------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

در حال بارکردن…

ه‍.ش. ۱۳۹۵ مهر ۲۱, چهارشنبه

قمار اشرف غنی با قصاب کابل

نویسنده: نجیب شریف
منبع: الجزیره 

پاکستان هم پشت ماجراست.


دولت افغانستان اخیرا با گلبدین حکمتیار، جنگ سالار بدنام و نخست وزیر سابق، توافق صلح امضا کرد. توافق صلحی که بیم و امیدهای بسیاری به همراه داشت. این توافق از آن جهت که نخستین توافق دولت افغانستان با رهبر یک گروه شورشی بود امیدها نسبت آینده را بارور کرد؛ به ویژه این که این برای نخستین بار است که یک گروه شورشی توافق کرده اسلحه خود را زمین بگذارد، قانون اساسی افغانستان را بپذیرد و وارد جریان سیاسی این کشور شود. اما بازگشت حکمتیار می تواند سیلی از مشکلات سیاسی، نظامی و اجتماعی نیز به همراه داشته باشد که در این صورت اثرات مخرب آن به مراتب بیشتر از تاثیرات سازنده اش خواهد بود.
حکمتیار ملقب به "قصاب کابل" گذشته بحث برانگیزی دارد. در طول سه دهه گذشته، او حداقل دو بار تخم کودتا را در افغانستان کاشته که البته به ثمر ننشسته است. در جریان جنگ های داخلی دهه 1990، او در تلاش برای رسیدن به قدرت با بسیاری از رقبای خود و حتی دشمنان قسم خورده اش چون ژنرال عبدالرشید دوستم، جنگ سالار ازبک، و علی مزاری، جنگ سالار هزاره، ائتلاف کرد. اما تقریبا به تمامی این ائتلاف ها پشت پا زد و اعتبار خود را به عنوان فردی غیرقابل اعتماد و متقلب به خطر انداخت.
چهره ای جاه طلب
حکمتیار در طول 30 سال گذشته بارها نامش در فهرست حقوق بگیران آژانس های اطلاعاتی کشورهای مختلف ثبت شده است. او فرد جاه طلبی است که بی رحمانه در تعقیب قدرت است. در جریان جنگ های داخلی، حکمتیار در مبارزه برای رسیدن به ریاست جمهوری، کابل را با هزاران راکت به توپ بست و ده ها هزار تن از ساکنان این شهر را کشت یا مجروح کرد. او بدنام شده که برای تضعیف مخالفانش و رسیدن به قدرت، تنش های فرقه ای را در افغانستان دامن می زند. اگر بخواهید از کارنامه گذشته او چیزی دستگیرتان شود و درباره آینده پیش بینی کنید، نتیجه این است: حکمتیار بی رحمی و تشنگی خود برای قدرت را به توافق جدید با دولت افغانستان هم خواهد آورد.
فضای سیاسی فعلی کابل شکننده است و ناامنی بیشتر بخش های افغانستان را تهدید می کند. درگیری های داخلی دولت وحدت ملی افغانستان (NUG) که در سال 2014 شکل گرفت به این شکنندگی فضای سیاسی در کابل دامن زده و خود باعث شده که دور جدیدی از تنش های قومی در این کشور بالا بگیرد. ضعف دولت مرکزی افغانستان باعث بی اعتباری آن شده و جنگ سالاران به سرعت جای خالی دولت مرکزی را در بخش های مختلف دولت پر کرده اند. در این شرایط بازگشت حکمتیار به افغاستان فضای سیاسی را بیش از پیش پیچیده کرده و موج جدیدی از تنش های سیاسی، قومی و جناحی را به دنبال خواهد داشت.
حکمتیار رهبر حزب اسلامی، مهمترین حزب تندروی پشتون است. اگر او بخواهد که به سیاق سابق از دامن زدن به اختلافات قومی برای قبضه کردن قدرت و تضعیف مخالفان استفاده کند، کاری که در جریان جنگ های داخلی افغانستان انجام می داد، قطعا تنش های قومی بیش از پیش تشدید خواهد شد.
حزب اسلامی از دهه 1980 رقیب جماعت اسلامی، مهمترین حزب تاجیک، بوده است. هر دوی این گروه ها مسلح هستند و به همین دلیل بازگشت حکمتیار به افغانستان نه تنها می تواند جرقه ای برای بالا گرفتن اختلافات سیاسی باشد، بلکه می تواند به آغاز درگیری های مسلحانه میان این دو جناح منجر شود؛ به ویژه این که حکمتیار هنوز ثابت نکرده که می تواند با شرایط جدید افغانستان مدرن کنار بیاید، جایی که در آن موضوعاتی چون آزادی بیان، آزادی مطبوعات، حقوق زنان و رقابت صلح آمیز سیاسی با احترام به طرف مقابل مطرح است.
انگیزه های سیاسی
انگیزه اشرف غنی، رییس جمهوری افغانستان، برای کشاندن حکمتیار به فرایند صلح بیشتر سیاسی است. در توافق تقسیم قدرت که به تشکیل دولت وحدت ملی انجامید، اشرف غنی قدرت لازم برای کنترل عبدالله عبدالله، رییس اجرایی دولت وحدت ملی و اردوگاه او را ندارد. در این شرایط بازگشت حکمتیار می تواند موازنه قدرت در کابل را به نفع اشرف غنی و به ضرر عبدالله عبدالله تغییر دهد، چرا که عبدالله عبدالله قدرت خود را از حزب جماعت اسلامی می گیرد که به طور سنتی مخالف حزب اسلامی حکمتیار است.
بازگشت حکمتیار همچنین می تواند در تغییر موازنه قدرت در برابر حامد کرزای، رییس جمهوری سابق افغانستان، هم به کمک اشرف غنی بیاید. کرزای سال 2014 دفتر ریاست جمهوری افغانستان را ترک کرد و حالا بی صبرانه منتظر بازگشت به جایی است که حق خود می داند. واقعیت این است که حضور حکمتیار می تواند نقش مهمی در جلوگیری از بازگشت کرزی به قدرت بازی کند. بسیاری بر این باورند که شرایط سیاسی و امنیتی افغانستان در بعد ملی تحت تاثیر اختلافات داخلی دولت وحدت ملی است که تا بدین حد آشفته است. اما آن چه در این میان عجیب به نظر می رسد تمایل اسلام آباد برای تسهیل مسیر این توافق است. پاکستان یکی از حامیان قدیمی حکمتیار است و در حال حاضر نیز به او و خانواده اش پناه داده است. گرچه اسلام آباد تاکنون به توافق صلح واکنشی نشان نداده اما این سکوت به هیچ وجه به معنی بی تفاوتی پاکستانی ها نیست.
دعای خیر پاکستان
حکمتیار هرگز بدون تایید و دعای خیر پاکستان توافق صلح با کابل را امضا نمی کرد. به همین دلیل با توجه به روابط شکننده این روزهای کابل و اسلام آباد و چالش های جدی امنیتی و سیاسی که دولت وحدت ملی افغانستان با آن روبه روست (شرایطی که پاکستانی را خشنود هم می کند) مشخص نیست که چرا اسلام آباد بدون هیچ منفعت مستقیم از چنین توافق صلحی حمایت کرده است. دو احتمال وجود دارد. این احتمال وجود دارد که پاکستان از حکمتیار برای تضعیف نفوذ روبه رشد هند در افغانستان استفاده کرده باشد. پاکستان همیشه روابط نزدیک میان هند و افغانستان را به عنوانی تهدیدی جدی علیه امنیت ملی خود تلقی می کند. به همین دلیل حکمتیار با پیشینه ضدهندی خود ممکن است که اسلام آباد را به این نتیجه رسانده که می تواند از او برای کاهش نفوذ هند در کابل استفاده کند.  
احتمال دوم بر این فرضیه استوار است که پاکستان احتمالا از حکمتیار برای اعمال فشار بر دولت ضعیف کابل استفاده خواهد کرد. شاید پاکستانی ها عقیده دارند که بازگشت حکمتیار می تواند فضای سیاسی ناآرام امروز کابل را بیش از پیش پیچیده کند و این مساله احتمالا باعث نفوذ بیشتر اسلام آباد در کابل خواهد شد.
برای اشرف غنی وارد کردن حکمتیار به فضای سیاسی کابل یک پیروزی سیاسی است اما هنوز مشخص نیست که این پیروزی سیاسی بتواند ثبات و آرامش را برای افغانستان به همراه داشته باشد. اگر حکمتیار همچنان بر طبل عقاید گذشته بکوبد و از پذیرش دموکراسی افغانستان سر باز بزند، بار بازگرداندن او و مسموم کردن فضای سیاسی افغانستان بر عهده دولت اشرف غنی خواهد بود. اشرف غنی با اعتماد کردن به یکی از بی رحم ترین جنگ سالاران افغانستان دست به قمار بزرگی زده که می تواند امنیت ملی و ثبات سیاسی افغانستان را در معرض خطر جدی قرار دهد.