-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۶ اردیبهشت ۱۵, جمعه

استاد خلیلی به حکمتیار: دربرابر «صلح بی عزت» مقاومت می کنیم.

 
توهمات چهارگانه حکمتیار

نخستین فرمان «مقاومت» علیه حکمتیار از زبان استاد خلیلی


دکترعبدالله از موضع ضدیت با تروریزم، عقب نشینی نکرد. حال پرسش این است که حکمتیار این بار چه به دست خواهد آورد؟

 



 

 

 حکمتیار در جرگه ارگ یک کدخدای محله را به در ذهن مجسم می کرد که به دور از رقبای قابل محاسبه در گرد نواحش به روش قندوقمچین، رعایای خود را گه می نوازد و هرگاه دلش خواست بزرگوارانه مهار می زند. در جبهه جدیدی که علیه تمامی نیروهای «ضدطالبان» از داخل حکومت و حواشی شهرهای عمده مفتوح شده، کاخ سلام خانه ارگ آخرین آزمایش از همین نوع جبهات است که ظرف ۲۵ سال اخیر یکی پی دیگر ساخته شده و هریک در شرایط متفاوت مثل بند ریگی متلاشی شده اند.
 
 در جلسه دیروز، رهبر حزب وحدت اسلامی ( استاد خلیلی) نخستین چهره یی بود که به تهدیدات و خط و نشان کشی های حکمتیار با تهدید جواب داد و در آخرسخنرانی نیز از دست دادن با وی پرهیز کرد. فعالان ریز بین رسانه و عرصه سیاست، صحنه را دیدند اما مطبوعات رسمی ظاهراْ نادیده گرفته یا در گرماگرم فوران هیجانات «غالب» این کاری ترین ضربه و هشدار را که خلیلی فی المجلس به مخاطب خاص خویش حواله داد، دست
کم گرفتند.
 
خلیلی گفت: ما با تمام قوت دربرابر «صلح تحمیلی» و «صلح بی عزت» دست به مقاومت خواهیم زد. خلیلی می توانست به تبعیت از دپلوماسی عقیم، سکوت کند. او می داند که پلان ها این بار طوری طراحی شده که سکوت به مفهوم مرگ سیاسی و بازگشت استبداد با پشتوانه جهانی است.
 
دکتر عبدالله از جایگاه قدرت دوم دولت دومین کسی بود که اعلام رسمی «مقاومت» درواکنش به «باید» ها و «نباید» های سریالی حکمتیار را از زبان خود بیرون داد و با صراحت گفت که طالبان «برادران حکمتیار» اند همان گونه «برادران کرزی» بود. بدین ترتیب، دسته جات اپراتیفی و تروریستی به طور رسمی یک نام جدیدی در ادبیات سیاسی جاری کمایی کردند.
 
اکنون هیچ هدفی در هردو اردوگاه آشتی ناپذیر، مبهم نمانده و نیازی به شرح و قبض بیشتر هم ندارد. حکمتیار برای مدیریت و اجرایی کردن یک آزمایش عملیاتی منطقه ای وجهانی برگزیده شده و این موهبتی بودکه در سال های انزوا، از خدا طلب می کرده است. سال های شکست و انزوا به حدی روحیه و ماهیت داوری وی را تسخیر کرده که حاضر نیست یک کلمه فارسی گپ بزند و به این توهم چسپیده است که اگر چنین کند شاید «ولس» حاضر خواهد شد که به سیاهی لشکر تحت فرمان وی گردن نهند.
او برای العین اثبات کرد که درشناخت جامعه پشتون نیز دستخوش اشتباه و لغزش محاسبه شده است. پشتون ها مثل دیگران، دنبال نان وعدالت و گریز از جنگ وکالتی برای این و آن اند.
 
 توهم کلان تر دیگر این بود که مشارالیه آمار می دهد که تنها ولسوالی خوگیانی برابر به چند ولایت نفوس دارد! ( برگردان رگ اصلی سخنش این بود که پنجشیر یا دایکندی با کمترین نفوس نسبت به خوگیانی به مرتبه یک ولایت بالا کشیده شده اند.اما صدایش لرزید.) توهم بعدی گیج کننده تر بود. حکمتیار اظهار داشت که اگر ننگرهاری ها تصمیم بگیرند در تمام افغانستان امنیت قایم می کنند! این احصاییه و آمار محصول دوران انزوای بیست ساله است. او از رهبران جهادی و مقامات دولت به خصوص عبدالله بدون ذکر نام و مقام رسمی یا بسته گی آن ها به تشکیلات سیاسی شان پیوسته به نام «دوی» یاد می کرد. ازین قرار، همه چیز درموجی یک آشفته بازاری دیگر به حرکت درآمده است و مصداق همان سخن معروف است که اگر تجارب نتیجه مثبت ندهند قابل تکرار اند.