------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

در حال بارکردن…

ه‍.ش. ۱۳۹۵ مهر ۱۶, جمعه

جنگ کندز؛ واختلاف شدید بین روسیه و هند

هندی ها تمایل روسیه را که بحران درافغانستان ازین پس با محوریت روسیه ( مانند سوریه) مدیریت شود؛ به قطع رد کرده اند. از همین رو، جنگ مجدد روسیه در افغانستان از تونل سرپوشیه پاکستان پلانیزه می شود.




از مجموعه اطلاعات غیر رسمی درشبکه های ارتباطی انگلیسی این طور مستفاد می شود که اختلاف لاعلاج هند - پاکستان در آوردگاه افغانستان، کم کم به اختلاف بزرگ تر میان روسیه و هند گذار کرده است. رزمایش نظامی مشترک روسیه و پاکستان و گرم تر شدن روابط سیاسی بین پاکستان و روسیه نشان از آن دارد که پاکستان در تلاش موفقانه برای خروج از انزوا و بالاثر سرخورده گی از امریکا، به سوی اتحاد با بزرگ ترین قدرت نظامی آسیا، اروپا ( روسیه) دور خورده است. این درحالی است که چین، ضامن راهبردی بقای پاکستان علیه هند به حساب می آید.

سیطرۀ تدریجی سیاست مثبت و نرم هندی بر قضاوت و احساسات اکثریت قاطع مردم افغانستان، جا را برای روسیه و پاکستان، امریکا و هر قدرت دیگر به شدت تنگ کرده است؛ هرچند امریکا پیمان تازه با هند بسته است. هندی ها همه را به کنار زده اند و از نفوذ لایزال و شکست ناپذیر خویش در افغانستان پوره آگاه اند. هندی ها سهل می توانند پای روسیه را که جنایت هایش هنوز از مغز سه نسل روفته نشده، بکشانند و بار دیگر آنان را کمرشکن کنند. هندی ها تمایل روسیه را که بحران درافغانستان ازین پس با محوریت روسیه ( مانند سوریه) مدیریت شود؛ به قطع رد کرده اند. از همین رو، جنگ مجدد روسیه در افغانستان از تونل سرپوشیه پاکستان پلانیزه می شود.

این که نیروهای تحت رهبری ناتو وامریکا در «سقوط دوم» کندز نقش تماشاچی و مرموزی را در پیش گرفته اند، به همین جرخورده گی روابط بین قدرت های کلان مرتبط است.

جنگ کندز، یک گرداب و یک دایرۀ متحرک است که از همان نقطه یی که شروع می شود، واپس به همان نقطه اول برمی گردد. دریافت های اطلاعاتی چند جانبه از مجاری شبکه های مجازی حاکی اند که روسیه با تمام امکانات، جبهه کندز را از کانال پاکستان تمویل و اکمال می کند. تعیین تاریخ سقوط کندز با شروع کنفرانس همکاری با پروژه های توسعه یی برای افغانستان در بروکسل، سنجش شده بود و یک پیام دپلوماتیک درسطح کشورهای بازیگر به شمار می آید.

کندز، از نظر نظامی قابل دفاع نیست و وتجارت اردوی پاکستان برای اکمالات میدان های جنگ کندز، مؤثر تر از تدارکات رسانی حکومت کابل است. خاصه این که، اکنون تئوری ارگ این است که نابودی طالب، نابودی حلقه یی است که از حساب «قوم» بر مسند قدرت قرار گرفته است. مصدر این تئوری برهنه، توصیه ها و میدان داری های تبلیغاتی حامد کرزی است؛ اکنون متاسفانه محمد حنیف اتمر مجری کلیدی این تئوری، از آدرس حکومت است و این خطرناک ترین قماری ازپیش باخته شده است.
تهدید اقتصادی و امنیتی به سوی پاکستان از محور افغانستان، هند و ایران و گشایش شاهراه عظیم چاه بهار، فوق العاده اضطراب انگیز تلقی می شود و هنوز شش ماه کامل از جبهه استراتیژیک چاه بهار سپری نشده است که بورژوازی متزلزل پاکستان به نفس تنگی افتاده و فشار محور هند- افغانستان بر پاکستان برای نخستین بار، احتمال یک انفجار سیاسی و اجتماعی در آن کشور را افزایش داده است.