-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۶ خرداد ۳۰, سه‌شنبه

مقاومت! / راه بر امیرجنگ ببندید...

این خیمه برای خونتای نوظهور ارگ، منبع آفات وتهدید استراتیژیک است. کانون مدیریت قیام و سرپنجه اصلی همان نیرویی اهریمنی است که اگر جان گیرد، سخت بازدارنده است و اگردم نقد از سر راه برداشته نشود،  دستان خویش را بر ستون های میراثی «مقاومت» حلقه می زند.




دومین دورکشتار درکابل، مثل نوبت اول، غیرعادی و آشکارا کوردینه شده از سوی خونتای ارگ است. 
چرا غیرعادی؟ 
شاهد بودیم که نود ونه درصد از ناظران نقاب پوش و بی نقاب که با خونتای طالبانی غنی- اتمر علایقی درخویش احساس می کنند، از فاز اول کشتار به طور گسترده و با ارائه براهین و ادله، استقبال کردند. علت دوم این است که پروژه طالب- داعش- حکمتیار حمایت جهانی و منطقه ای درعقب خود  دارد. 
مورد سوم، پلان بی صاحب سازی «شمال» و دادن مدیریت جنگ به سوی آسیای میانه و عقبه های منطقه ای روسیه به خونتای «یک قوم»، طرح امریکا، عربستان و پاکستان است و امیر جنگ نیز فعلن درکابل معطل است. این وضع، مانند دوره هاشم خان جلاد که زمانی با ادولف هیتلر تن به معانقه داده بود محور تمامیت خواهی جدیدی را شکل داده که با اغتنام از جو موجود، امیدوار اند «گذشته» معدوم را به «امروز» بکشانند. ازطریق یک جنگ داخلی استخوان شکن، یک دوره تاریخی حذف و«چنواری» را پی ریخته وبا فراموش کردن تمام تجربیات تلخ تاریخی، بار دیگر برای شگوفایی مجدد رویای ترشیده حکومت تک مدیریتی، بستری فراهم کنند.

 با چند معترض غیرمسلح،  زبان تفنگ را آموزش می دهند؛ کرداری که در حق یک انتحاری خون پرست انجام نمی دهند؛ مهندسی اوضاع قابل درک است؛ از روی تصادف نیست.  برای دو اردوگاه با هم دشمن، یک گزینه وجود دارد: پیروزی. تعامل به شیوه دلالان ته مانده از دوره جنگ سرد، دیگر پاسخگوی نیاز های اجتماعی نیست؛ معرکه سازی استخبارات خارجی نیز حول این بستر آتش شتاب گرفته است.
این برنامه با یک خیمه تحصن چه ربطی دارد وآیا به ریختن این همه خون و تولید نفرت می ارزد؟ 

این خیمه برای خونتای نوظهور ارگ، منبع آفات وتهدید استراتیژیک است. کانون مدیریت قیام و سرپنجه اصلی همان نیرویی اهریمنی است که اگر جان گیرد، سخت بازدارنده است و اگردم نقد از سر راه برداشته نشود،  دستان خویش را بر ستون های میراثی «مقاومت» حلقه می زند؛ اراده یک نسل فاسد نشده را درغلتک یک دگرگونی فراگیر می اندازد. همان «مسجد غازیان» گذرشوربازار است که مردم کابل یک صد وهفتاد وهشت سال پیش از امروز، درآن جا سربه هم آمدند و قیام تاریخی علیه زور انگلیس و خود فروشان داخلی را دریادنامه تاریخ بنوشتند.

این «رستاخیز» که در ازاء نقد جان گلوله به جان می پذیرد تا درفش پایداری برزمین نیفتد، با سرنوشت جانکاهی رو به رو خواهد بود اما خطی که تعیین شده، همان هندسه گمشده اقتدار و عدالت است که آهسته، پیوسته جلو می رود و به کابوس دهشتناکی برای خونتای سرکوب تبدیل شدنی است. خیمه برداشته شد؛ اما هول آن مکان انفجار دیده ساعت به ساعت تنومند و حجمی می شود. مرکز سوق و اداره درحال انسجام است. مقاومت، از قبل تعریف شده است وفقط جنون خونتای ارگ می باییست درین مقطع، ماشین مقاومت و قیام علیه سرکوب نا موجه را به غرش در آورد. کابوس آهسته آهسته پیش می آید.