-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۶ خرداد ۱۸, پنجشنبه

طبق سناریو، حکمتیار به شورای نظار وجمیعت فرمان «ایست» داد

 مدنیت را از لوله تفنگ و سازماندهی ترور تعریف می کنید، با همان ادبیات، بر جوان دادخواه وتحصیل یافته برچسب «شغال» می زنید؛ مگر توقع هم دارید که لقمه از گلوی تان به آرامی فروبرود؟ خیال دارید خوش خواب و سحر خیز باشید؟
 خواب می بینید! 




ائتلاف عملیاتی با شاخه نظامی طالبان از سوی غنی- اتمر در تلاش برای کانکریت ریزی مجدد بر تهداب سنت سیاسی کانکریتی منسوخ، خبر از جنگ های بغایت مهیب و هولناک در آینده می دهد.

دردور امروزی برای جاودانه سازی سنت پادشاهی، ظاهراً تنها مانع، جمیعت اسلامی پنداشته شده و در دفترنقشه و دیوان شان، پویایی تاریخ، گسترش زنده گی وآگاهی، فرهنگ هم پذیری وعادلانه، ظهور نسل هوشمند و مجهز با آموزه های تلخ جنگ و مقاومت و دیالکتیک مردم و قدرت و... بیخی غیرحاضران دایمی اند.

جمیعت اسلامی، نسخه معادل وهموند خود شان است؛ وهم پرونده دایمی معاملات مشترک وبزنس های میان گروهی اردوگاه انحصار شمرده می شود؛ با این تفاوت که حالا موازنه به هم خورده است. این که پیچ بازی ازجای دیگری تغییر کرده، الزاماً به مفهوم امحای شناسنامه ماجرا نیست.

حالا ظرف 48 ساعت اخیر، غنی- اتمر بنا به حساب و کتاب خود شان، سه قطعه (توس، غلام و ماتکه) را به میدان انداخت: حکمتیار، درنقش «توس»، پیوند ملی درهیأت «غلام» و حزب حق وعدالت درنقش «ماتکه» و لعبت مجلس. به این معنا  که «ماتکه» اتمر غیراز نقد نام وظرافت تن، چیزی دیگری ندارد. فرض برین است که حکمتیار،حزب حق وعدالت و پیوند ملی سید منصور «نادری» را که به راستی درهر پادشاه گردشی، درهرعملیات سبوتاژی و درهرجنجال در بغلان، «پیوند» دارد؛ به جان مغضوب علیهم اصلی (جمیعت) بیاندازند.

 تا این جای کار، سروته مسأله خوب به هم آمده؛ اما دانند و دانیم که جمیعت اسلامی اوصافی دارد سخت محاسبه برانداز، کارکشته شده درتعامل، مجهز با نرم افزار استخوان شکن وجمیع مواصفاتی که اگر هیچ کس دیگری کنه حریف خود را نفهمیده باشد، دست کم گلبدین و منصورنادری ازین شرنگ چند رنگ نامرادی که جمیعت درچند برهه عاید حال شان کرده، پوره «مدلل» اند.
 این به معنی امتیاز دهی به «تنظیم» نیست؛ گوشه چشمی به ژرفای فاجعه ای است که ثبات نیم بند، گام به گام به سوی آن هُل داده می شود تا فرمان عزمقام طالبان به کابل محقق گردد.
طریقی که ارگ درپیش گرفته، ره به ترکستان نیست؛ درقعر جهنم سیاسی وتاریخی است. ما نمی گوییم با فلان تنظیم دو باره صیغه کنید؛ حرف ما این است که شما توان مصادره عدالت اجتماعی وسیاسی را ندارید. مدنیت را از لوله تفنگ و سازماندهی ترورطالبی به نسل نو و رقبای کهنه تان، یکسان تعریف می کنید، با همان ادبیات، بر جوانان دادخواه وتحصیل یافته برچسب «شغال» می زنید؛ مگر توقع هم دارید که لقمه از گلوی تان به آرامی فروبرود؟ خیال دارید نفس به راحت تا وبالا کنید؛ خیال دارید خوش خواب و سحرخیز باشید؟ خواب می بینید!