-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۶ خرداد ۱۵, دوشنبه

من (مامون) داستان سازی نمی کنم


 داستان اصلی به همین اندازه تلخ وکثیف است.






شماری از دوستان ناظربر جریان جاری دردرستی نقش اختاپوتی حنیف اتمر هنوز تردید دارند و از روی روحیه مدنی و قضاوت مثبت به بازی های کثیف و سیاه می نگرند. من نیازی به داستان نگاری ندارم. منابع اطلاعات من کاملا معتبر، سال ها آزمایش شده ودقیق نگر هستند.

شاید عده ای گمان برند که مبداء هرچه که درظاهر اتفاق می افتد به همین ساده گی است. مبداء حوادث با آن چه صورت واقع به خود می گیرد، یکسان نیست؛ ای چه بسا که سخت متضاد می نماید! من داستان نمی سازم؛ من به منابع دسترسی دارم.

هرچیزی دربستر ایام خودش را اثبات می کند. حال که شما بازهم تردید دارید، زمان زیادی درکار نیست تا نگاه تان متحول شود. البته وضعیت همه قابل درک است. منابع تغذیه افکار در کل، مطبوعات رسمی است که همه به آن عادت کرده اند و متضاد آن را عقل ناپسند تلقی می کنند. این بار شاید زمان زیادی درکار نباشد تا به صحت این خبر متیقن شوید!

یک نشانه تازه درروزهای اخیر می بایست دیدگاه قراردادی همه را به چالش کشیده باشد: یعنی از الف تا ی از شاهکاری کشتار جوانان کابل تحت عنوان لنده غران، درهر آدرس وموقعیت رسمی یا غیررسمی که قرار دارند؛ یک صدا حمایت می کنند.

چون حنیف اتمر درنقش یک قهرمان به ریزی همه محاسباتی که ۲۵ سال پیش دریک چرخش تاریخی به هم زده شده، وارد گود است. به هر میزانی که قضایا را ساده سازی کنیم، به همان میزان عمرفاجعه طولانی تر می شود. نگاه انحصار و توتالیتاریزم بدوی نسبت به موقعیت وگذشته خویش به حدی شگفت وگیج کننده است که من همه شما را عزیزان را در تردید های تان حق به جانب می دانم. اما متاسفانه دراصل قضیه حق به جانب شما نیست.