-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

ه‍.ش. ۱۳۹۶ اردیبهشت ۲, شنبه

وظیفه اصلی اردوی ملی، ادای نماز جماعت نیست.

 در ساعاتی که حصار قول اردوی شاهین شکسته شده و همانند یک پادگان خیمه ای یا صحرایی از هر سو متلاشی می شد، فایده سیاسی اسب نوازی دکترغنی، معادل یک افتضاح ملی است. 



 گزارش های اولیه که سران حکومت از همرسانی آن پرهیز می کنند، مشعر اند که شماری از مقامات رهبری قول اردوی شاهین به شمول چند سرباز مشکوک، زمینه را برای راه یابی یک گروه ده نفری دشمن در یک موعد مقرر ( نماز جمعه) فراهم کرده اند.
 درگزارش قید شده است که نفرات دشمن کاملن مجهز با سازوبرگ انتقالاتی، لباس و جنگ ابزار خود فرقه به آن جا داخل شدند.

این پروژه زمانی به راه افتاد که یک گروه از درباریان وابسته به «ستون پنجم» پاکستان برای سرگرمی سرقوماندان اعلی بی خبر از فن جنگ و هنر اطلاعاتی، اسب نقره گون حافظ سعید رهبر داعش را به «حضور» پیشکش کرده و لگام آن جاندار میدان باخته را به دستش دادند تا درمیدان دیگری برنده شوند. حالا هر ناظر اوضاع می داند این سناریو از بهر چه بود!

در ساعاتی که حصار قول اردوی شاهین شکسته شده و همانند یک پادگان خیمه ای یا صحرایی از هر سو متلاشی می شد، فایده سیاسی اسب نوازی دکترغنی، معادل یک افتضاح ملی است.

وظیفه لشکر رزمی دریک حالت اضطراری، خروج از وضعیت دفاع و تمرکز به صورت خلع سلاح دریک نقطه نیست. در هیچ کشوری، درهیچ آئینی روا دانسته نشده است که لشکر جنگی که رسالتش دفاع از میهن و خلق است، خودش را خلع سلاح کرده، به صف بیایستد تا از چهار طرف به وسیلۀ دشمن قصابی شود.  این چنین قرنتینه، خیانت به انفاس از دست رفته و امر دفاع از کشور است. دفاع ازامنیت مردم به بهای شیرین ترین موهبت بشری ( زنده گی) از هر عبادتی افضل تر است. 

روش های ظاهری اردوی ملی از تشکیلات شبه ملیشیایی پاکستان با شعار مشابه ( خدا، وطن، وظیفه) روبرداری شده و یک  رسم نا متعارف و نوعی پایبندی به جنگ های تکفیری است که خاص برای پاکستان در برابر هندی ها طراحی شده است. ساختار اردوی پاکستان از نظر فکری، بر فتاوی مذهبی و تکفیر وجهاد استوار است. این شگرد بعد از فروپاشی اردوی دکترنجیب الله، به افغانستان سرایت کرد و در زمان حامد کرزی شماری از سالوسان سیاسی ومزد بگیران آی اس آی برای آن که در برابر تروریستان، خود را در ظاهر مسلمان تر جلوه بدهند، همان غلظت مذهبی ظاهری را بر رفتار نظامیان مملکت که با انواع شیاطین تکفیری در نبرد اند، تحمیل کردند. این هم نتیجۀ تحمیل کارشیوۀ خشکه مقدسان که تا کنون درهمه جا به نفع تروریزم میوه داده و درشت ترین نماد آن در بلخ اتفاق افتاد که هم «خدا» از کمک به آن ها مضایقه کرد، هم «وطن» زخم دیگری خورد و هم فراموشی «وظیفه» یک کربلای دیگر را رقم زد.