-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۶ خرداد ۱۶, سه‌شنبه

ارگ، زنجیره پاره کرد؛ یا تخت یا تابوت

چرا ارگ، ناگهان دست به یورش زد؟



ارگ، زمان مناسبی را درنظر گرفت که با استظهار به جامعه بین المللی، طالبان وحزب اسلامی حکمتیار به اعتراضات خیابانی و شرکای تنظیمی خویش، با ضد حمله خونبار پاسخ دهد. ارگ ناخدای خشمگینی است که برای «کشاندن گذشته به امروز» اول قصد دارد مدعیان مزاحم ساکن درکشتی مفلوک «مشارکتی» را به دریا بیاندازد.

حالا وقتش است و از روی یک تقسیم اوقات منظم دست به این کار زد. 
چرا ارگ چنین پیچ زمانی را برای تصفیه درنظرگرفت؟ 
غنی- اتمر می دانند که شورای نظار وجمیعت اسلامی مانند سال های دهه هفتاد و دوره «مقاومت» قابلیت حیاتی ندارند. زوال جمیعت از صبح فردای حمله امریکا به افغانستان آغاز شده بود. تحلیل ارگ این است که جمیعت دیگر یک تن واحد تشکیلاتی ونظامی، یک اجندای واحد ویک چالش واحد نیست. تمیم «عاصی» پرخاشیه جالبی مرقوم کرده و از سران جمیعت پرسیده است:

«آيا غير از ملاقات هاى فيسبوكى و تهديدات ميان تهى و رهبرى برفى - چيزى ديگرى نيز براى مردم افغانستان به نشان دادن و گفتن داريد؟»

فراموش نکنیم همین سوال فشرده، صدای عبرت بار تاریخ است. هنوز پیکر استاد ربانی سرد نشده بود که صلاح الدین ربانی برتخت شوم میراث دروغین «صلح» عز مقام یافت و خودش را مشکور و خدا خواندۀ دنیا وعقبی تصور کرد. علاوه برین، شاید گفتن این مسأله که بدنه های بریده شده جمیعت هنوز در خدمت غنی- اتمر قرار دارند، مخالفت یک عده را برانگیزد.

اما مخالفت های انفعالی چه به درد می خورد؟

جناح مارشال فهیم مطابق پروتول قبلی کرزی- فهیم با طالبان، در دست ارگ است؛ ( به وزیرداخله نگاه کنید) یونس قانونی بخشی از اجندای جامعه جهانی و در مقام سردار معامله،  تشنه یک پیشنهاد است؛ امرالله صالح به دنبال بیمه آینده از طریق بی آزاری است؛ دکترعبدالله در برابر شورای نظار وجمیعت چیزی بهتر از تندیس عبوس غنی ثانی نیست؛ عطا محمد «نور»زخم خوردۀ خودی ها، نماینده نام نهاد ارگ در بلخ اما در واقعیت امر، یک گدی پران آزاد شده است؛ جنرال جرأت به عنوان فرمانده ریزرفی اهل پنجشیر به هدف سرکوب جمیعت و شورای نظار در دست اتمر است؛ شخص صلاح الدین، مأمور برحال اما بی صلاحیت ارگ است؛ معترضان خیابانی به سران جمیعت به عنوان ربات های بی دردی نگاه می کنند که رخ شان به هر می چرخد تا پیشنهادی را برای یک معامله شخصی تحویل بگیرند؛ از شیرینی تبسم فلان «جناب» برخوردار شده و دست کم از زنگ تلفن یکی از «مصاحبان» ارگ کاذبانه به غره اندر شوند.

بنابرین، ارگ در هم آهنگی با نقشه جدید جنگ منطقه ای و مشاورۀ بین المللی، جای جمیعت را در آسایشگاه سالمندان سیاسی درنظر گرفته و تیمار داری از گلبدین را صواب تشخیص داده است.  درصورت نیاز، قطع سرچشمه های عایداتی این جزایر کوچک خانواده گی یا حلقه ای، مد نظر است که سال ها درخودشکنی و سبوتاژ یکدیگر وراندن نامحرمان ( خارج از رابطه و تنظیم) خبره گی ها از خود نشان داده اند؛ و تکانه سوم، شاید جادادن رقبای تیزچنگ درون خانه در داخل یک قفس باشد تا یک دیگر را چنان بدرند که نیازی به عامل خارج از خانه احساس نشود.

اما با این حال، هیچ ضمانتی وجود ندارد که دولت وجامعه جهانی درین گیرودار، برنده یک جانبه بازی باشند. جامعه جهانی قادر به دفاع ازین داعیه نا متوازن نخواهد بود و تیم ارگ را درنیمه راه رها خواهد کرد. افغانستان کشور غافلگیری های دردناک است. در مخالفت با سلطه دکتاتوری سیاسی و توتالیتاریزم عقب افتاده، تنها جمیعت یا شورای نظار در صحنه قرار ندارد. عامل زمان درهم شکننده اصلی این اجندای عقب گرایانه است؛ نسل جدید مخالف کلیدی «کشاندن گذشته به امروز» است. درین میان با توجه به بافت جغرافیایی و روابط منطقه ای جمیعت، این جئوپلتیک نیم قرنه، هنوز درمقام قدرتی تغییر دهنده ایستاده است. ارگ ظاهراً حتی حاضر به پذیرش این امربدیهی نیست که هیچ نیرویی به صورت یک تنه مبتنی بر سیاست حذف، مزدورگیری  وانقیاد درافغانستان چانس پیروزی ندارد. برای من همین نکته سخت حیرت انگیز است که چهل سال جنگ برای مطلق اندیشان حتی همین درس کوچک را به درستی نیاموخته است.