------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

در حال بارکردن…

ه‍.ش. ۱۳۹۵ مهر ۱۲, دوشنبه

قلبی به شکوهناکی قلب اسد «بودا»


بنیان‌های اقتصادی عشق


زمانه تغییر کرده است. رد پای این تغییر را در تمامی سطوحِ زندگی، از جمله «عشق» به‌وضوح می‌بینیم. فضاهای عاطفی زندگی به شدت اقتصادی شده‌اند. بنیانِ اقتصادی عشق، مهم‌تر از ابعاد عاطفی آن است. استثناها را نمی‌شود نادیده گرفت ولی خلق فضای عاطفی‌ مناسب برای عشق‌ورزیدن بدون تخصص و درآمد و پس‌انداز کافی ممکن نیست.
افرادی که توان پوشیدن لباس‌های مدروز، خریدن بهترین هدیه‌ها و قرار ملاقات در رستورانت‌ها مجلل و رفتن به سفرهای تفریحی را دارند،... فرصت مناسب‌تری برای تجربه‌ي عشق دارند. سهم افراد بی‌کار و یا شاغل با درآمد پایین، از عشق نیز اندک است. بخت محدودی برای تجربه‌های عاشقانه دارند. روابط عاشقانه بیش از حد اقتصادی و عقلانی شده است و معمولن پول حرف اول و آخر را می‌زند. غفلت از بنیان‌های اقتصادی عشق ماجراجویی خطرناک است و پیامدهای ویران‌گر دارد. البته برای دختران، به دلیل نابرابریِ جنسيتي، پیامدهای خطرناک‌تر دارد. سرمایه‌‌‌های عاطفی روبنا و در بهترین حالت مکمل سرمایه‌‌های اقتصادی‌اند، نه چیزی بیش‌ از آن. اغلب دخترانی که بدون در نظر گرفتن وضعیتِ اقتصادی معشوق، تسلیم عشقِ رمانتیک می‌شوند، زندگی خود را ویران می‌کنند. در واقع قربانی‌اند. قربانی بازی عاطفی‌ای که در زمانه‌ی ما کاربرد خود را از دست داده است. سکونت‌گزیدن در فرم‌های آخرت‌گرایانه، خواهی‌نخواهی به بی‌پناهی و دربه‌دری می‌انجامد. عاشق فقیر، آشکارا تحقیر می‌شود. در واقع، این ما نیستیم که قلب‌ها را تسخیر می‌کنیم، حساب‌های بانکی، موترهای لوکس، عطرهای گران‌‌بها، خانه‌های مجلل و لباس‌های گران‌قیمت و مدروز و در مجموع موقعیتِ اقتصادی است، که جان‌ها را به هم پیوند می‌زنند، قلب‌ها را تسخیر و بدن‌ها را تصاحب می‌کنند.