------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

در حال بارکردن…

ه‍.ش. ۱۳۹۵ آبان ۲۴, دوشنبه

سقوط تیراژ کتاب درایران


فاجعه بار تر از سقوط تیراژ روزنامه
ایران در مسیر دیگری افتاده است.



تیراژ کتاب در ایران مرز فاجعه را پشت سر گذاشت. یعنی به 300 و حداکثر 500 نسخه رسید. و این تازه تیراژ کتاب هائی است که معروف ترین ناشران که امکان توزیع خوب دارند چاپ می کنند. این آمار شامل کتاب های مذهبی نمی شود که با پول حکومت و با کاغذ اعلاء چاپ و منتشر می شوند و در کتابفروشی ها باد می کنند و برگشت می خورند و می روند که خمیر شده و دوباره کاغذ شوند. این نوع کتاب ها حتی همین آمار بالا را هم ندارند و فقط پول و بودجه دولتی را نهادهای حکومتی متولی آنها می بلعند.
بعضی نویسنده و مترجم ها برای امرار معاش اگر شغل دوم و سوم (رانندگی در آژانس ها، پخش پیتزا و ...) نداشته باشند خرج زندگیشان را نمی توانند با ترجمه و نویسندگی تامین کنند.
اگر دولت بخواهد به نویسندگان و مترجمین و ناشران کمک کند، باید زمینه تشکیل اتحادیه آنها را فراهم کند، والا  با خرید  200 تا 300 نسخه از یک مترجم و یا نویسنده دردی درمان نمی شود.
مشکلات زندگی و معاش از یکسو و اینترنت و فضای مجازی از سوی دیگر چنان گریبان مردم و حتی اهل فرهنگ را گرفته که آنها هم کمتر کتاب می خوانند.
روزنامه نگارانی را می شناسم که آن چند ده صفحه ای را هم که در سال می خواندند دیگر نمی خوانند.
(بخشی از نوشته بالا گفته های نویسنده ای بنام "قاسم یا حسینی" است که با انتخاب مصاحبه کرده است. حتی در دوران شاه هم تیراژ کتاب اینچنین سقوط نکرده بود و میانگین چاپ کتاب 2 تا 2 و نیم هزار بود.)