-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۶ خرداد ۳, چهارشنبه

اُفُقی که ترامپ برای روحانی ترسیم کرد


منصور امان

این واقعیت که دور دُوُم ریاست جمهوری حُجت الاسلام حسن روحانی تحت چه چارچوب و شرایطی شکل خواهد گرفت را سفر آقای ترامپ به عربستان سعودی و حرکت دولت جدید آمریکا برای تشکیل یک جبهه مُتحد منطقه ای علیه ماجراجوییهای رژیم مُلاها به گونه نمایانی در اُفق ترسیم کرده است.

رییس جمهور آمریکا با انتخاب عربستان به عُنوان مقصد اولین سفر خارجی خود و نیز امضای یک قرارداد کلان تسلیحاتی به ارزش ۱۱۰ میلیارد دُلار، یک چرخش مُهم در سیاست خارجی آمریکا را نشانه گذاری کرد. آقای ترامپ به این وسیله بر سیاست منطقه ای دوران آقای اوباما نُقطه پایان گذاشت؛ سیاستی که بر ایفای نقش میانجی در کشمکش بین بازیگران منطقه ای تمرکُز یافته بود و استراتژی اش را شرط بندی روی توافُق هسته ای به مثابه کلید توازُن تشکیل می داد.

آقای ترامپ در عربستان تغییر این آرایش به زیان رژیم مُلاها را اعلام کرد و شکل گیری صف بندی جدیدی در منطقه در برابر توسعه طلبی و ماجراجویی جمهوری اسلامی با مُشارکت آمریکا و اعراب را رسمیت بخشید که از توافُق سیاسی فراتر رفته و با بُعد نظامی، ماهیتی عملی می یابد.

همزمان گردیدن این تحوُل با انتصاب دوباره آقای روحانی، پیامی که ارسال می کند را دو چندان قوی تر کرده است؛ آمریکا خوشبینی زیادی نسبت به تغییر سیاست خارجی و امنیتی رژیم مُلاها به دلیل تمدید ماموریت "مُدره ها" ندارد. آنگونه که آقایان ترامپ و تیلرسون روشن ساخته اند، داوری آمریکا در باره حاکمان ایران را عملکردشان در صحنه عمل و پیش از همه در سوریه و یمن و در نوع رابطه آنها با جنگ سالاران بُنیادگرا همچون حزب الله لُبنان و حوثیهای یمن شکل می دهد.

اگرچه تصمیم گیرنده نهایی در سیاست خارجی جمهوری اسلامی آقای روحانی نیست، اما این پایه خوبی برای داشتن مُناسبات بی تنش و کم چالش با کشورهای منطقه و آمریکا به حساب نمی آید. چک دولت او در پهنه مُناسبات بین المللی زمانی نقد خواهد شد که قادر باشد دستگاه نظامی و امنیتی و "رهبر" آن را از این میدان عقب براند و به سیاست پرورش و صُدور تروریسم، مُداخله گری خارجی و توسعه طلبی خاتمه دهد. ضرورت این گام را بی میلی تاجر کاخ سفید به مُعامله نسیه و خرید هندوانه سربسته "میانه روها" دوچندان کرده است.

"نظام" در برابر تحوُل جدید در منطقه، در انتها دو راه بیشتر ندارد: تقابُل و تشدید بُحرانی که توانایی مُدیریت پیامدهای آن را ندارد یا ادامه "عقب نشینی قهرمانانه"، این بار در پهنه سیاست خارجی. راه حل میانه ای برای ادامه وضع موجود به سبک چهار سال اول ریاست جمهوری آقای روحانی در چشم انداز به چشم نمی خورد.