------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

در حال بارکردن…

ه‍.ش. ۱۳۹۵ آبان ۲۷, پنجشنبه

درهای کاخ سفید با چه هدفی به روی ترامپ باز شد؟

سرمقاله «راه توده» ارگان نشراتی حزب توده ایران
 جدال اصلی در امریکا بر سر چیست؟


انتخابات ریاست جمهوری در امریکا، در هیچ دوره ای باندازه این دوره که در آن شخصیت پرهیاهوئی بنام "ترامپ" به پیروزی رسید خبر ساز نبود. بویژه در ایران که طیف گسترده مخالف دولت روحانی روی آن نه تنها شرط بندی، بلکه سرمایه گذاری کرده بود. آنها درعین حال که تبلیغات رسانه های امریکائی را علیه ترامپ وسیعا و با انواع عکس های فتوشاپ شده پوشش میدادند، روی پیروزی هیلاری کلینتون حساب کرده بودند.
 امید آنها این بود که خانم کلینتون با سیاستی جنگ طلبانه وارد کاخ سفید خواهد شد و متعاقب آن، باد در پرچم سیاست نظامی در جمهوری اسلامی خواهد پیچید و سفره اعتدال و مذاکره و تفاهم و برجام و هر آنچه که دراین سه سال و نیم بدست آمده جمع خواهد شد. با همین محاسبه حتی احمدی نژاد را برای تبلیغات انتخاباتی 96 شیر کرده و به میدان فرستاده بودند و پس از منتفی شدن نامزدی او، روی سعید جلیلی رئیس شورای عالی امنیت ملی در دوران احمدی نژاد و عامل شکست تمام مذاکرات اتمی آن دوران و سردار قالیباف شهردار تهران حساب باز کردند!
همه این محاسبات، به ناگهان در هم ریخت. آنها و به تبع، بقیه طیف های حکومتی نتوانستند آن جدال سخت پشت صحنه کارزار تبلیغات انتخاباتی با شعارهای عوامفریبانه، در پشت صحنه و در عالی ترین سطوح تصمیم گیری امریکا را حدس بزنند. شاید یگانه فردی که در جمهوری اسلامی به خود جرات داد و جمله ای چند پهلو در این زمینه گفت که با حرف های دیگران متفاوت بود، آخرین سخنرانی رهبر جمهوری اسلامی چند روز پیش از رای گیری بود. 
او با اشاره به برخی سخنان ترامپ گفت که مردم نگاه می کنند به سخنان آن کسی که با صراحت بیشتری از عمق بحران در امریکا سخن می گوید (نقل به مضمون). اما او نیز نه پیش و نه پس از این جمله چند پهلو، در سخنرانی خود نگفت که جدال اصلی در امریکا بر سر چیست؟ تضاد و تقابل اقتصادی میان امریکا و اروپا به نقطه اوج رسیده؟ هزینه های نظامی امریکا در نقاط مختلف جهان کمر اقتصاد این کشور را خم کرده؟ امریکا برای حفظ پرچمداری سرمایه داری جهانی نیازمند بازنگری سیاست های اقتصادی و سیاسی سالهای پس از فروپاشی اتحاد شوروی است؟ 
خطر تبدیل چین به اولین قدرت بزرگ اقتصادی امریکا را تکان داده؟ بدهکاری عظیم امریکا به چین در این انتخابات نقش دارد؟ برآمد قدرتمند نظامی روسیه ارکان نظامی و اقتصادی امریکا را به لرزه در آورده؟ ماجراجوئی های نظامی در منطقه خاورمیانه به نفع اسرائیل دیگر قابل دوام نیست؟ روسیه و امریکا به چه اشتراک نظر و منافع اعلام نشده ای در ارتباط با ضرورت تضعیف اتحادیه اروپا و سپس یارگیری از درون این اتحادیه رسیده اند؟ و سرانجام، برخلاف همه حرف های تبلیغاتی دوران انتخابات، امریکا برای نزدیکی به ایران و جلوگیری از پیشرفت باز هم بیشتر مناسبات نظامی و اقتصادی ایران و روسیه و چین بزرگترین امتیازها را به ایران نخواهد داد که اجرای برجام بخشی از آنست؟
با کمال تاسف این سئوالات و پاسخ به آنها و یا حداقل طرح سئوال از جانب هیچ نشریه ای در داخل ایران و از زبان هیچ مقام حکومتی و مفسری در ایران (و در خارج از کشور) با اعلام نتایج انتخابات نه بر کاغذ آمد و نه بر زبان و همگان در سطح پرت و پلاهای دوران فریب مردم در کارزار انتخاباتی امریکا باقی ماندند. همانطور که نوشتیم شاید یگانه شخصی که یک جمله کوتاه و چند پهلوی خلاف همه نظرات رایج در ایران گفت شخص رهبر جمهوری اسلامی بود.
حتی در روزهای پس از اعلام نتایج انتخابات امریکا نیز، باز هم امام جمعه هائی که در خواب اصحاب کهف بسر می برند، همان حرف های پوچ پیش از رای گیری را تکرار کردند و روزنامه هائی نظیر کیهان و جوان و رسالت و ... نیز بر همین طبل کوبیدند. البته اکنون دیگر آنها نیز بتدریج از خواب بیدار شده اند، گرچه هنوز امیدوارند به لولوی "ترامپ" واتخاذ مواضعی خصمانه نسبت به ایران، پایه های آنها در حکومت تقویت شود. آنها هنوز بدنبال ترامپ دوران تبلیغات انتخاباتی اند با هوچی بازی، همان ترامپ را تبلیغ می کنند. شاید سخنان هفته گذشته امام جمعه مشهد "علم الهدا" که از پشت تریبون نماز جمعه، دستمالی شدن یک دختر 13 ساله توسط ترامپ را مبنای درک خود از انتخابات امریکا و تحولی که در این کشور در شرف وقوع است قرار داد، یکی از بارز ترین نمونه ها باشد.
ما در همینجا درک خود از تحولی که به آن اشاره کردیم را با صراحت می نویسیم تا خوانندگان این سرمقاله تصور نکنند ما دچار توهم هستیم:
انتخابات اخیر امریکا و پیروزی ترامپ هرگز به معنای تحول و دگرگونی در ساختار اقتصادی و امپریالیستی امریکا نیست. بلکه گام تازه ایست برای نجات پرچمدار امپریالیسم جهانی از بحران و ادامه هژمونی آن برجهان. درعین حال که بر این واقعیت نیز واقف هستیم، این را هم نباید از نظر دور بداریم که در این مانور نیز، مانند هر مانور و رفرم دیگری در هر زمینه و هر کشور و هر نظامی، امکانات نوینی بوجود می آید که میتوان از آن به سود نیاز بشریت به صلح و نیاز کشورها به حفظ استقلال خود بهره گرفت. برای نمونه از تغییر سیاست جنگ نیابتی در خاورمیانه و تکه تکه کردن کشورهای این منطقه که خانم کلینتون برای ادامه آن خیز برداشته بود. مرکز اصلی فکر و هدایت و برنامه ریزی امریکا در پشت صحنه انتخابات این کشور، حتی اگر در میان خود جدالی هم داشتند سرانجام به یک نظر واحد رسیدند و آن تغییر سیاست دو دهه گذشته و دوران پس از فروپاشی اتحاد شوروی بود! و باز کردن درهای کاخ سفید به روی ترامپ حاصل این تصمیم بود.