-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۶ خرداد ۶, شنبه

پدر مشترک رادیو آزادی و «جهاد افغانستان» درگذشت

سال‌ها بعد، در مصاحبه‌ای که آرشیو امنیت ملی سی‌ان‌ان در سال ۱۹۹۷ با برژینسکی ترتیب داد، وی آن استراتژی را که در دولت کارتر علیه شوروی در سال ۱۹۷۹ طراحی شده بود، چنین تشریح کرد:



دختر  زبیگنیو برژینسکی که مجری شبکه ام اسن ان بی سی نیز است خبر مرگ پدرش را در پست اینستاگرامش اعلام کرد.

دختر برژینسکی گفت: پدرم در آرامش درگذشت. او برای دوستانش زبیگ، برای نوه هایش رئیس و برای همسرش عشق پایدار زندگی بود. من او را به عنوان پرانگیزه ترین، عاشق ترین و حامی ترین پدر یک دختر می شناسم. دوستت دارم.

برژینسکی از ۱۹۷۷ تا ۱۹۸۱ مشاور امنیت ملی جیمی کارتر بوده است و پس از آن هم همچنان نفوذش را در مسائل سیاست خارجی حفظ کرد.

او ۱۹۲۸ در وارسا- لهستان - متولد شد و ۱۹۵۸ توانست شهروندی آمریکا را بگیرد.

سال ۱۹۷۹ شاهد دو رویداد استراتژیک مهم و عمده بود: سرنگونی شاه ایران (یکی از مهمترین متحدین آمریکا) و حمله شوروی به خاک افغانستان.

انقلاب مردم ایران منجر به بحران گروگان گیری درایران شد، که در آخرین روزهای ریاست جمهوری کارتر روی داد. برژینسکی پیش از این حمله شوروی را پیش‌بینی کرده بود و با تقویت عربستان سعودی، پاکستان و جمهوری خلق چین، استراتژی را طراحی کرد تا حضور شوروی را در این منطقه تضعیف کند.

او از حامیان مسلح کردن شبه نظامیان مجاهدین علیه دولت افغانستان بود و توانست کارتر را متقاعد کند که این اقدام موجب می شود تا "ارتش شوروی برای مداخله در افغانستان" تحریک شود. تئوری هایی وجود دارد که سیاست مسلح سازی مجاهدین افغانستان که از سوی برژینسکی مطرح شده بود، در واقع نه یک اقدام بازدارنده علیه شوروی، بل زمینه سازی وتحریک برای تجاوز شوروی به افغانستان بود.
او میکانیزم بازی با ورق جهاد افغانستان علیه شوروی را با مسلح سازی گروه های مجاهدین پی ریزی کرد. موازی با آن، ایجاد گستره تبلیغاتی سراسری علیه شوروی، رادیوی آزادی ( رادیو فری یوروپ) را تأسیس کرد؛ اقدامی که دقیقاً عکس سیاست‌های نیکسون ـ هنری کسینجر بود.

سال‌ها بعد، در مصاحبه‌ای که آرشیو امنیت ملی سی‌ان‌ان در سال ۱۹۹۷ با برژینسکی ترتیب داد، وی آن استراتژی را که در دولت کارتر علیه شوروی در سال ۱۹۷۹ طراحی شده بود، چنین تشریح کرد:

پس از این که شوروی وارد خاک افغانستان شد، بلافاصله یک روند دوگانه را آغاز کردیم. اولین روند واکنش‌ها و تحریم‌هایی را در بر می‌گرفت که اتحادیه جماهیر شوروی را هدف قرار می‌داد و هم وزارت خارجه و هم شورای امنیت ملی فهرست بلند بالایی از تحریم‌هایی که می‌بایست اتخاذ می‌شد تهیه و اقداماتی را که می‌توانست هزینه‌های شوروی را افزایش دهد طراحی کردند. روند دوم اقدامات منجر به سفر من به پاکستان یک ماه پس از حمله شوروی به افغانستان شد؛ هدف از این سفر انجام هماهنگی لازم برای اقدامی مشترک با پاکستانی‌ها بود؛ در این اقدام تلاش می‌شد زمان درگیری و تلفات شوروی تا آنجا که ممکن است بالا برود. از این رو هماهنگی‌هایی نیز با سعودی‌ها، مصری‌ها، انگلستان و چین صورت گرفت و از منابع مختلف تسلیحات لازم را در اختیار مجاهدین قرار دادیم ـ برای مثال مقداری تسلیحات ساخت شوروی از مصر و چین تهیه شد. حتی مقداری سلاح از حکومت کمونیستی چک‌اسلواکی تهیه کردیم؛ آمادگی پذیرش انگیزه‌های مادی، این حکومت کمونیستی را در برابر خواسته ما تسلیم کرد. همچنین با توجه به فساد گسترده در میان ارتش شوروی، در برخی موارد از خود ارتش شوروی در افغانستان برای مجاهدین سلاح خریداری شد.

 او درسال 1988 که از کارهای رسمی کناره گرفته بود، کتاب «شکست بزرگ» را منتشر ساخت و در آن شکست اصلاحات میخائیل گرباچوف رئیس جمهور شوروی و فروپاشی این کشور را ظرف چند دهه آتی، پیش‌بینی کرد.
اما برژینسکی پس از حملات یازده سپتامبر سال ۲۰۰۱، آماج انتقادات کسانی قرار گرفت که پیش از این از تصمیمات وی در ایجاد و حمایت از شبکه مجاهدین افغانستان جانبداری می‌کردند؛ شماری از افراد این شبکه طالبان و شمار دیگر القاعده را شکل دادند. او نیز با مطرح ساختن اینکه حمله اتحاد شوروی به افغانستان سبب رادیکالیزه شدن یک جامعه مسلمان نسبتاً با ثبات شد، از خود دفاع کرد. با این حال، برژینسکی متهم به آن است که «با تقویت نیروهای افغان، اسباب حمله شوروی را به افغانستان فراهم آورد و پای ایشان را به «دام افغانستان» باز کرد.»

برژینسکی یکی از منتقدین جدی «جنگ علیه تروریسم»ی است که دولت جرج دبلیو بوش آغاز کرد. برخی او را به دلیل دوستی با پال ولفویتز و کتابی که در سال ۱۹۹۷ با عنوان «میز شطرنج بزرگ» منتشر کرد، نومحافظه کار می‌دانند. با این حال در سال ۲۰۰۴ کتاب «انتخاب» را به نگارش درآورد که در واقع شرح و بسط «میز شطرنج بزرگ» بود، اما در آن به شدت از سیاست خارجی جرج دبلیو بوش انتقاد کرد. وی از کتاب «لابی اسرائیلی و سیاست خارجی آمریکا» دفاع کرد و به شدت با حمله آمریکا به عراق در سال ۲۰۰۳ مخالف بود.