------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

در حال بارکردن…

ه‍.ش. ۱۳۹۵ مهر ۲۷, سه‌شنبه

در پنجشیر چه اتفاق افتاد؟

دهقانی درشهرک عنابه بیل را به زمین گذاشت و از استاد عطا سوال کرد که تو باید در کندز باشی این جا چه میکنی؟

قرار معلومات که شاهدان عینی دادند عطا محمد نور چند روز قبل به پنجشیر بنام ارج گذاری به آرامگاه احمد شاه مسعود رفته بعد میخواستند او را به چوکی قهرمان ملی بنشانند و لقب مسعود ثانی را بدهند و از پنجشیر مشروعیت بگیرد البته گفته میشود یکی شروط ارگ نیز بوده و زمانیکه مردم از موضوع آگاه میشوند همه طرف همدیگر نگاه میکنند به حدی بهت زده میشوند که چشم های تمام حاضرین از حدقه بیرون زده بعد استاد یکی از مدارس صدا میزند که این کار به اجازه کی صورت میگیرد ؟ و ابراز مخالفت مینماید ولی یکی ...از بزرگواران این استاد را مورد لت وکوب قرار میدهد که سبب خشم مردم میشود و به ریش سفیدان و بزرگان تلفن میزنند و شعار مرگ به معامله گر، مرگ به گلبدین حکمتیار ،مرگ به عطا و مرگ به....... سر میدهند و حتا گروهی شروع به سنگ باران میکنند.
 بعد این بزرگواران فرار میکنند و در قسمت های عنابه یک پیر مرد که مشغول بیل زدن زمین ها بوده بیل را دور میاندازد وبطرف موتر عطا محمد نور نزدیک میشود وفریاد میزند که تو درین وقت باید کندزی باشی اینجا چه میکنی؟ بعد همه مردم برسرزیارت آمر صاحب جمع شدند و برای ادامه راه آن قهرمان تجدید پیمان کردند که به این میگویند مردم آگاه و هوشیار که گوسفند نیستند و به خط قرمز های شان کسی را اجازه نزدیک شدن نمیدهند و کسانیکه از احترام مردم فکر دیگر میکنند پس از این فکر خودرا بگیرند. ( از برگه هارون سمرقندی)

در باره آمدن إستاد عطا به پنجشير حكايت هاي زياد، درست و نا درست در فسبوك نوشته اند، اينجا چيزي كه من شنيدم مينويسم؛
استاد عطامحمدنور به دعوت جنرال صاحب جرّأت به پنجشير ميايد و مقام ولايت يك تعداد از دانش اموزان مكتب را براي بدرقهء وي مياورد، از جزييات زياد گذشته...، بعد از بجا اورد دعا توسط إستاد عطا و همراهانش بالآي مقبره امرصاحب، زمان آن ميرسد كه دانش اموزان شعارهاي سرميدهند وميگويند مرگ بر معامله گران، همين جاست كه فضاء رنگ ديگري ميگرد و إستاد سرافكنده شده و در عين حال جنرال صاحب جرّأت به لت و كوب يكي از همين دانش اموزان پرداخته بعداً ساحه را ترك ميگويند. سپس مدير ليسه بخاطر أين حركت شاگردان زير سؤال ميرود و توسط جنرال صاحب زير فشار گرفته ميشود.

بعد از ان مردم ماله بخاطر لت و كوب شدن جوان شان ميخواستند تا اقدام بالمثل انجام دهند كه با پا در مياني بعضي ها موضوع خاموش ميشود.