-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۶ خرداد ۱۸, پنجشنبه

رهبرانِ دشت

اسد «بودا»
خیلی تعجب نکنید! حکمت‌یار، یکی از رهبران دشت است، بی‌شمار رهبرانِ دشتِ دیگر بودند و هستند که شهرها را دشت و بیابان کردند و درکی از مفهوم شهروند نداشتند و ندارند.



انتظارِ پذیرشِ «شهروند» از سوی حکمت‌یار، این «رهبردشت، خطاست. جالب‌تر از بحث شهر و شهروند، گفتارِ او، میزان درک و فهم او از اسلام را نشان می‌دهد. او نمی‌داند که بحثِ شهروند، بحث واحدِسیاسی و نظمِ ‌قانونی است، نه شهر و روستا. ارسطو، انسان را «مدنیُ‌بالطبع/حیوانِ مدنی» تعریف کرد. در عهد مکتبِ ترجمه، این تعریفِ ارسطویی از انسان وارد ادبیات و الاهیات اسلامی شد و به عنوان دلیلِ ضرورتِ نظم جمعی و توجیه حاکمیتِ دینی از سوی واعظان و فیلسوفان و فقهیان تبلیغ شد. حتی متونِ دوران امیرعبدالرحمن جباریتِ او را بر همین مبنا توجیه می‌کنند و مخالفین او، به خصوص مردم هزاره، به عنوان یاغیان و باغیان و شورشگران علیه نظم مدنی و تئوری جباریت و وجوبِ اطاعت از پادشاهِ اسلام، قتلِ عام می‌شوند. 

حکمتِ‌یار نمادِ آگاهیِ ویرانِ جهادی است و نشان می‌دهد که عمقِ فهم و درکِ رهبران جهادی، از حکومت‌داری و حتا تاریخ اسلام تا کجاست و مردم افغانستان گله‌گله به دنبال چه عدم‌اندیشانی روان‌اند؟ خطاست اما اگر رهبریتِ دشت در حکمت‌یار تقلیل داده شود. جهادی‌ها کلن دشتی‌ها بودند و رهبرانِ جهادی، رهبران دشت و بی‌باور به مدنیت. دشت‌اندیشی، امر فردی است، شکلی از تفکری است که با شهر و شهروند دشمنی دارد. 
خیلی تعجب نکنید! حکمت‌یار، یکی از رهبران دشت است، بی‌شمار رهبرانِ دشتِ دیگر بودند و هستند که شهرها را دشت و بیابان کردند و درکی از مفهوم شهروند نداشتند و ندارند. چرا خود مان را فریب می‌دهیم و با فروکاستنِ رهبرِ دشت به خود دروغ می‌گوییم؟ باور به شهر و شهروند از برکردنِ تعریف این واژه از فرهنگ‌لغات و دایرة‌المعارف‌ها نیست، به شهرها و یرانی‌ها و کشتار کثرت‌ها بیاندیشید تا بدانید و بفهمید که دشت‌گرای اصل غالبِ این سرزمین است و فراوان رهبر دشت داریم.