------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

در حال بارکردن…

ه‍.ش. ۱۳۹۵ مهر ۱۲, دوشنبه

حنیف «اتمر» قوماندۀ طالبان دولتی را به دست گرفت


ادبیات جنگ طلبانۀ حنیف خان « اتمر» فاش می کند که وضع بسیار جدی و تعیین کننده درحال شکل گیری است. پروژۀ عربستان، پاکستان و ترکیه با سرعت بالا به حرکت افتاده است. 



سه روز پیش، قوماندان قندهار پرچم طالبان را بلند کرد؛ در تازه ترین مورد، پرچم دفاع از تروریزم به طور رسمی از ارگ بالا شده است.

     حنیف اتمر که به رفتار اغلب حلزونی شهره بود،  در واکنشی بی پیشینه، بر تمامی اردوگاه ضد طالبان و تروریزم از آدرس « مردم و دولت افغانستان» اعلان جنگ داد. اشتباه حنیف خان، افزون تر و عمیق تر از رازق قندهاری و حامد کرزی است.

رازق، لااقل درسطح عالی رهبری دولت قرار ندارد و درنهایت یک ملیشه است. حامد کرزی نیز یک آوارۀ سیاسی است. اما حنیف اتمر، دریک حکومت مشترک ضد طالب و تروریزم با نیروهای ضد طالب در ائتلاف قرار دارد. به نظر من، خروش حنیف خان از منظر نیروهای ضد تروریزم، نا به هنگام، اما (احتمالن) از نظر ارگ نشینان، یک صدا کشی به موقع است؛ با این استدلال که اکنون حکمتیار ووعده های بزرگ عربستان را با خود دارند!

یک آدم نیمه با سواد نیز اگرفرمایشات وحشتناک حامد کرزی در دفاع از دهشت افگنی و تروریزم را بخواند؛ به نام انسانیت ( افغانیت و اسلامیت هم به کنار) اگر صاحب وجدانی نیمه خواب هم باشد؛ به مخالفت و دادخواهی برمیخیزد؛ مگر گپ به جایی رسیده که شورای امنیت ملی در دفاع از نظریه های تروریستی که موجودیت افغانستان را با خطر مواجه می کند، قرار می گیرد. حالا دیگر همه نقاب ها از چهره ها نوبت به نوبت کنار می رود.

به نظر می رسد این بار تن و پوست حنيف اتمر به خارش افتاده است. این اشتباه هرگز جبیره نخواهد شد؛ و نوعی بوی یک جنگ داخلی تمام عیار از آن به دماغ میزند. این اقدان تعرض به خون هزاران نفری است که در جنگ علیه تروریزم جان می بازند.
ما در هفته های اخیر پیوسته خبرهای تایید شده از شبکه های دیداری را مشاهده می کنیم که همه روزه ( به تایید سازمان ملل متحد) حدود ده هزار نفر از مرز تورخم از خاک پاکستان به داخل افغانستان عبور داده می شوند. درحالی که درآستانۀ زمستان، نه سرپناهی هست؛ نه نان، نه شغل و نه هیچ ضمانتی برای زنده ماندن. پاکستان کمپ ها را تخلیه کرده و انبوهۀ انسانی را به افغانستان می ریزد.
درین ماجرا چه اسراری نهفته است؟
ظاهرن، حنیف خان به کمک ترکیه، پاکستان وعربستان، روی همین تحولاتی که دیگر از چشم هیچ کسی نهان نمانده اند، حساب باز کرده است.

به ادبیات سراسر کین توزانه و تحریک آمیز حنیف توجه کنید که از دفتر «شورای امنیت ملی» انتشار یافته است:
«ملت و دولت افغانستان به حلقات مزدور، افغانستان ستیز و بیگانه پرست اجازه نه خواهند داد که با ادامۀ بی احترامی و توهین به شخصیت های ملی افغانستان، از باداران خارجی خود منفعت ناروای سیاسی را کسب و کمایی نمایند.» 

حالا کسی بیاید یک کندک مفتی، قانون گزار، تحلیل گر، مسئول، غیرمسئول، مناظره گر و ... را گرد آورد تا پارادوکس قاطی شده درین عبارت کاملن جنگ طلبانۀ را حلاجی، تبیین، تحلیل و سره و نا سره کند. خمیرۀ عصببت درین جمله کوتاه تا چه حدی غلیظ و سوزناک است!
بدبختی تاریخی افغانستان را بنگرید که حالا تکت لاتری برائت و فراموشی به نام مزدوران حرفه یی چندین مرحله یی برآمده است که با سه قلاچ زبان، مردمی مسکین، کشتی شکسته، شغل باخته و در به در را که فقط گناه شان ضدیت با تروریزم پاکستانی وعربی است؛ «حلقات مزدور» خطاب می کنند. 
حالا که شلیک اول را کرده اید، منتظرنباشید که آرام بخوابید و دنیا به کام تان باشد. منتظر همان «ملت» باشید.