-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۶ اردیبهشت ۲۲, جمعه

باد از کدام سو در پرچم کرُدهای منطقه می وزد؟

 نوشته "آی دمیر گولر"- ترجمه بهزاد دولت آبادی
 این نوشته برگردان مقالۀ "آی دمیر گولر" عضو کمیتۀ مرکزی حزب کمونیست ترکیه  با عنوان "افق کرد" می باشد که تحت عنوان "افق کرُد" در تاریخ 10 ماه مه 2017 در "پورتال خبری" حزب به نام "سول حابر پورتالی" منتشر شده است:
 
 

 
 
جغرافیای ملی خلق کرد شامل گستره ای در خاک های چهار کشور می باشد و ده ها سال است که مرکز سیاست ملی اش در میان این تقسیمات جابجا می شود. لازم نیست به گذشتۀ دوری رفت؛ در دورۀ جمهوری "مهاباد" در کردستان ایران مرکز بود. خاندان بارزانی برای مدتی طولانی مرکز ثقل را به جنوب انتقال داد و قیام های داخل ترکیه نیز قادر به جابجایی این وزنه نبود.
 
 ولی بادی که در سال های بعد از ١٩٨٠  توسط "آپو" (عبدالله اوجالان- م) وزیدن گرفت یک جابجایی دیگر را پدید آورد. تا حدی که، حتی به دشواری می توان گفت که تشکیل یک دولت (کرُد) در شمال عراق توانسته باشد تغییری در شکل گیری این تابلو بوجود آورد. هر چند دولت خود مختار کردستان عراق در روابط بین المللی صاحب جایگاه بسیار پر اهمیتی شد ولی اگر از زاویۀ دینامیسم ملی کرد بنگریم، این کردهای ترکیه بودند که به  جایگاه برترشان ادامه دادند.
 
 
در سال ٢٠١٥  با کور شدن جاده و روند حل صلح آمیز مناقشات بین دولت مرکزی ترکیه و کرد تبارهای ترکیه وضعیت شروع به تغییر کرد. سیاست کرُد تمامی سرمایه اش را به امید رفرم در ترکیه گذاشته بود. حتی امروز نیز، علی رغم تمامی فشارهای وارده از جانب حزب عدالت- توسعه، نمایندگان سیاسی  حرکت کرد در ترکیه هست و نیستشان را به امید و انتظار میز مذاکره گذاشته اند. با این حال آخرین جابجایی در مرکز ثقل دینامیسم ملی کرد به وقوع پیوست و این مرکز به سوریه منتقل شد. 
با پایان جنگ جهانی دوم یک حرکت در جغرافیای ایران به دنبال ایجاد رابطه ای متفق با اتحاد شوروی بود. ١٥-٢٠ سال بعد از آن، همین حرکت آزادی طلبی کرد این بار در قالب حرکت سوسیالیستی در ترکیه آغاز به تنفس نمود. و اکنون همان جریان در "روژوا" به موازنۀ آمریکا-روسیه پناه برده. طرد و تَرک شدن از جانب ایالات متحده را ورشکستگی می پندارند و اگر دریافت تسلیحات سنگین از طرف آمریکا را یک پیروزی تاریخی می انگارند، پس می توان گفت که مختصات سیاست کرد از هم اکنون معلوم است. می توان نتیجه گرفت که تنش سیاسی بین سنت بارزانی راستگرا و کردهای چپگرای ترکیه هم اکنون مبدل به رقابت در نزدیکی به ایالات متحده گشته است. از طرفی روسیه نیز مدت ها در این میدان است و "روس گرایی" نیز می تواند موضوع رقابت دیگری شود.   
 
اپورتونیست های یونان با توسل به آنهایی که حتی صمیمانه تصور می کردند که "سیریزا" سوسیالیزم را به ارمغان خواهد آورد، نتوانستند خود را از سیستمی که مدافع منافع امپریالیزم است نجات دهند. اینکه در انتخابات پیشین فرانسه پیروزی "فرانسوا اولاند" با پرچم های سرخ در پاریس جشن گرفته شد در ماهیت ارتجاعی- بورژوایی صد سالۀ سوسیال دمکرات ها هیچ تغییری بوجود نیاورد و به شکلی مشابه، موجودیت چپ ها در صفوف حرکت کردها، نمی تواند حرکت سیاسی کرد را از موازنه و معادلۀ امپریالیستی خارج سازد.
مسئله به همین جا ختم نمی شود. آزادیخواهی و رهای خواهی ملی کرد در "روژوا" به پایان رسید. در این معادله، واژه های آزادی و رهایی دیگر فراتر از یک دموگوژی (مردم فریبی) بورژوایی نخواهد بود. هر چند می شود با داستان های "کمون" کودکان را فریب داد، ولی افسوس که صحبت از "کمون" جرمی سنگین است.
 
سیاست تاریخی معاصر کرد را اینگونه نیز می توان خواند: حرکت سوسسیالیستی و انقلابی ترکیه، در دورۀ رشد و نموش دو ضربه را متوجه  خصلت تاریخی خود و نهضت کردها کرد.
1-  "عصیان های فئودالی" ضد جمهوریت که تا اواخر سال های ١٩٣٠ ادامه داشت و به دنبالش با آغاز نظام تک حزبی ایجاد تفاهم بر سر "مالکیت ارضی" و به دنبال آن،
 2- جدایی و انشقاق در صفوف مبارزۀ زحمتکشان و کارگران ترکیه با هم صنف های کردشان. از این به بعد مطالبات آزادی طلبانۀ ملی در موضع چپ و عصیان ها بر شانۀ رعیت ساکن ده محول شد.
تعارض و میدان طلبی چپ گرایی با ساختار سنتی موجب عقب ماندن و ضعف نیروهای چپ شد. سپس روابط برعکس شد و این بار حرکت ملی گرایانۀ کرد آغاز به تضعیف و لیبرالیزه کردن ارزش های چپ شد. با تغییر مرکز ثقل به کردستان سوریه شاهد تحول منطقی این دگرگونی هستیم. و حال اگر در این مقطع موضوع حقوق ملی در اولویت است، هیچ برنامه و گرایش چپ نباید به موازات وعده های تسلیحاتی ایالات متحده که گویا از نان و آب نیز مهم ترند باشد. 
با این حال نباید تصور کرد که دینامیزم ملی کرد پیوندش با حرکت انقلابی سوسیالیستی در ترکیه را از دست داده. زحمتکشان کرد در هر سلول این کشور پخش شده اند و دارای پیوند با زحمتکشان کل ترکیه هستند. بخش کرد تبار زحمتکشان میهنمان نه در تنگ "روژوا" محدود و نه در آسیاب سیاست امپریالیستها له خواهند شد.
پس اگر ملی گرایی کرد لنگر بر پایگاه آمریکا و تاکتیک های روسیه انداخته، زمان سوسیالیزم برای زحمتکشان کرد فرا رسیده.