-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۶ اردیبهشت ۲۱, پنجشنبه

پتکه وعربده شفایی حکمتیار، شاه دزد های قومی را بگیل کرده است.

چون جنگ جنگ منطقه ای است، بعید است تصور شود که جنگ سالاران گرد آمده به دور حکمتیار «ماه عسل» بی دردسری داشته باشند.




حلقات مخالف حکمتیار وطالب درکابل که از هفده سال به این سو، تمامی دستگاه دولت وحکومت و سکتورهای اقتصادی را در انحصار خود داشته و افراد کار آمد را به حاشیه زده اند، قادر نشدند حتی به تعداد دو هزار نفر معترض خیابانی را علیه حکمتیار که آشکارا و به نماینده گی از خودش و تروریست های طالب، آدرس های ضد طالب را دانه دانه به چالش کشید، بسیج کنند. به نظر می رسد درآغاز یک پایان تاریخی قرار داریم و  جامعه افغانستان به یک دوره خمود وبی باوری نسبت به شاه دزد های قومی خویش وارد شده اند.
سران «اقتصادی» ضد طالب، مثل حکمتیار محکوم تاریخ شده اند؛ با این تفاوت که حکمتیار به چنین محکومیتی قانع نیست؛ اما اردوگاه مقابل، شور و توان خود برای بقا را پیشاپیش باخته است. تفاوت دیگر این است که شاه دزد های قومی- شخصی دنبه دار شده اند و این ایمان آورده اند که جدا شدن دنبه از بدنه، به معنای مرگ مسلم است؛ اما میرغضب های قومی حکمتیار هنوز از نظر اقتصادی وعملیاتی بیخ نگرفته اند و درکیف انتقام نفسک میزنند. چون جنگ جنگ منطقه ای است، بعید است تصور شود که جنگ سالاران گرد آمده به دور حکمتیار «ماه عسل» بی دردسری داشته باشند. کابل (درمقام آسیاب کرکترهای ناتراش وشهر«گناه کاران») برای اکثر آن ها بستریک بستر زیستی مشکوک و بالقوه «دشمن» است. بنا برین، هماره در حالت جنگی به سر خواهند برد که این مسأله،  ترس خود شان  را نسبت به ترسانیدن مخالفان طالبان درشهرها ده برابرچاق تر می کند.