-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۶ تیر ۸, پنجشنبه

ازخیمه فیشنی طالبان ارگ دود بالا می شود

 امریکا متحدان خود را نه از دست می دهد و نه می تواند آن ها را ( مطابق اشتها وفرمایش گلبدین- اتمر) بیخ کن کند. 




پوشش اطلاعاتی و مالی از سوی کشور های دشمن امریکا و ناتو در حمایت از قد افرازی رهبران گروه های مخالف طالبان نسبت به هر زمان دیگر قوی تر است.  امریکایی ها در رویارویی احتمالی با نیروهای ضد طالب- داعش درافغانستان هزینه های زیادی را خواهند پرداخت و اصلن حاضر به چنین ریسکی نیستند. امریکا متحدان خود را نه از دست می دهد و نه می تواند آن ها را ( مطابق اشتها وفرمایش گلبدین- اتمر) بیخ کن کند. بیخ کنی شورای نظار و جمیعت برای امریکا در بالنده گی زودهنگام ویتنام اسلامی اثری تعیین کننده خواهد داشت. 

 دماسنج جنگ وصلح افغانستان هم درداخل نصب است وهم در چند جبهه ای فرامرزی که عملاْ میدان تقابل میان قدرت هاست. عقب روی یا جلوخیزی درمحاذات سوریه، یمن، حوزه بالتیک واکراین حال وهوای جنگ و مساحت میان دو انفجار در افغانستان را دگرگون می کند. امریکایی ها از هندی ها چیز زیادی به دست نمی آورند. هندی ها به اضافه ایران و روسیه، مخالف جدی درهم کوبی جمیعت اسلامی، وحدت اسلامی وجنبش اسلامی اند. حذف نظامی این گروه ها افغانستان را به طور رسمی، شرعی و حتی به پندار بعضی ها «ملی!»، به طور کامل در دهان طالب وداعش سر به تالاق می کند. این نکته ای است که حتی یک کودک نو زبان هم به آن می تواند فکر کند. 

با آن که دسته ای از سر دزدان و سوداگران میراث احمد شاه «مسعود» با شخصی بازی های خویش برای قدرت ریزرفی و مقاومت شورای نظار و جمیعت، چندین بار گور حفر کرده  و تابوت ساختند؛ اما مقتضای هر دوره، تاریخ خودش را رقم می زند و نمی گذارد حس مشترک اقتدار وعدالت خواهی بخشکد.

نتیجه این گفتار آن است که امریکا غنی و اتمر را روی میز معامله با طرف می گذارد به اضافه گلبدین. راه دیگری وجود ندارد. تجربه اثبات کردکه حذف نتیجه ندارد. از جنرال داوود تا استاد ربانی همه حذف شدند؛ سیاسیون زیادی فاسد و خریده شدند؛ حتی کار به جایی کشید که درتایید، توجیه و ماست مالی کشتار خیابانی درپایتخت، شماری زیادی از روشنفکران، شخصیت ها، ظاهراْ «ثالث بالخیر!!» ها و آنانی که چندین دهه نقاب انسان گرایی و عدالت را به رخ کشیده بودند، عرق ریختند که سخت حیرت ناک و غیرقابل باور بود؛ اما واقعیت سیاسی و اجتماعی از نفس نیفتاد. همین دیدگاه های تاسف بار دست کم این انتباه نگران کننده را اثبات کرد که نظام سازی درافغانستان به آسانی نتیجه نمی دهد و نقشه چنین نظامی درمغز ها ترسیم نشده است. هنوزبر دماغ ها تابوت وتابوی سیاسی سلطنت دارد.
احیای چهارچوب های منسوخ سیاسی درشرایط قرن بیست ویک  قبل ازآن که خنده آور باشد، تراژدیک است.