-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۶ خرداد ۱۵, دوشنبه

مگر داستان انفجارتانکرسرخ تخیل است؟

نگاه کنید. ارگان حرفه ای ومجرب امنیت ملی را درحدی مسخ کرده اند که حتی درطراحی یک دروغ مصلحتی عاجز مانده است. یک جوره کفش از دکان مندوی می خرند و به مطبوعات می گویند بوت انتحاری است. درحالی که از جسد پارچه شده انتحاری عکس برداشته شده وبوت های شان هنوز در پای شان است. 




صالح ریگستانی که خود کادر اپراتیفی کارکشته است و سال ها ریاست اپراسیون شورای نظار را برعهده داشته همان ماجرایی را بازگویی می کند که من درگزارش روز گذشته از مجلس زنده حنیف اتمر نوشته بودم. تقریبا همین مسآله را از زاویه دیگری مطرح کرده است بدین شرح:
درمهمان خانه های ارگ انتحاری ها نگهداری می شوند و درمواقع خاص آن ها را به کار می اندازند.

اگر فکر می کنید که او هم داستان می سازد، اختیار دارید.

به فیلم مستند انفجارتانکر سرخ نگاه کنید. مگر این موتربا آن حجم و سنگینی، خرامان خرامان و بدون هیچ مانعی از تورخم و مرز چمن آمده بود؟

 تمام شواهد و دلایل به عقل ما یاری می رسانند که هزاران کیلو گرام مواد انفجاری در موترهای شیشه سیاه به داخل شهر آورده شده، سپس افراد فنی و آموزش دیده را از مهمان خانه وزارت اقوام وقبایل یا خانه شخصی فلان وکیل یا مشر وظیفه داده اند که موتر را در همین وزیراکبرخان بسته بندی کنند. آری این یک داستان وحشتناک است، با تفاوت این که همین روایت خیالبافانه حقیقت هولناکی است که شهرکابل را از حالت عادی خارج کرده است.