------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

در حال بارکردن…

ه‍.ش. ۱۳۹۵ آبان ۱۰, دوشنبه

دکترملک «ستیز» نه جمیعتی است، نه وابسته به شورای نظار یا جنرال دوستم؛ ارگ هنوز وقت دارد به هوش بیاید، به زودی، دیر خواهد شد.

نامه‌یی به رییس‌ جمهور
نويسنده؛ داكتر ملك ستيز


گاهی اشتباهی کوچک، شکست بزرگی را در پی دارد. شما در حصارهای بلند فکری و دیوارهای آهنین ارگ محصور شده‌اید. آن‌چه برای‌تان می‌گویند (گزارش می‌دهند) وارونه‌سازی شرایط سیاسی میهن است. به‌ یقین که شما از این گزارش‌های خوش‌بینانه، لذت می‌برید. اما اجازه دهید دیدگاه یک دانش‌پژوه سیاست را از درون و بیرون افغانستان برای‌تان پیش‌کش کنم. 
- از این‌که جنگ، گسترده و پیچیده شده است همه می‌دانیم. اما از این‌که جنگ دایرهٔ مشروعیت دولت شما را تنگ‌تر ساخته است، اطلاع دارید؟ این جنگ، بیش‌تر از هر زمان دیگر، جنگ قومی و تباری شده است. حالا باید در دو جبهه جنگید: جبههٔ جنگ داخلی (تباری) و جبهه‌ٔ جنگ میهنی (طالبانیزم) پاکستانی. شما بهترین‌های‌تان‌را در این جنگ‌ها از دست می‌دهید. این وضعیت ریشه‌های حاکمیت ارگ را در میان مردم و میدان‌های نبرد می‌خشکاند. آیا شما می‌دانید که «خود» به جنگندهٔ اصلی جنگ تباری مبدل شده‌اید؟ این فرهنگ در میان رهبران سیاسی ریشه کرده و جامعهٔ ما را به‌شدت آسیب رسانیده است. ما هیچ‌گاهی چنین آشکارا از هم نپاشیده‌ایم. برخی‌ها شما را قهرمان نبرد تباری در افغانستان لقب داده‌اند. این لقب برای رییس جمهور دولت کثیرالقوم، انتحار سیاسی است. اگر این جنگ ادامه یابد، بیخ دولت افغانستان را برخواهید کشید. پاکستان طراح هر دو جنگ در کشور است. 
- نگاه جامعهٔ ‌بین‌المللی به افغانستان رو به دگرگونی است. آن‌ها به‌گونهٔ فرسایشی به این باور نزدیک می‌شوند که افغانستان باید توسط فرهنگ قبیله‌یی رهبری و اداره شود تا دولت‌های ملی و معاصر. این صداها از گلوی نهادهای پژوهشی و فکرساز غرب شنیده می‌شوند. دلیل این نگرش، نبود سیاست هم‌گرایی ملی در افغانستان است. شما به‌جز شعار، هیچ کار مفیدی در زمینه راه‌اندازی نکرده‌اید. این روی‌کرد، آواز تجزیهٔ افغانستان را به ‌گوش می‌رساند. 
- مدیریت شما نیز نقصان دارد. شما نمی‌توانید یکی از چالش‌برانگیزترین مسٶولیت‌ها را بدون مشارکت سیاسی و صلاحیتی سایر رهبران امور انجام دهید. شما نمی‌دانید که اشتباه می‌کنید. اما گاهی اشتباهی کوچک، شکست بزرگی را در پی دارد. تاریخ افغانستان پر از مثال‌هایی است که این ادعا را به اثبات رسانیده است. باید به هم‌راهان‌تان صلاحیت و مسٶولیت قانونی دهید و بر آن‌ها اعتماد کنید. 
- آیا درست است که شما خوش‌باورانه در نبود مشروعیت، اداره‌ٔ سیاسی نظام را رهبری می‌کنید؟ من چندی پیش با حقوق‌دانان افغان که در بالاترین سطح حقوقی تعلیمات دیده‌اند، مشترکاً کار کردم. آن‌ها همه از نبود مشروعیت نظام سیاسی به‌شدت ابراز نگرانی می‌کردند. شما به‌مثابهٔ تکنوکرات باسابقه و بانام به‌خوبی می‌دانید که معنای مشروعیت ساختار نظام سیاسی از دل قانون اساسی آن بر‌می‌آید. هیچ متخصصی را نمی‌شناسم که بدون چارچوب قانون‌مند، برنامه‌ و یا پالیسی‌یی را اجرایی سازد. 
- تا در جنگ سیاسی برنده نشوید، در جنگ جبهه‌یی برنده نخواهید شد. مخالفان سیاسی شما در چهارچوب و برون از نظام سیاسی روبه افزونی گرفته‌اند. جای‌گاه شما در دولت، امنیت نسبی را به شما نصیب کرده است. اما افغانستان کشور حکومت‌های جزیره‌یی است. شما باید این جزایر را پل زنید تا به شاهرگ دولت مرکزی وصل شده و تغزیه شوند. برخی از نزدیکان‌تان این جزایر را از شما تجرید می‌کنند و شما خوش‌بینانه از آن لذت می‌برید. 
- در نهایت این‌که نقد جوهر نظام مشروع است. شما از این پیام منتقدانه آزرده نشوید. من بارها گفته‌ام حامیان دولت و نظام مشروع افغانستان منتقدین سازنده و فعال جامعه و دولت هستند، نه آنانی ‌که شب و روز بر شما سرود پیروزی می‌سرایند.

کام‌گار باشید