفع خود شان پر کنند. برخی گزارش ها حاکی اند که «خروج» لفظی جنرال دوستم، حتی باعث کمتر شدن اختلافات و نا هم آهنگی ها بین عبدالله و غنی شده است. منابع ارگ به کاخ سپیداری ها چراغ سبز داده است که آماده اند در رابطه به اجرای مواد اساسی در توافق نامه سیاسی بین غنی- عبدالله که از دوسال به این سو در تاقچۀ فراموشی نهاده شده بود، این بار مسئولانه با هم کار کنند.
علت چیست؟
ترس تمام عیار از احتمال اتحاد نظامی و سیاسی حزب اسلامی حکمتیار وجنبش ملی خیلی جدی است که به ساده گی ممکن است محقق شود. جنرال دوستم نشان داده است که در شرایط خفقان سیاسی و اداری، تا مرز سقوط نظام و درپیچیدن طومار های محاسبات همه طرف ها پیش می رود. به نظر می رسد که ارگ و کاخ سپیدار، هردو در ارتکاب مکرر اشتباهاتی که اسلاف شان درسال های قبل در برابر جنرال دوستم مرتکب شده بودند؛ اکنون نیز توجیهاتی نزد خود دارند؛ اما آن ها از ریشه دستخوش خطای محاسبه اند. 
درحال حاضر، کاخ سپیداری ها دو دسته اند؛ گروه اول ( چهره های نسل دومی) که تصویری تجربی و خیلی منفی از سیاست دکترغنی در ذهن دارند و خواستار همگرایی درازمدت با جنرال دوستم و دو برابر کردن فشار بر ارگ اند؛ دسته دوم، محافظه کارانی اند که میراث گیرانِ سیاست مارشال فهیم اند و طرفدار ادامۀ ائتلاف اقتصادی، سیاسی و «قومی» (برطبق یکی بده یکی بگیر) با طرف مقابل اند. نفرات گروه دوم بیشتر کسانی اند که به ثروت های بی حساب رسیده و مسیرتاریخ را گم کرده اند. نسخه های همین گروه در حزب و حدت نیز برحال اند و از همین اجندا حمایت می کنند.
درین میان اردوگاه جدیدی که در اطراف دودمان شادروان احمد شاه مسعود که بی سروصدا درحال شکل گیری است؛ از بیخ و بنیاد با «مصلحتی» دوم در تضاد قرار دارد... این بحثی جداگانه است.