-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

ه‍.ش. ۱۳۹۶ فروردین ۱۵, سه‌شنبه

نخستین جهش سیاسی لطیف «پدرام» پس از سی سال


دعوای لواطت کاری پدرام از زبان آرین یون، دو گپ دارد: یا وی عکس وتصویر از صحنه های لواطت کاری دارد که باید به مطبوعات بکشد؛ یا خود شاهد صحنه بوده؛ درهرحال باید اثبات کند. گزینه سومی در میان نیست.



تنها مساعدت اوضاع سیاسی- تاریخی نیست که لطیف پدرام را برصدر چالش های جدید فراز آورده است. «تصمیم گرفته شده است» که وی به یک فیگور تاریخی- سیاسی تبدیل شود. این یک روندی گریز ناپذیر است. اما عاملی که بیش از میزان  انتظار، جایگاه رو به گسترش پدرام سیاسی را کانکریت ریخته، اوقات تلخی های سبکسرانۀ جوانی تازه گام به نام کمال ناصر «اصولی» و آرین «یون» بود. آن ها از زمینه قوۀ مقننه، بی هیچ پروایی، در برابر پدرام، به جای بحث مستدل و تبیین مجموعه اسناد تاریخی، با اسلحه کشتن و سنگسار و اتهام لواطت کاری به غرش درآمدند و بر نعش قانون اساسی مملکت پاشنه کوبیدند. شگفتا! فتوای سانسور از تروریستان خون پرست دریغ می دارند؛ اما درحق پدرام مرعی می پندارند.
البته شکست پرخاشگران به آسانی جبران پذیر نیست.
پدرام بدین نظر است که حرافی های «دیورند»ی، «کاربرد داخلی دارد.» درخت دهن لقی های فاجعه بار داوود خان تا آرین «یون» همه اش از چشمه سیاست بازی های «کاربرد داخلی» آب می خورد. اما سیاست بازی اگر به حد اعلای افراط برسد، فاجعه بار می آورد. کمال ناصر اصولی بدون اتکا به یک منبع و سند گفت که دکترنجیب الله به خاطر «دیورند» «شهید شد.» اما شاید هرگز بر زبان نیاورد که اعدام کننده های حضوری دکترنجیب الله، از شهنواز تنی وغرزی تا نصیرالله «بابر» و کرنیل امام، پشتون های سرشناسی بودند که افغانستان را به خاطر بقای پاکستان، قدم به قدم به تباهی بردند. شرط می بندم، اگر آرین یون و کمال ناصر به مهمند ایجنسی بروند و دعوای مالکیت ووکالت سرزمین های پشتون نشین آن سوی سرحد را بکنند؛ زنده و سلامت به کابل برنخواهند گشت. اما اگر به 34 ولایت کشورخود ما بروند، کسی دم راه شان نخواهد ایستاد.
 قدر خانه خود را بدانید.
دعوای لواطت کاری پدرام از زبان آرین یون، دو گپ دارد: یا وی عکس وتصویر از صحنه های لواطت کاری دارد که باید به مطبوعات بکشد؛ یا خود شاهد صحنه بوده؛ درهرحال باید اثبات کند. گزینه سومی در میان نیست. درشرایطی که شبکه های نظارت رسانه ای فعال اند، مثل چهل پنجاه سال پیش هرگز نمی توان چرت وپرت از دهن برون داد وتاوانش را نداد. غرش اهانت بار علیه پدرام، با تولید هرج ومرج، ممکن است بر جبهه درحال انتظام جنگ علیه پاکستان که سه نسل ما را به خاک وخون کشیده، تأثیرمنفی بگذارد. قطعاً مطمئن هستم که کمال ناصر وآرین یون، هیچ گاه به جنگ تروریزم پاکستان نخواهند رفت؛ اما از هم گسیخته گی درداخل خانه را افزایش می دهند.
بازهم مکرر می کنم که پرخاشگران، در رد منطقی مجموعه مستندات تاریخی، هرگز به صحنه نخواهند آمد. آگاهان و دانشمندان پشتون پوره مطلع اند که عبدالرحمن خان چه «کارستانی» درحق باشنده های این خطه مرتکب شده است. سکوت چیزفهمان پشتون، تصادفی نیست. نویسنده گان انگلیس نوشته اند که افغان ها با وصف «معاهده گندمک» جنگ دوم را برده بودند، فقط برای آزمون یک بخت وطالع، تصادفاً یک پیشنهادی به عبدالرحمن دادیم که حکومت کابل را برعهده بگیرد که که با مخارج اندک، درکمال شگفتنی، نقش زدیم!
صلابت بی پیشینۀ پدرام در رابطه به سریال آشوبگری های استفاده جویانه از «دیورند» درهمین امر نهفته  است. اما بیایید برای یک دعوایی ختم شده، سر وپوز همدیگر را در همین جغرافیایی که برای ما (هنوز) باقی است، متلاشی نکنیم. اگر بلایی برسر کمال ناصر یا یون بیاید، مطمین باشید که هیچ کسی از مهمند، باجور، تیرا یا پاره چنار به یاری شان نخواهد آمد؛ کسانی که دست یاری به سوی شان دراز خواهند کرد، غیر از همسایه های ازبک، هزاره وتاجک شان هیچ کس دیگری نخواهد بود. اگرمن جای کمال ناصر و عمرداووزی بودم، همین تاریخ های نیمه فرمایشی و دیزاین شدۀ ناسیونالیستی را از نظر می گذراندم ولااقل از دیگران سوال می کردم که چرا درین هفتاد سال، حتی در زمان صدارت سردار داوود خان و دوره ریاست جمهوری اش، یک ورق درخواست ودادخواهی رسمی از سوی حکومت های افغانستان در بایگانی سازمان ملل متحد در رابطه به «دیورند» وجود ندارد؟
مصلحت ما درچیست؟ کشور ما با وجود درهم ریخته گی چهل ساله، اکنون با پیچیده شدن نبرد منطقه ای، پوتنسیال های چشمگیری را دراختیار دارد تا جنگ استراتیژیک علیه پاکستان را مرحله به مرحله از گردنه های عملیاتی عبور بدهد و ضربه را با ضربه پاسخ بگوید. این امکان تاریخی را چرا به دست خود خراب می کنیم؟ پاکستان، پشتون، تاجک، هزاره و همه را دریک طشت خمیر می کند تا برای «جمهوری اسلامی پاکستان» نان ماندگاری بپزد. دعوای خیالی را کنار بگذارید؛ به این بیاندیشید که پاکستان، به خصوص شخصیت های پشتون تبار در ارگان های نظامی، سیاسی، رسانه ای و دولتی پاکستان، رد پای شما را در کابل، درخاک جبار، درشهر نو یا شمال و جنوب رها نخواهد کرد.