-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۶ خرداد ۵, جمعه

شکست حکمتیار دونتیجه دارد، نظام پارلمانی یا جنگ برای فدرالیزم

نظام متمرکز دربیش از یک صد سال آزمایش شده و حالا به بن بست رسیده است. وحکمتیار، آخرین مجری درتاریخ سیاسی است که اگر بتواند پارلمان طلبان و فدرالیست ها را درهم بکوبد.



بعد از شکست اسلام سیاسی و شعار های حکمتیار علیه امریکا و «کفار»، اکنون صلح حکمتیار، یک گیم جنگی چند جانبه است. او درشرایطی به صحنه کشانده شد که همه چیز درلبه پرتگاه قرار دارد. دولت کابل و گروه های رقیب حکمتیار و «دشمنان» طالبان نیز برین امر وقوف دارند. فرمایشات روز اول ورود حکمتیار در ارگ  اتمام حجت بر همین مصادیق بود اما هیچ ضمانتی وجود ندارد که حکمتیار و مخالفانش، مالک حقیقت آینده تلقی شوند.

 درین حال، روزنامه امت پاکستان از قصد مقامات چین برای سازماندهی این معامله خبرداده و« تامین امنیت جاده ابریشم جدید» را درصلاحیت طالبان قلمداد کرده است. این درحالی است که امنیت جاده ابریشم از سرزمین هایی می گذرد که ربط چندانی به طالبان ندارد. در رویارویی جدید، محور جنگ عظیم برنامه ریزی شده، تنها کندز وبغلان نیست؛ بلخ وبدخشان نیز هست. در رابطه به مأموریت حکمتیار، سایه روشن هایی از یک دوگانه گی مشکوک در سیاست هندی ها نیز پدیدار گشته است. دور جدید جنگ گسترده نیابتی، کماکان به نام «مذاکرات صلح» درحال کلید خوردن است. مسکو، پکن، ریاض وواشنگتن، استفاده نیابتی از واژه «صلح» را به طور یکسان ادامه می دهند.

اما این قضیه به حکمتیار که هیچ جبهه جنگی در هیچ جایی ندارد، چه ربطی دارد؟

پاسخ به حدی روشن است که نیازی به شرح وبسط و تنیدن درتار اگر و مگر بیشتر باقی نمی ماند. داوطلبی حکمتیار به جمع کردن گلیم اردوگاه «ضدطالبان» وسپس انتقال قدرت کامل «قومی» و یک دست به طالبان منظور شده است. هرچند این اجندا پیش زمینه طولانی دارد، از نظر اجرا در بستر واقعیت ها، هنوز درحد یک طرح است؛ زور خود را می زنند که چه به دست آید!
اگر «مقاومت» احتمالی در سطح داخلی، طرح انتقال قدرت به طالبان- حکمتیاررا با ناکامی رو به رو کند، آنگاه نوبت به قدرت های پیروز خواهد رسید و این «موج برگشت» جنبش تجزیه، پارلمانتاریزم و شعار تشکیل دولت«فدرالیستی» درافغانستان را به یک نیروی مهارناپذیر تبدیل خواهد کرد.
یا برپایی نظام
چین از جمله همسایه های افغانستان است که مانند پاکستان از صبح فردای شروع «جهاد» درافغانستان، از هیچ کمکی درانهدام زیربناهای زنده گی درافغانستان دریغ نکرده است. حالا مذاکرات صلح، از مسیر پکن، یا اسلام آباد نمی گذرد، از نبردگاه های بغلان، کندز، بلخ و بدخشان می گذرد. پیروزی طرح جدید تحت پوشش حکمتیار زمانی به نتیجه می رسد که ایران، روسیه و هند درتعامل کلان، به «حق» خود رسیده باشند؛ درغیراین صورت، جنگ نیابتی چند طرفه، بدون داشتن تاریخ انقضاء با طرح ودیزاین به مراتب خشن تر از دهه های قبل منطقه را فرا می گیرد.