-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۶ تیر ۱, پنجشنبه

گزارشنامه افغانستان: این خبر دو باره تایید شده است

کابل را از لنده غران پنجشیری ودزدان شمالی نجات میدهیم



بازنوشت خبر 14 جوزا- این خبر یک باردیگر درمحفل حنیف اتمر مورد بحث قرار گرفته است. 

 منبع مؤثق به گزارش نامه افغانستان خبرداد که گل نبی «احمدزی» براساس قومانده شخص محمد حنیف «اتمر» دست به کشتار معترضان کابل زد.
جلسات زنده درمحضر حنیف اتمر درارگ دایر است و به مناسبت «شهامت  وپشتون ولی اتمر صاحب محترم
که «بینی پنجشیری ها وشمالی وال را به خاک مالید و با جنازه ها به خانه های ایشان ذلیلانه برگشتاند» جشن برپاست.
   
اما درگزارش آمده است که سلام رحیمی از اقدام حنیف «اتمر» به حدی هراسان شده بود که حتی گفتار رئیس جمهور را به سختی یادداشت می گرفت. راپور قضیه از زبان شاهدحاضر درمجلس اتمر( جمعه شب) می گوید که اتمر صاحب ما را  در دفتر خودش خواست و  گفت  می خواهم  ارگ  ومردم شریف کابل را  از شر لنده غران کاغذی پنجشیر  ودزدان شمالی  برای همیشه نجات بدهم؛ این لوچک ها را کرزی  به سبب بزدلی اش  شیر ساخت. 
 اینک نکات عمده بیانات حنیف اتمر درمحضر ارادتمندان و طرفدارانش مرقوم می گردد:

«  فهیم را کرزی بزدل مارشال ساخت. در همان وقت من، جلالی و دکتر اشرف غنی گلوپاره کردیم که  تهداب این  سنت غلط را نمان؛ ولی  کرزی  از ترس فهیم  به حال نمی آمد.  
کرزی در زمان دولتش  این لوچک ها را بسیار امتیاز داد؛ حتی امان الله گذر واری یک دزد حرفوی  را قوماندان امنیه کابل ساخت که  الف در جگرش نبود. وقتی اعتراض می کردم؛ می گفت کابل را بدون این ها نگاه کردن خیلی مشکل است. برایش بارها گفتیم این ها دزدان حرفوی هستند؛ چند چوب در کون ایشان محکم بزنید که سرجایشان بنشینند. ولی  کرزی هرچند از آن ها نفرت داشت؛ از آن ها ترسیده بود. 
وقتی وزیرداخله بودم، عطا محمد نور دولت مرکزی را  در نا آرام ساختن شمال متهم کرد وگفت هلیکوپترها  شبانه تروریست‌ها را به شمال انتقال می دهند. در تفاهم با خارجی ها آماده گی گرفتم که  این لوچک بچه ای قمارباز را ولچک زده  به کابل انتقال بدهم تا برای دگران  نشان عبرت شود. وقتی برای کسب اجازه نزد کرزی رفتیم؛ خیلی ترسید وسرم خشمگین شد که حالات را قصدا خراب میکنی که باز جمع کردنش مشکل می شود.  خیلی عذر واصرار کردم  بفهمانمش که  این عطا  بچه یک قمار باز بدنام در مزارشریف است؛ کسی در پشتش ایستاد نمی شود؛ ازبک ها  وجنرال دوستم  از این  کار استقبال می کنند ... یک  ترکمن را والی بسازیم گپ برای همیشه حل می شود؛ ولی  کرزی  در وهم و ترس  دزدان شمالی بود.»
«بعد از تلاش های ناکام به غلام جیلانی پوپل رئیس ارگان های محل که طرفدارنظریات من بود گفتم که این کرزی تاریخ شما پوپلزای ها را  لکه دار ساخت.  پوپل گفت  این پوپلزای نمبر دو وبدل است.»  
دربخش پایانی گزارش تحریری به نقل از منتقل کننده اصلی خبر چنین قید شده است:

اتمرصاحب در باره زدن مشت محکم به دهان پنجشیری ها گفت: حال شما دیدید... با وجودی که نیم دولت پیش این هاست، وخارجی ها کم است... دیدید که جنازه های شان را بر دوش شان بار کردیم چطور خاموش شدند وزیر یک خیمه  جمع شدند. حال گپ از مدنیت  وحقوق شهروندی می زنند  واز جامعه جهانی  کمک می خواهند. فقط چند مرده دیگر در سرک بیاندازیم خیمه و گیروگرفت را رها کرده می گریزیند. 
حال  این  سقاوی ها بفهمند که  در ارگ  یک پشتون بزدل مانند  کرزی نیست ونه  بشکه قیر - کریم خرم- این جا است که  از ترس دزدان  حیثیت وآبروی ارگ ریاست جمهوری را برباد کرد. شاهد بودید که با یک حرکت  چندین جنازه ها به روی شانه های ایشان سوار کردیم  وحال از حرکت های مدنی صحبت می کنند.
درگزارش گفته شده:  اتمر صاحب وفرمایل که  کلان های از این ها  قانونی، بسم‌الله خان، بریالی وغیره  در هفته  چندین بار  زنگ زده  تقاضایی ملاقات نکنند نان  در شکم ایشان  هضم نمی شود... چطور  درمقابل ما بغاوت می کنند؟ 
در هرملاقات ویا زنگ  یا از دوسیه ایشان  طلبگار کمک می شوند  یا برای  فرزندان  ودخترهای خود  سفارش  وظایف را می کنند.  این ها  با کدام چشم  علیه  دولت گپ می زنند؛  در حالی که  بانک های خارجی  از پول این ها  پر هستند  
نمی فهمند که با یک اشاره دولت  تمام سرمایه این ها  بلاک می شود؟ 
اتمر صاحب گفت که  همین امر الله صالح را از بین این ها  یک  جوان  با فهم گمان می کردم؛ چون خیلی  عذر می کرد به رئیس جمهور سفارش کردم که  سیالی داخلی دارد یک جای مصروفش کند ولی  این هم بالاخره کچه گی خود را نشان داد... پنجشیری است دیگه. من رئیس جمهور را گفتم که هیچ کدام این ها را جدی نگیر.