-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۶ خرداد ۲۴, چهارشنبه

کس ندانست چرا رفت و چرا باز آمد؟

رفت و برگشت امرالله «صالح» به درگاه غنی- اتمر به همان اندازه طبیعی بود که انفصالش غیرطبیعی نیست. من مفهوم هیاهوی شماری از مردم در مورد استعفای وی را درک کرده نتوانستم. به همان درجه ای که مشارالیه با شمولیت در کلوپ ارگ، کار مفیدی از دستش برنیامد، به همان سطح، رو گردانی اش از کلوب، به هیچ کسی زیان وارد نکرده است.
اما صالح بار سنگین دو سوال سنگین تر را بردوش می کشد که تاحال حاضر به گره گشایی نشده است: یکی حقیقت یابی از فاجعه کندز و دیگر، چند وچونی افتادن خشت حضورفزیکی اش از بنای لرزان تیم غنی- اتمر. آسیب پذیری کسانی همچون امرالله صالح واضحاً ازین زاویه قابل توضیح است که: قبل از آن که «شدن» را درخود شان کشف کرده باشند، سخت نا به هنگام، دهل وسرنای «ملی» بودن یک طرفه را سُر کرده بودند. جای عجب نیست که حالا کمی به عقبه بنگرند و نگران جلو هم باشند.