-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۶ اردیبهشت ۱۲, سه‌شنبه

شلاق کاری غرزی «لایق» و رزاق «مأمون»

 نامه ارسالی بدون اسم نویسنده را همان بافت اصلی اش درین جا مطالعه کنید.
جان بیادر امیتو یکی و پخته ووطنی برت میگم که از کابل هزاران کیلومتر دور استی، چند خطای نشراتی کدی پیش زیاد کسا بیع زده شدی، پیش کلگی خوده بیع زده نساز. نشر کردی یکبار خانیت آباد، نکدی ده بار خانیت آباد.



وطندار گرامی آقای مامون سلام، اینبار نیز هنر انتخاب عنوان به این مختصر را به شما واگذار میشوم. از شما انتظار بالاتر میرود تا صرفاً ایفای وظیفۀ پوسته رسانی. تنها کاپی و سرش کردن مطالب از آدرس فرستنده به صفحه ویبلاگ کار تکمیل شده نیست.
 شما به تاریخ 9 ثور (نه اردیبهشت!) 1395 افسانه گونه یی را که آقای غرزی لایق در وصف قهرمانی های مرحوم کارمل و یاران ایدیولوژیکش روی کاغذ آورده هو به هو کاپی و در ویبلاگ تان شریک نمودید. شما خود در کتاب، مقالات و یادداشت های تان نه کمتر از صد بار ادعا دارید که هیچ کسی به قدر شما یا بیشتر از شما شورای نظار و مرحوم احمد شاه مسعود را نشناخته. رد پای فرعون مثال این ادعا است. بر مبنای همین شناخت و تخصص تان چند سوال مختصر از شما دارم:- 
تعاملات، سازش ها، قرار ها، خرید و فروش ها، عهد و پیمان های 1369 – 1371 در حیرتان، دهدادی، مزار، پنجشیر و کابل را به یاد دارید؟ با نام ها، معامله ها، دکانداری های سیاسی، پنجشیری گری، شمالی گری، کودتا گری و پرچمی گری، روس پرستی و ایران پرستی افرادی چون فرید مزدک، کاویانی، وکیل، یارمحمد، باقر فرین، نورالحق علومی، نبی عظیمی، آصف دلاور...آشنا هستید؟
 شما تصاویر ، نورالحق علومی، نبی عظیمی، آصف دلاور را  دور یک میز در پهلوی مرحوم مسعود ندیده اید که بالای خریطۀ نظامی برای تقسیم و تجزیۀ کابل کار می کردند؟ یعنی که شما از حادثات و رویداد های میان ارگ ریاست جمهوری، میدان هوایی کابل و نمایندگی ملل متحد در روز ها و شب های هفتۀ اخیر حمل و هفتۀ اول ثور 1371 هیچ در جریان نیستید؟ یعنی که شما از متن و محتوای صحبت (مشهور) مخابروی احمد شاه مسعود و گلبدین حکمتیار هیچ در جریان نیستید؟ 
یعنی که نه سازش بخشی از حاکمان کابل با پنجشیر وجود داشت و نه کودتایی صورت گرفت؟ یعنی که همه باید خوشباور شویم که همۀ مجاهدین " په وچ زور" کابل را گرفتند؟ یعنی که " هیچ کاسه یی زیر نیم کاسه" نبود؟ گیریم که "در فشانی های" غرزی لایق یک واقعیت؛ ولی این چندمین واقعیت در مورد چندمین کودتا است؟ 
مگر عین نام ها و چهره ها در سریال طویل کودتا ها تکراری نیستند؟ نشر معلومات زمانی ارزشمند است که تحلیل غیرجانبدارانه نیز با خود داشته باشد در غیر آن ناشر تنها یک قاصد است. غرزی کمر بسته و "مسوولیت معنوی" گرفته که والد خود را درمیان آن همه حادثات بی قصور ثابت کند. شما در نشر نوشته اش چی مسوولیت دارید؟ در نهایت:  جان بیادر امیتو یکی و پخته ووطنی برت میگم که از کابل هزاران کیلومتر دور استی، چند خطای نشراتی کدی پیش زیاد کسا بیع زده شدی، پیش کلگی خوده بیع زده نساز. نشر کردی یکبار خانیت آباد، نکدی ده بار خانیت آباد.