-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۶ خرداد ۱۴, یکشنبه

مرمی از رو به رو به سالم ایزدیار اصابت کرد؛ نه از طرف پلیس


تحلیل جالب از وضعیت کنونی از قلم نجیب بارورشاعر که به نقل از شاهد صحنه ماجرا را تعریف کرده است.



من مدتی را در ریاست امنیت ملی کار کرده‌ام و اندک دانش استخباراتی که دارم، اجازه می‌دهم وضعیت فعلی کشور را از نگاه استخباراتی تحلیل بکنم.

من فکر می‌کنم تا این‌ جا تمام برنامه‌ها از پیش‌ تعیین شده به پیش می‌رود. کسانی‌که حادثه‌ی خونین کابل را سازمان‌دهی کرده بودند، پیامد گسترده آن را که ناشی از سرازیرشدن مردم به جاده‌هاست، پیش‌بین بودند.

گفته می‌شود در انگیزه‌ دهی و بسیج مردم نیز از طریق گروه‌هایی شبکه‌ها و سفارت‌خانه‌ها هم‌کاری کرده‌اند. پس از حادثه خونین، سالم ایزدیار تاکتیکی و از راه دور با تفنگ دوربین‌دار کشته شده است، شخصی که در هنگام کشته‌شدن سالم در کنارش ایستاده بود، گفت روی سالم به طرف پولیس نه بلکه به طرف مردم بود و برای مردم می‌گفت برگردید که ناگهان زانو زد و مرمی نیز از مقابل به رویش اصابت کرده است. 

شدت اعتراضات مردم، زمینه را برای گروه‌های استخباراتی هم در داخل نظام و هم در بیرون از نظام مساعد کرد تا این بازی‌ها را مغلق‌تر بسازند. قومی جلوه‌دادن این بسیج و تبلیغات سیستماتیک علیه این ایستادگی نشان می‌داد که ستون پنجم برای تیره‌تر شدن فضا دود پخش می‌کند. حادثه دهمزنگ علیه جنبش روشنایی، ذهنیت را به گونه‌یی بار آورده است که مردم به حکومت از آن بابت به دیده شک می‌نگرند، شاید کسانی باشند که سازمان‌یافته در درون نظام چنین بازی‌هایی را انجام بدهند اما آیا این اشخاص کسانی مثل رئیس جمهور هستند یا خیر برای من واضح نیست، چون هیچ‌کسی در حیطه حاکمیت خود دنبال دردسر نمی‌باشد مگر این‌که مغز و شعور سیاسی و رهبری نداشته باشد.
 فرستادن انتحاری بر سر جنازه سالم ایزدیار تاکتیکی و برای بیش‌تر بی‌اعتمادشدن مردم و گروه‌های سیاسی از حکومت است، کی‌ها می‌خواهند فاصله مردم و حکومت را بیش‌تر کنند این هم سوالی‌ست جدی. بی‌اعتمادی‌ها و صف‌بندی‌های تازه نشان می‌دهد که بازی‌های استخباراتی برطبق مراد طراحانش به پیش می‌رود. حکومت هم با توجه به رفتارهای قبلی دیگر مورد اعتماد هیچ‌یک از اقوام غیرپشتون نیست، فضا به گونه‌ی بسیار آلوده‌یی تاریک است، اگر عقلانیت سیاسی‌یی در محور یک تعداد از نخبگان سیاسی به‌وجود نیاید، من مطمئن هستم با یکی دو جرقه‌ی دیگر همه چیز از هم می‌پاشد. دیده شود که در این آشفتگی نظام تک‌قومی چطور می‌تواند در حالی که با بازیگران بزرگ استخباراتی دست و گریبان است اعتماد مردم و اقوام منزوی دیگر را به دست آورده و خودش را از این منجلاب خودساخته بیرون می‌سازد؟