------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

در حال بارکردن…

ه‍.ش. ۱۳۹۵ آذر ۱, دوشنبه

آخرین روزهای زوال بالاحصار کابل

حقایقی در بارۀ بریتانیا و بالاحصار وجنگ دوم افغان- انگلیس
نویسنده: گارین اِوینگ- www.angloafghanwar.info
گزارنده به فارسی- دری، رزاق «مأمون»



نظریه یی که من بیش از  یک بار آن را خوانده ام این است که انگلیس ها در جنگ دوم انگلیس- افغان، بالاحصار بزرگ، قلعۀ قدیمی که قرن ها همانند یک نگهبان بر بالای شهر کابل ایستاده بود، ویران کرده اند. با وجودی که چند کتابی را در بارۀ رابرتس درکابل مطالعه کردم، حقیقتاً نمی توانم بگویم که این مسایل موضوع اصلی بوده باشند و در صحت وسقم مسأله احساس شک و تردید دارم. برای روشن ساختن حقایق، تصمیم گرفتم که درین زمینه به حد بسنده، اطلاعات بسنده و اسناد فراهم کنم تا حقیقت هرچه باشد، افشا شود.
بنابرین نخست می خواستم بدانم داستان از کجا شروع شد. در چند مورد، خبرنگارانی که از افغانستان با من در ارتباط اند، از کتاب معتبر « رهنمای تاریخی کابل» چاپ سال 1972 که نانسی هاچ دوپری کارشناس مجرب تاریخ افغانستان نقل قول می کنند. من با مرور این کتاب، اطلاعات زیر را به دست آوردم:
« بالاحصار به ارتفاع 150 فت بر پهنۀ یک زمین بلند قرار گرفته است و تا بهار سال 1880، شاهد رویداد های هیجان انگیز در تاریخ افغانستان بوده است. در اوایل قرن شانزده، ظهیرالدین محمد بابر، پایه گذار امپراتوری مغل در هند، درین قلعه زنده گی می کرد. وی که به بالاحصار علاقه داشت این قلعه را سروسامان داد و اشعاری در ستایش آن سروده و احکام خود را بیان داشته است. 
پادشاهان بعدی یکی پی دیگر در آن فرماندهی رانده و یا در سیه چال های آن پوسیده اند. سرانجام در یک روز سرنوشت ساز ماه سپتامبر سال 1879  لوئیز کیوگناری فرستادۀ انگلیس با جمعی از نگهبانانش دریکی از ساختمان های جنوب بالاحصار قتل عام شدند. این خیزش آشکار برضد مداخله انگلیس درافغانستان، سبب کشیده شدن پای قشون بریتانیا برای اشغال بالاحصار، و آویختن سران شورشی از چوبه های دار در صحن بالاحصار شد و با فرارسیدن بهار،  آن ها ( انگلیس ها) بالاحصار را « به عنوان آخرین خاطره از اقتدار ما برای گرفتن انتقام هم وطنان ما» منهدم کردند وداستان بدین گونه تمام شد. ( جنرال رابرتس) 
نقل از کتاب «رهنمای تاریخی کابل»، نانسی هاچ دوپری، 1972
اگرچه حقایق شخصی ارائه شده، معقول می نمایند، تفسیرهای متفاوتی به خواننده نمی دهند. حلق آویز کردن افغان ها در بالاحصار یک حقیقت غم انگیز است و من بدین باورم که این مسأله یکی از اعمال بسیار شرم بریتانیا در دوران جنگ بود.  (اقدامی که از سوی فریدریک هریسون در نشریۀ Fortnightly Review  سال 1879 با هوشمندی مورد انتقاد قرار گرفته بود.) آوردن نقل قول از جنرال رابرتس کار درست است ( از زنده گی نامۀ خودش با عنوان «چهل ویک سال درهند»)؛ مگر با مسأله تخریب بالاحصار در بهار سال 1880 ربطی ندارد. حقیقت این است که یک عمل انتقام جویانه به هدف تخریب بالاحصار کابل هرگز اتفاق نیافتاد.
 بیایید به روز شوم سوم سپتامبر 1879 برگردیم؛ زمانی که کیوناری و همکارانش درسفارت از سوی سربازان متمرد افغان که از هرات آمده بودند، به هلاکت رسیدند. ( اگر درآخر آن ها دست به اعتراض زنده برضد دخالت بریتانیا در امور افغانستان زده بودند، اقدام شان از ابتداء برسر این بود که معاش شان پرداخته نشده بود اما درفرجام کار به تظاهرات کشید.
ساختمان اقامت گاه ( بالاحصار) از سوی مهاجمان آتش گرفت؛ سوخت؛ غارت و تباه گردید. ( هرچند ما به گونه یی قطعی نمی توانیم بفهمیم که اگر دشمن؛ شروع به آتشباری کرد، امکان دارد شماری از مدافعان بالاحصار جهت پوشش خود شان در زمان عقب نشینی به سوی داخل قلعه، تیراندازی را آغاز کردند.)
جنرال رابرتس دراکتوبر 1879 با «ارتش انتقام جو»ی خویش وارد کابل شد واولین بار بود که بالاحصار را می دیدند. جوشوا دوک که از دور قلعه را نظاره می کرد می گوید تا آن دم دو سوم قلعه ویران و متروکه شده بود. روز بعد، هینسمان به داخل قلعه رفت. وی می نویسد: 
بنای قلعه درحال فروپاشی است؛ مگر نشانه های بزرگ پایداری و استقامت درآن به چشم می خورد و امکانات به کار گرفته شده در تهداب آن چنان بود که هر دشمن، بی درنگ در برابر دیوار سی تا چهل فوت قرار می گرفت.
یک جادۀ سربالا تا حدود دوازده تا چهارده فت تا دروازۀ قلعه که استحکامات عظیمی دارد، هنوز همچو بنایی نیرومند و ضخیم با بلندای بیست فت باقی مانده است.  این جا باردیگر نشان از ویرانی است و بدنه های داخلی ساختمان فروریخته اند. آن جا کثیف، به هم ریخته و از کار افتاده به نظرمی رسد و راهرو مشرف به خانه های مخروبۀ بارگاه بالاحصار، منظره یی سرشار از ویرانی و آلوده گی را ترسیم می کرد و نشان می داد که اوضاع بدتری هم در راه است. 
- هوارد هینسمان، کابل، 11 اکتوبر 1879-
رابرتس روز بعد یک اعلامیه یی صادر کرد که یک قاضی محلی، آن را به فارسی و پشتو برگردانده بود و در آن، انتقادات مک گریگور از کاربرد واژه های بد و دور از احترام درمتن اعلامیه، «نادیده گرفته» شده بود. 
دراعلامیه گفته شده بود:
«قوای تحت فرمان من اکنون به کابل رسیده و بالاحصار را تصرف کرده است؛ مگر پیشروی ما با مقابلۀ لجوجانه ( اشاره به جنگ چهار آسیاب) مواجه شده است و ساکنان شهر آشکارا با مخالفان همدست شدند. ازین رو، شورشیان در برابر امیر هم دست به تمرد زدند... ویران کردن شهر و زدودن نام کابل در برابر این چنین تخطی یک کیفر موجه و لازمی  خواهد بود. مگر این که حکومت بریتانیای کبیر مایل باشد از رحم و شفقت کار بگیرد، شهر مورد عفو قرار خواهد گرفت. با این حال، نیاز است که نباید کسی از مجازات بگریزد و کیفری که برای آن ها داده می شود، طوری باشد که تا زنده اند آن را احساس کنند و به یاد داشته باشند. بنابرین، اگر از خانه های شهر کدام  حمله نظامی بالای بالاحصار صورت بگیرد، به خاطر مصئونیت و آرامش سربازان انگلیس ساختمان های شهر با خاک یکسان خواهد شد.  
- فریدریک رابرتس، کابل، 12 اکتبر1879
توجه داشته باشید که رابرتس نمی گوید بالاحصار را با خاک یکسان خواهد کرد؛ مگر چندین خانه یی که مانع اشغال نظامی می شدند، گذشته از همه، شما نمی توانید شهری را که قرار است به تصرف درآورید؛ ویران کنید. چنانی که من دریافتم، رابرتس دربالاحصار یا اطراف آن کدام تغییری به میان نیاورد؛ فقط چهار روز بعد، دراثر انفجاری عظیم در ذخیره گاه اسلحه در بالاحصار چند نفر به هلاکت رسیدند و انگلیس ناگزیر شد برای همیشه از آن جا بیرون برود. اگر چه چند روز بعد از آن که آتش سوزی خوابید، مهندسان انگلیس ذخیره گاه اصلی قلعه را مستحکم کردند. 
متن کوتاه جالبی از احساس نگرانی هینسمان در باره انفجار وجود دارد.
« شهر در وحشتی بزرگ به سر می برد، دکان ها بسته و جاده ها خالی از سکنه بودند. گزارش شده بود که چند نفر از ساکنان شهر در اثر سقوط گلوله ها زخمی شده بودند و این فکر درمغز آن ها چاق شده بود که ما زراد خانۀ بالاحصار را قصداً ویران کرده ایم.» - هوارد هینسمان، 16 اکتبر، 1879-
انگلیس نیز در رابطه به انفجار زراد خانۀ بالاحصار سوء ظن داشت. هینسمان سپس نوشت: « اکنون تصمیم گرفته شده است که بالاحصار باید ویران شود.» او بعداً دریک پاورقی اضافه کرد: « این یک تصمیم تأسف باراست که با وقوع قیام ماه دسامبر، هرگز جامۀ عمل نپوشید.» ( منظور هینسمان، به احتمال، قیام کابل وحملات محمد جان خان است- مترجم)
اما انگلیس برای جلوگیری از آتشباری بیشتر، یک نوار مانع چوبی برپا کرد. به نظر می رسید که رابرتس، به طور قطعی خیال داشت که بالاحصار را با خاک یکسان کند. نایب السلطنه لارد لیتون دریک تلگرام ارسالی عنوانی رابرتس در 23 اکتبر 1879 اتمام حجت کرده است که « من مؤکداً بر تخریب فوری و کامل بالاحصار موافقت دارم. فرمانده کل قوا هم موافقت دارد.» و لیتون به تاریخ 2 نوامبر باردیگر عنوانی رابرتس نوشتند:« کار هرچه زود تر به انجام برسد؛ بهتر است.» ( هرچه زود تر، بهتر!- مترجم) مگر براین روبسون در یادداشتی عنوانی رابرتس درهند نوشت: « این نظریه، (تخریب بالاحصار) بی سروصدا منسوخ شده است.» 
در اواخر دسامبر 1879، انگلیس در قرارگاه شیرپور محصور مانده بود و محمد جان با نیروی عظیم کابل و بلندی های اطراف شهر را تصرف کرده بود. خرابی هایی در داخل کابل ؛ به شمول شفاخانه یی که دکتر اوین برای ارائه خدمات به مردان ، زنان و کودکان کابل برپا داشته بود؛ بخشی از عملیات تصرف شهر بود.  خانه ها غارت شده، دروازه ها، پنجره ها و دیوار ها تخریب شده، کف ساختمان ها کنده شده و بازار ها و مغازه ها متلاشی شده بودند. 
افراد جان ( محمد جان خان- مترجم) به بالاحصار هم صدمه وارد کردند و بسیاری از جنگ ابزار های باقی مانده را با خود بردند. انگلیس اطلاعاتی در اختیار داشت که قلعه ماین گذاری شده بود؛ سپس هیچ سربازی درآن جا مستقر نشده بود، تا این که  مهندسان اعلام بی خطری کردند. ( این شایعه تقریباً به طور قطعی نادرست بود.) 
دکترجوشوا دوک پس از شرح در بارۀ پشته های زباله و کثافات در یک مسیر باریک منتهی به «دروازۀ پشاور» بالاحصار، اطلاعات بیشتر می دهد.
«طی بهار وتابستان سال 1880 بیش از نیمی از قلعۀ بالاحصار از کار افتاده بود و تمامی زباله های بازمانده از دوره های گذشته، داوطلبانه مدفون شده بودند. بازار اصلی و خانه های کوچک در اطراف آن، منهدم شده بودند. در زمین های تصرف شده، زرمایش نظامی اجرا می کردند. کشیدن یک جادۀ خوب  از وسط قلعه باعث ویرانی بازارچه ها شد و تا دو باغی مشرف به «دروازۀ لاهوری» امتداد یافته بود. تقریباً درهمه جا، دیوار ها، سالم و دست ناخورده رها شده بودند؛ با این حال، نمای بیرونی آن ها یک اندازه تغییر کرده بود.
یک دیوار پر از سوراخ های دیده بانی، بالاحصار را به دو بخش مربعی شکل تقسیم کرده بود. دیوار ها وتمام قسمت های دفاعی پیرامون قلعه به وسیله مهندسان ما به طور درست ترمیم شده بودند. درگردنه های بالایی قلعه، جنگ افزار هایی سنگین وتفنگچی ها در بالکن ها جا به جا شده و بر شهر مسلط بودند و تغییر استحکامات نظامی قلعه، در برابر هر حمله قوای افغان از پائین، نفوذ نا پذیر بود.
با تسلط انگلیس برکابل در سال 1880، یک دژ لرزان و بلا استفاده به یک سنگر بسیار نیرومند مبدل شده بود و ما هرچند علایم حضور خود را از کابل زدودیم، با این حال، اگر روسیه و دیگر دشمنان ما در آینده، از روی حق داری و یا  بدجنسی، کابل را تصرف کنند، این پیشرفت های ما برای خود ما درد سر ساز خواهد بود. 
- جوشوا دوک، خاطراتی از کارنامه کابل-

انگلیس درماه آگست، کابل را ترک کرد. رابرتس، به هدف کمک به قندهار، روانۀ جنوب شد و استیوارد به مقصد پشاور، راه شرق در پیش گرفت. دژ بالاحصار را همراه با یک فوج پیاده و یک صد سواره نظام، با این اطمینان که امیرعبدالرحمن از آن در تأمین پادشاهی خویش بهره ببرد، به جنرال غلام حیدر خان- جنرال امیر- تحویل دادیم.
   پس ما گفته می توانیم که آری، درواقع، بخش هایی از بالاحصار در بهار 1880 به ویرانه بدل شدند؛ اما بخش های عمدۀ آن زیر تلی از زباله و کثافات مدفون گشته بودند. از طرف دیگر، بالاحصار، ترمیم و استحکام مجدد یافته بود و دلیل ویرانی آن، انتقام جویی نبود. 
رابرتس، تا حدودی زیر تأثیر مرگ دوستش – کیوناری- نقشۀ انهدام کامل بالاحصار را آماده کرده بود؛ با آن هم، او درخصوص تمایل خودش درین باره نوشت؛ درعمل، درسال 1879 چنین چیزی هرگز اتفاق نیافتاد و بالاحصار درمقایسه با انگلیس ها، بیشترینه به دست خود افغان ها تباه شد.
من این مقاله را برای آن ننوشتم که آداب و رفتار انگلیس را در افغانستان درسال 1880 ستایش کنم و یا از روی انگیزه یی ناگوار، کارزاری را برضد کسانی راه بیاندازم که هیچ حرکتی عمدی درین کار از خود نشان نداده اند. و از روزنامه نگارانی کارآزموده یی که نتوانستند از تمام جزئیات یک مبارزۀ درازمدت سر دربیاورند، انتقاد کنم. این مقاله، فقط برای فاش کردن حقایق در پس این بیانیه ( قلعه مخروبه، به وسیلۀ سربازان انگلیس درسال 1879 در تلاقی به مرگ سفیر بریتانیا منهدم شده) است که از نظر تاریخی نادرست است. بریتانیا برای کیفر دهی به شورشگران در دوسال جنگ، به ویرانی حصارها و شهر ها دست زد؛ مگر قلعه بزرگ کابل را که گفته می شود انگلیس ها در 1879 قسماً تخریب کرده اند، تخریب نکرده اند. 
داستان بالاحصار تمام نشده است و دیوارهای آن، تا امروز بر پا ایستاده اند...تقریباً!