------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

در حال بارکردن…

ه‍.ش. ۱۳۹۵ آبان ۲۳, یکشنبه

آب افغانستان و نشانه های جنگ منطقه ای

افغانستان، پاکستان وایران، بر سر کمبود منابع آب، درگیر یک جنجال درازمدت و تاریخی اند.
نویسنده: ذبیح الله «مدبر»
منبع پخش: نشریۀ دپلومات (THE DIPLOMAT)

گزارنده به فارسی دری: رزاق مأمون

پاکستان و ایران در رابطه به منابع آب در افغانستان، ادعا های تاریخی دارند. ادعا های آنان هماره از سوی افغانستان رد شده است. سیاست های نا منظم بر سر بهره وری از آب و فقدان یک پیمان استفادۀ مشترک از منابع آبی بین افغانستان و کشور های همسایه تاریخچۀ طولانی دارد.
با وجود آن که سهم همسایه ها در استفاده از منابع آب افغانستان به نود درصد می رسد، افغانستان تنها با ایران درسال 1973 پیمانی را امضاء کرده است که بر بنیاد آن، ایران باید سالیانه به میزان 850 میلیون متر مکعب  آب از حوزۀ دریای هلمند برداشت کند.
با این حال، مقامات افغان بدین باوراند که پیمان آب به طور کامل از سوی ایران اجرا نمی شود. ایران از آب افغانستان هفتاد درصد بیشتر از آن چه در معاهدۀ 1973 تذکر رفته، بهره می برد. افزون برآن، ایران بدون مشورت با افغانستان درمسیر آب های جاری افغانستان، زیرساخت های آبگیر اعمار کرده است.
دکتراشرف غنی برای امضای پیمان سه جانبۀ بندر چاه بهار، درسفرش به ایران در سال 2016 ابتداء در رابطه به «مسایل آب» صحبت کرد. غنی اظهار داشت که دولت افغانستان همیشه مسأله مدیریت در حوزۀ دریایی را  بهترین عامل برای حل مسایل آب تلقی می کند.
تلاش ها در چندین نوبت، برای رسیدن به یک توافق با پاکستان به جایی نرسید.
بانک جهانی درسال 2006  روی یک پیمان مشترک در رابطه به آب دریای کابل، با پاکستان و افغانستان مشورت هایی را انجام داد. مگر مداخلۀ بانک جهانی برای هر دو جانب ( پاکستان و افغانستان) نتیجۀ خوشبینانه یی در قبال نداشت وجنجال ادامه یافت.
درسال 2011 وزیر آب و انرژی پاکستان یک بار دیگر از ایالات متحدۀ امریکا و بانک جهانی خواست برای جلوگیری از اختلافات در سهمیه بندی آب و حصول یک توافق با کابل، مداخله کنند. مذاکرات یک بار دیگر شکست خورد و بحث آب مشترک به عنوان یک موضوع بالقوه آزار دهنده میان دو طرف باقی ماند.
براساس برآورد بانک جهانی، میزان آب های جاری افغانستان از سه گسترۀ دریایی- بستر آمو دریا در شمال، دریای کابل درشرق و حوزۀ دریای هلمند در جنوب، 57 میلیارد مترمکعب آب است. درحال حاضر، از 17 میلیارد متر مکعب آب موجود افغانستان بهره برداری می شود؛ بدین معنی که از منابع آب افغانستان کمتر استفاده صورت می گیرد. اما تخمین زده می شود که استفادۀ افغانستان از آب به سی میلیارد متر مکعب آب در آینده افزایش خواهد یافت.
افغانستان دومین مرحلۀ توسعۀ بزرگ ترین سد آب – بند کجکی- را آغاز کرده و همزمان با توسعۀ بند سروبی، کار توسعۀ شتابان پنج نیروگاه بزرگ ذخیرۀ آب نیز در حال انجام است. پاکستان و ایران، هر دو، جهت آبیاری زمین و تقویت امور توسعه در کشور های شان به آبی که از افغانستان جاری است؛ وابسته اند. کاهش دسترسی به آب در آینده و افزایش ذخیرۀ آب، همزمان با توسعه پروژه های برق آبی در داخل افغانستان، جریان آب به ایران و پاکستان را کاهش  خواهد داد و احتمالاً تهدیدی را علیه جوامع آن ها به وجود می آورد.
بدین ترتیب، دولت کابل نیاز دارد به ایران و پاکستان اطمینان خاطر دهد که پروژه های توسعه یی و زیرساخت سازی در هلمند و دریای کابل، حق مشروع و نیاز فوری افغانستان در سطح داخلی است. افغانستان باید همسایه های خود را قانع کند که این پروژه ها تهدیدی برای مناطق عقب افتادۀ آن ها نیست؛ اما در جهت ایجاد صلح و آرامش در منطقه اثر گذار خواهد بود. برای انجام این امر، کابل نیازمند ظرفیت برای ایجاد دپلوماسی آب دارد.
 از گذشته گزارش هایی وجود داشته است که تلاش های افغانستان برای ساخت بند آب و راه اندازی پروژه های برق آبی، آماج خرابکاری قرار می گرفت که منشاء آن هر دو کشور ایران و پاکستان است. به طور مثال، در سال 2012 مطلبی در نشریۀ TIME  منتشر شد که نشان میداد پاکستان احتمالاً در کشتن خان ولی یک رهبر شبه نظامی محلی دست داشت که نامبرده حفاظت از یک سد آبی مهم در افغانستان در منطقۀ ماچالغو ولایت پکتیکا را برعهده داشت و ایران در اجرای پروژۀ بند سلما تا زمان افتتاح سد آبگیر سلما در ولایت غربی هرات در جون 2016 از سوی دکترغنی وناریندرا مودی نخست وزیر هند، سنگ اندازی می کرد. گزارش روزنامه گاردین در سال 2015 حکایه از آن دارد که نفرات سپاه پاسداران ایران در مرز با افغانستان، روستائیانی را که برای گرفتن آب از دریای هریرود در شهرک کوهسان ولایت هرات جمع شده بودند، هدف آتشباری قرار دادند که به گفتۀ مقامات افغان ده تن از ساکنان محلی به هلاکت رسیدند.
هر دو کشور ایران و پاکستان در رابطه با تلاش های افغانستان در بهره برداری از منابع آب خود پیشینه خرابکاری دارند و افزون برآن، به خاطر غصب سرمایۀ کشورهای کمک دهنده در پروژه های تولید برق آبی در افغانستان، به شیطنت های دپلوماتیک متوسل می شوند. واضح است که همسایه ها نمی خواهند که افغانستان در حوزۀ آب برتری داشته باشد.
اگر تمام بازیگران به همکاری های منطقه یی و مساعی مشترک پابندی داشته باشند، راه حل معقول برای وضع موجود متصور است. گسترش منازعه و ناسازگاری بر سر بهره برداری از آب مشترک میان افغانستان و همسایه ها، برتیره گی روابط در سطح منطقه خواهد افزود. افزایش چالش ها درعرصۀ اقتصادی واجتماعی، محیطی و مسایل مربوط به آب، تهدیدی برای همه گان خواهد بود.
امکان بالقوه درپیمان آب، بین افغانستان و همسایه گانش در آینده، باید برای همه سهام داران در منطقه یک دست آورد باشد. وقت آن رسیده است که رهبران این کشور ها، به هدف رشد و توسعۀ مشترک در منطقه و ایجاد روابط با یکدیگر، به توافق برسند. آنان باید مانند دولتمردان رفتار کرده وبرای نسل آینده کار کنند. یگانه گزینۀ بقا در منطقه، دستیابی به اجماع و توافق برسر مسایل مبرم، نظیر امنیت، اقتصاد، پیشرفت و استفادۀ مشترک از آب است.