-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

ه‍.ش. ۱۳۹۶ فروردین ۱۰, پنجشنبه

نمودار های تئوریک کوچ کشی امریکا از افغانستان

تمام روزنامه های امریکا به دفاع از طالبان برخاسته اند. در حالی که کندز، بغلان، هلمند و ننگرهار عملاً در خط شعاع تروریزم قرار دارند، فهمیدن معجزه «مشوره» این ها خود اعجازی چند لایه است.


به گزارش روزنامه واشنگتن تایمز، جگرن پول ریویرا که پنج سال قبل در هلمند بوده به آن روزنامه  گفته‎است که ماموریت کنونی وی درافغانستان خیلی تفاوت دارد. جگرن مذکور قرار است این بار در معیت 300 سرباز دو باره به افغانستان گسیل شود.

او گفته‎است که نیروهای خارجی قبلا نقش رهبری کننده در جنگ داشتند ولی اکنون این نقش از نیروهای افغان است.
جگرن ریورا که با سه صد سرباز دیگر در بهار جاری به افغانستان می‎رود نقش جدید خود را در یک مثال تشریح کرده گفته‎است:
" اکنون من رانندۀ موتر نخواهم بود، راننده کسی دیگر خواهد بود و من صرف به او مشوره خواهم داد که چگونه می تواند درست و مصئون رانندگی کند."
می گویند 13600 نفر به مشوره دهی حضور دارند. این همه مشاور برای اردوی یک میلیونی دارای واحد های بزرگ تعرضی، زره پوش، هوایی، دریایی و سیستم های بالستیکی است. اردوی افغانستان که چیزی ندارد. این ها چه مشوره می دهند؟
درین حال ستیفن والت منتشره در نشریه فارن پالیسی این است که نزاع افغانستان یک حل سیاسی وسیع است که همۀ گروه‎های رقیب داخلی را باهم آشتی سازد و قدرت‎های بیرونی مداخله گر درین کشور را به یک نقش سازنده تشویق کند حل درازمدت این نزاع می‎باشد.
این جاست که به قول «مارکس» در «هجده برومر لویی بناپارت «کوه موش زایید» آن هم موشی که جنسیتش معلوم نیست. ما که از دربه دری های خود و تاریخ خویش کم وبیش ذهنیتی داریم، متوجه شده ایم که اردوگاه غرب در دام افغانستان گرفتار آمده است. دو راه اکنون پیش روی شان است: جنگ عظیم برای پیروزی کامل یا تا دیره نشده ( کوچ کشی)
این درحالی است که همین ستیفن والت می گوید که اکنون تقریبا همه می‎فهمند که استفادۀ طالبان از خاک پاکستان و کمک استخبارات این کشور با آن‎ها یک مشکل اساسی است. ونمی گوید که حل این مشکل دیگر در توان امریکا و ناتو نیست.
اوج سردرگمی هراسناک که از قلم ستیفن خان می ریزد چنین است:  بدون یک تلاش دیپلوماتیک نیرومند، پیشرفته و روشن پیروزی دراز مدت در افغانستان بعید به نظر می‎رسد.