-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۶ اردیبهشت ۴, دوشنبه

سفیر انگلیس و فرزند حکمتیار با یونس قانونی چه گفتند؟

من، به دلایل حرفه ای و شخصی و به دلایلی دیگر، هرگز حق ندارم منابع خود را افشا کنم. حالا اگر کسی بگوید دروغ است، حق دارد.
دیروز سفیرانگلیس درکابل و فرزند حکمتیار و شماری دیگراز مقامات دارای سوابق مختلف در مورد مسایل جاری با محمد یونس «قانونی» مشورت ها و صحبت هایی را انجام داده اند. قانونی از متحدان اعتمادی دولت انگلیس است. رفتن آن دو با روابط سیاسی و عملیاتی پیچیده ای عجین است.
در ادامه همین خبر توضیحی در باره انتشار گزارش راه اندازی حرکت فراگیر جبهه ضد طالبان علیه حکومت غنی- عبدالله می نویسم که دیشب از گزارشنامه افغانستان همرسانی شد.
بعد ازانتشار گزارش مربوط به تدارک یک حرکت سراسری به هدف سقوط دولت غنی- عبدالله، شماری از ناظران کمافی السابق، مدعی اند که این ماجرا «دروغ» وساخته گی است.  اما ظاهرا فراموش کرده اند که احمد ضیاء «مسعود» همین سه روز پیش، صورت ماجرا را تقریبا به عین روایت از زبانش برون داد. من، چرا باید نیازی به دروغ پراکنی داشته باشم تا خود را زیر طعن ولعن افکار عمومی بیاندازم؟
آیا شما دوست دارید حادثه دروغ بسازید و از واکنش های منفی دیگران لذت ببرید؟


من، مرز بین ژورنالیزم عملیاتی، پژوهشی، رسمی و یک بار مصرف را می دانم. من ده سال برای بی بی سی و رادیو آزادی کارکرده و نشریات مختلفی را گرداننده گی کرده ام. از عمق روابط میان جناح های سیاسی نیز آگاهی دارم و هر روز سریالی از اخبار آن چنانی غیر رسانه ای روی میزم قرار دارد. هر مخاطبی که با من موافق نیست من برایش حرمت قایلم. ما در یک مخصمه تاریخی گرفتار آمده ایم.

از هموطنانم انتظار دارم کمی به مبداء حوادث نگاهی داشته باشند.

زمانی که گزارش انتقال ۱۲۰ میلیون دالر از سوی همسر دکترغنی به فرزندش انتشار یافت، بازهم گفتند که دروغ است. وقتی ۲۴ سند ثقه درمورد تشکیل «گروه مرگ داعش» پخش شد، بازهم همین «یک عده» با یک نفی چشم بسته، برآن ماجرا خط بطلان کشیدند. حالا بروید مظاهر آن سرمایه باد آورده را درامریکا مشاهده کنید.
 البته در چنین شرایطی که افکار عامه با سیلاب خبری مواجه است، سردرگمی و نگاه متفاوت تا حد زیادی باید چنین باشد. زیرا این مسایل «خلاف عادت رسانه ای» و تکان دهنده از خبرنامه ارگ همرسانی نشده یا شبکه های خبری رسمی از آن مطلع نبوده اند. شبکه های رسمی، کارشان هماره بعد از وقوع حادثه شروع می شود و به دلایل مختلفی که همه می دانیم به جریان های سری سر شان داخل نیست. خبر های تکان دهنده علی السویه برای مخاطبان اهمیت ندارد. این که برای یک عده مردم باور کردن یک خبر لرزاننده خلاف عادت تلقی می شود، امری پذیره ای است و به مخالفان و موافقان ارزش قایلم.


مثلا تازه ترین خبر این است که دیروز سفیرانگلیس و فرزند حکمتیار- حبیب الرحمن- و شماری از سران به خانه محمد یونس قانونی رفته بودند.
حالا که خبر ماجرا را دریک جمله نوشتم بازهم رگ وابسته گی ها وقیاس های شخصی و گروهی متورم می شود. لابد به یاد دارید که ریاست اجراییه به نشانی احمد ضیاء مسعود عضو ارشد رهبری جمیعت اسلامی، عضودودمان جاوانیاد احمد شاه «مسعود» و داماد شادروان استاد «ربانی» «هشدار» صادر کرد. این هشدار از کجا آمد؟ یا جنرال دوستم و استاد عطا روی چه موضوعی نیم ساعت روی چه موضوع بحث کرده اند؟ متوجه می شوید این خبر از طریق خبرنامه ارگ یا تلویزیون شنیده نشده اما شبکه های تماس برای من اطلاع رسانی می کنند. من، به دلایل حرفه ای و شخصی و به دلایلی دیگر، هرگز حق ندارم منابع خود را افشا کنم. حالا اگر کسی بگوید دروغ است، حق دارد.
             من طریق سعی می آرم به جا               ليس للإنسان إلا ما سعى.