-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۶ خرداد ۲۴, چهارشنبه

مبارزه مدنی اسم مستعار مجبوریت های تلخ است


مبارزه مدنی و «سیاسی» با استبداد نهادینه شده و سخت جان، قرص مسکن تحقیر آمیز برای کاهش آلام محرومان و ستم دیده گان است.



کدام برهه ای از تاریخ سیاسی افغانستان گواهی می دهد که از طریق «مبارزه مدنی» می توان به کمترین حقوق ابتدایی بشری دست یافت؟ عدالت اجتماعی و مساوات سیاسی که به جایش. حتی در دهه دموکراسی، دسته جاتی بیرون از دربار ( راستی وچپی) و دورن دربار، حلقه رادیکالیست ها به رهبری سردار داوود خان، خیلی زود فرآیند طبیعی توسعه اجتماعی- سیاسی را مورد حمله قرار دادند. 
قریب چهل سال از آن نیم قرن سپری شده، درکشمکش مسلحانه، «شهادت»، «فتح»، اثبات «افغانیت واسلامیت»، «شریعت» گذشت و اکنون نوبت به خلافت وامامت مسلحانه فرارسیده است. واقعیت تلخ عینی وذهنی را نمی توان با «حلوای» مدنیت باوری درکام خود شیرین فرض کرد.

برخی ها دوست ندارند از تجارب بیاموزند؛ پیوسته گوش پیچ «مبارزه مدنی» و «سیاسی» را دور صورت و دهان شان تاب می دهند تا به خشونت های تبدیل شده به سنت بیشتر عادت کنند. حتی در کشورهای پیشرفته و با ثبات، «مبارزه مدنی» چندان امری بدیهی وتنها راه ممکن برای رسیدن به اهداف اولیه نیست و هرگاه نیازهای ضروری، جامعه را ملتهب می کند، اراده مردم، به سازمان قدرت پیام تهدید وچالش ارسال می کند.

 درافغانستانی که از شش جهت با دیوار های حادثه، توطئه، سبوتاژ، آدم کشی و بی رحمی احاطه شده، و ارباب قدرت، هیچ اعتقادی به رفتار «مدنی» و «سیاسی» ندارند؛ و مبارزه مدنی را در مقیاس مصداقی مشروع برای ادامه وضع نا مشروع تعریف می کنند؛ حدیث مدنی وسیاسی خواندن، اهانت به مدنیت و سیاست غیرخشن است. ظلم پذیری یک ستم دیدۀ حقیر، به مفهوم مدنیت باوری نیست؛ آب دهان انداختن به حقوق بشر، مفهوم مدنیت شهروندی و مازوخیزم است.

روی یک گرینه ای فکر کنید که به نیاز ها وچالش ها پاسخ مستدل دهد؛ نه پاسخ کتابی وتبلیغاتی. مبارزه مدنی نوعی از اعتراض پیشرفته در یک بستر سازمان یافته، متوازن و سیستماتیک است. در یک زمینه بدوی، بی سازمان، که هیچی سرجایش نیست ونظام اجرایی ناپدیدار و هم اندیشی و توازن، به شریعت و بدویت خدمت می کند؛ دست بردن به آخرین مدل نرم اعتراض، در واقع ایستاد به فرق است.

یک بار به تاریخ دنیا نگاه کنید؛ از زمانی که جامعه کهنه به دگرگونی شروع کرد، از برکت فشار، مقاومت، بیداری مردم و به کارگیری تمامی سخت ابزارهای ممکن بود. طریق مهار، درهم شکنی و مدیریت واقعیت های خشن، مبارزه مدنی نیست. کسی منکر ارزش مبارزه مدنی نیست؛ اما بدون شرایط لازم، دل خوش کردن به مبارزه مدنی، در واقع گرامیداشت از ضد مدنیت، دکتاتوری، ستم سالاری و بدویت است.