------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

در حال بارکردن…

ه‍.ش. ۱۳۹۵ آبان ۲۴, دوشنبه

احتمال سقوط کامل سیاسی اردوگاه «ضدطالبان»

سفر «جوره ای» استاد عطا محمد نور به عربستان سعودی، رابطۀ وی با ایرانی ها را مخدوش کرده است. 


سفر «جوره ای» استاد عطا محمد نور به عربستان سعودی، رابطۀ وی با ایرانی ها را مخدوش کرده است. ضعف و افلاس سیاسی عبدالله، همه را به پرتگاه نزدیک کرده است. گزارش های خاص مشعر اند که در میدان هوایی دوبی نیز برسر یک میلیون دالر اتفاق هایی رخ داده بود. اکنون برای استاد عطا و مجموعه دسته جات وابسته به جمیعت اسلامی، ظهور «طالبان نوین» با حمایت ایران، به ویژه در حوزۀ غرب، در سطح یک چالش سرنوشت ساز مطرح است. مگر سقف حمایتی جمیعت از سوی ایران فرو نمی ریزد.

سفر صلاح الدین به هرات و دیدار با اسماعیل خان، همه اش بخشی از تلاش های هم پیوند به خاطر درک وضعیت جدید و یافتن پاسخ عملیاتی به سوال «چه باید کرد؟» در اوضاع و احوال جدید بوده است. این سفرهای خصوصی به راستی با مقام دولتی وزیر خارجه، همخوانی ندارد. 
چاره سنجی در مسأله یی که بیش از همه  گروه های ضد طالبان را گیج و منگ ساخته، مهم تر از نشستن در دفتر وزارت است. اسب سواری با دو اسب، به طوری که یک پا برپشت یک اسب و پای دیگر بر کمر اسب دیگر، شاید نا ممکن نباشد؛ اما یک کار عقلی و منطقی نیست و اسب سوار را دو پاره می کند. از همین جا بود که سازمان جنگی- سیاسی به نام جمیعت مثل یک تنور کهنه، از سوی همان هایی که از نشانی آن به دولت و قدرت رسیده بودند؛ متروکه شده بود و آنانی که خوراک فست فود خود و خانواده های شان از مغازه های دیگران می آمد، دیگر تمایلی به زدن نان درین تنور نداشتند. این انزوا و فراموشی، 15 سال دوام کرد.
حالا که حزب اسلامی دو باره به میدان آمده، به فکر جمیعت افتاده اند؛ اما باید از کرسی تشریفاتی و جایگاه مبارزه برای اثبات حضور استراتیژیک باید یکی را انتخاب کنند. روزگار دیگر چانس نمیدهد. بدون یک ساختار سیاسی سراز نو بازبینی شده، عطا، وصلاح الدین و دیگران از صحنه برداشته می شوند. 

با آن که رابطۀ ایران با نیروهای «ضدطالبان» کماکان برقرار است، حفظ حضور «امارت اسلامی» مسلح بخش مشهد، کرمان، یزد درکنار «ضد طالبان» نشانگر نمای پررنگ تر پالیسی ایران درافغانستان است.
سیاست ایران این است که موش و گربه را در یک جوال می اندازد وبرای شان یاد می دهد که برای منافع جمهوری اسلامی، با هم کنار بیایند.
باخت اردوگاه «مقاومت» درین است که جزایر متفرقۀ «نخبه گان» که در زمان حامد کرزی، از برکت تقسیم قدرت، لنگراندازی در حکومت های محلی و برخوردار ازانرژی مالی خارجی، شکار بیماری فراموشی شده بودند؛ حالا که دفتر حوادث پیاپی و به گونه یی دیگر، ورق می خورد؛ با قحطی استعداد درک وضعیت گرفتار آمده اند.
طرف های دیگر، از جمله هزاره ها، ازبک ها و پشتون ها، از نظر اهداف استراتیژیک برای بقا و اثبات حضور در قدرت، روی یک خط غیرقابل انحراف پیش می روند. مگر این ها، گرفتار یک نوع عارضۀ مخدر سیاسی شده اند. خبرهایی هست که صلاح الدین دو باره به وزارت برگردانده می شود؛ اما نه برای دایم. وزارت خارجه در سیاست جدید کاخ سفید بخشی از وزارت خارجه امریکا است و باید کسی بیاید که از هررهگذر، «آسیاب شده» و چالش آفرینی از نوع گروه گرایی را درضمیرشان دیلیت کرده باشند. مثلاً سید طیب «جواد» یا چند تای دیگر که دست کم موقعیت فردی خود را پوره درک می کنند.