-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۵ آذر ۲۷, شنبه

انتقام اتحاد شوروی از جنرال ضیاءالحق

نخستین گزارش پژوهشی در رابطه به قیام سربازان شوروی- افغان در پایگاه «بده بیر» پشاور درسال 1985
نویسنده: کمالاکاران
منبع: RUSSIA BOYOND THE HEADLINES
گزارنده به فارسی: رزاق مأمون



جنرال پرویز مشرف دکتاتور برکنار شدۀ پاکستان در اتوبیوگرافی خویش « درخط آتش» با افتخار می گوید آنچه که پاکستان برای درهم شکستن روسیه در جنگ ( افغانستان) انجام داده، ناپلئون و هیتلر انجام نداده بودند. مشرف در بارۀ نقش پاکستان در بیرون راندن اتحاد شوروی (سابق) سخن رانده است.

اکنون که جنرال ها در راولپندی، آشکارا در بارۀ سوء استفاده شان از جنگ صحبت می کنند، درسال 1985 تلاش می کردند که از نقش مستقیم شان در جنگ انکار کنند. دربهار 1985 12 سرباز شوروی همراه با 40 سرباز افغان به طور سری دریک مرکز آموزش نظامی ( بده بیر) که از سوی سی آی ای برای مجاهدین افغان تأسیس شده بود، زندانی بودند.

الکسی دودنیک، تاریخ نگار مقیم مسکو به (RBTH) گفت: «افسران اطلاعاتی شوروی می دانستند که آن ها دستگیر شده بودند؛ مگر در تعیین دقیق محل حبس آن ها، ناتوان بودند. بده بیر به حیث یک مرکز فراهم کنندۀ کمک به پناهنده گان افغان اعمار شده بود اما حضور مشاوران نظامی از طرف سی آی ای اشد محرم بود.»

تلاش برای فرار از زندان

برنامه ریزی برای فرار از سوی زندانی های شوروی و افغان به رهبری دوویچنکو، چند هفته را در برگرفت. دودنیک می گوید: «آن ها حرکات زندانبانان را که خالص افراد مذهبی بودند، زیر نظارت داشتند. شام 26 اپریل 1985 از 72 تن پاسبانان زندان، تعداد انگشت شماری باقی مانده بودند، چون دیگران برای ادای نماز به مسجدی درآن نزدیکی رفته بودند. این لحظه یی بود که زندانیان در انتظار آن بودند.»

با درک این که زندان از وجود محافظان خالی شده بود، یک دسته از سربازان شوروی تحت هدایت دوویچنکو بر یک پهره داری که برای زندانیان آبگوشت می آورد، غلبه کردند. سپس آن ها دو محافظ را در انبار قلعه از پا درآوردند وپیش از آن که زندانیان را آزاد کنند، جنگ ابزارها را قبضه کردند.

دودنیک می گوید: « هدف آن ها گرفتن برج مخابرۀ رادیویی و ارسال اطلاعات به نیروهای شوروی مستقر در افغانستان، دربارۀ محل بودوباش شان بود.» سرپاسبان با دادن آلارم خطر، به جنگ بیرحمانه یی میدان داد. موقعیت های کلیدی قلعه دراختیار زندانیان باقی ماند.

قلعۀ بده بیر به زودی از سوی مجاهدین افغان، پیاده نظام پاکستانی، واحد های تانک و قوای توپخانه محاصره شده بود. برهان الدین ربانی که بعد ها رئیس جمهور افغانستان شد، درابتداء سعی کرد با زندانیان از درِ مذاکره پیش آید واصرار داشت که آن ها آزاد خواهند شد. دودنیک می گوید: « از آن جایی که پاکستان نمی خواست با افشای معلومات دربارۀ حضور سربازان (درخاک خودش) خشم شوروی را برانگیزد، هرگز با این امر موافق نبود.»

با وجود دشواری های فراوان، سربازان شوروی وافغان با مقاومتی خشماگین به یک جنگ تن به تن روی آوردند که تا روز بعد به درازا کشید. برخی گزارش ها حکایه دارند که حتی چرخبال های پاکستان وارد عملیات شدند که درفرجام، قلعۀ بده بیر درنتیجۀ انفجار با خاک یکسان شد.

دلیل انفجار مبهم مانده است. برخی گزارش ها مشعراند که نیروهای هوایی پاکستان تصادفاً یک انبارتسلیحات جنگی را که درآن بیش از دو میلیون موشک های پیشرفته و جنگ ابزارها موجود بودند، بمباران کردند.

آیا کسانی نجات یافته بودند؟

باور برین است که تمام زندانیان جان های شان را درآن قیام از دست دادند؛ مگر تردید هایی وجود دارد.
 دودنیک می گوید که با توجه به پنهان کاری ذاتی در اتحاد شوروی، هیچ اظهار نظر رسمی درین باره صورت نگرفت. به گفته او« این احتمال وجود دارد که چند تن از سربازان شوروی از آن جا فرار کرده و خود را به افغانستان رسانیده باشند.»

مجلۀ روسکایا سمیورکا با اشاره به یک نامه غیررسمی وزارت امور خارجه امریکا در سال 1985 می گوید: « ساحۀ اردوگاه کمک های بشردوستان درمساحت تقریباً یک ونیم کیلومتر مربع، زیر لایه های متراکم توته پاره های راکت ها، خمپاره ها و ماین ها و همچنین بقایای اجساد انسان مدفون شده بود. انفجار به اندازه یی نیرومند بود که همه ساکنان محلی درفاصله چهار میل ( برابر با شش کیلومتر) ازاردوگاه آمده بودند؛ جایی که در قبضۀ چهارده تن از چتربازان روسی قرار داشت و دو تن شان از آن شورش درهم شکننده جان به سلامت بردند.»

منابع روسی مجموع تلفات دشمن را به تعداد 120 مجاهد افغان، 90 سرباز پاکستانی و شش امداد گر خارجی تخمین می زنند. 
حکومت پاکستان به رهبری جنرال محمد ضیاءالحق تلاش به خرج داد تا رسانه های پاکستان را از نوشتن گزارش دربارۀ رویداد بده بیر مانع شود؛ اما روزنامه مسلم با تکیه براصول رسانه، گزارش حادثه را نوشت که تمام  مطبوعات پاکستان آن را منتشر کردند.
دودنیک می گوید: «این تنها رویدادی بود که روسیه و پاکستان درآن به گونه رویاروی باهم درگیر شدند.»

انتقام جویی روسیه 

گزارش های مجله روسکایا سمیورکا مشعر اند که اتحاد شوروی انتقام سختی گرفت.
مجله می نگارد: « در سال 1987 براثر حمله شوروی بر پاکستان، 234 تن ازمجاهدین و سربازان پاکستان به هلاکت رسیدند.» به گفتۀ مجله « در10 اپریل 1988 دریک زراد خانۀ مهمات در کمپ اوژری که بین اسلام آباد و راولپندی قرار دارد، انفجاری عظیم روی داد که درآن از یک هزار تا هزار وسه صد تن جان باختند.» پژوهشگران نتیجه گیری کرده اند که آن حادثه یک تخطی بود.»

دودنیک می گوید که بسیاری از تحلیل گران در وزارت دفاع پاکستان، حتی اتحاد شوروی را به خاطر برنامه ریزی سقوط هواپیمایی که جنرال ضیاء الحق درآن جان باخت؛ مورد سرزنش قرار می دهند.

هرچند روابط میان پاکستان و روسیه درسالیان پسین گرم شده، قیام بده بیر از خاطره ها نرفته است. ویاچسلاو تروبنیکوف سفیر پیشین روسیه در هند، ماه گذشته به ( Russia Direct) اظهارداشت: « بسنده است که شورش زندانیان جنگی درپشاور درخاطره ها زنده شود که از سوی نیروهای پاکستانی به طرز وحشیانه ای منکوب شدند.» این خاطره هنوز ماندگار است؛ مگر درحال حاضر ما نیاز داریم از یک چشم انداز گسترده به مسایل نگاه کنیم.»

نظامیان بازنشسته روسیه و مؤرخان هنوز خواستار اطلاعات بیشتر در بارۀ قیام بده بیر اند. تورن جنرال بازنشسته الکساندرکریلین دبیر هیأت اکادمیک مجمع تاریخ نگاران نظامی روسیه درجون 2016 به خبرگزاری نووستی گفته است: « ما اطلاعاتی به دست آورده ایم که یکی از کسانی که درآن حوادث اشتراک داشته، درایالات متحدۀ امریکا به سر می برد و ما از امریکایی ها خواستیم که توضیح دهند ما چه گونه می توانیم با وی تماس بگیریم.

دودنیک می گوید: «قهرمانی نظامیان روسی درافغانستان درفیلم "کمپنی نهم" به نمایش گذاشته شده ا ست. قیام بده بیر عمل شجاعانۀ دیگری است که مردم روسیه باید در بارۀ آن بدانند.»

اشاره مترجم: از کاوش های نویسنده، می توان فهمید که 40 سرباز دولتی افغانستان نیز دوش به دوش سربازان شوروی تا آخر رزمیدند؛ اما به نقش آن ها درین مقاله اصلاً اشاره یی نشده است. روس ها هنوز در دیدن ماهیت افغانستان فاقد بصیرت اند. من آن زمان در زندان پلچرخی بودم. درسراسر ساعاتی که این گزارش را به فارسی دری ترجمه می کردم، صدای آوازخوان حماسی- حزبی مرحوم مسحور «جمال» .... بده بیر... بده بیر... بده بیر در گوش هایم پخش می شد. دریکی از داستان های رهنورد «زریاب» زنی ناگه می گوید: چه زود پیر شدم! 
بر همان سبیل، وقتی برگردان گزارش را تمام کردم، به حجم دوعالم احساس دریغ، زیرلب گفتم: هی های... چه نسل سوخته یی بودیم!