-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۶ تیر ۱۵, پنجشنبه

ایران آب بالا مرغاب را به سوی خودش دور داده است

بخشی از کتاب «رد پای فرعون»



رضا پهلوي پسر ارشد محمد رضا پهلوي شاه فقيد ايران كه قریب شصت سال عمر دارد و در ايالات متحده امريكا به سرمی برد،‌ در سال 1998 ميلادي دريكي از جلسات سري به نمايندگان يونيكال و بريداس درامريكا توصيه كرده بود كه كار اعمار خط استراتيژيك انتقال انرژي سرخس- ايرانشهر ايران تكميل شده و آنان بايد براي انتقال انرژي به شبه قاره هند، از همين مسير استفاده كنند. يكي از نمايندگان به آقاي پهلوي گفته بود كه درايران، حكومت آخوند ها و مخالفان شما مسلط اند و شما مخالف سوگند خوردۀ نظام آخوندي هستيد، پس چرا براي شركت هاي غربي اين گونه توصيه مي كنيد؟

ايشان گفته بود كه براي من منافع ملي ايرانيان اهميت دارد ومهم نيست كه چه نظامي دركشور من حاكم است. با كمال تأسف كه  رهبران افغانستان نه تكنوكرات ها، نه جهادي ها و نه طالب ها نسبت به كشور شان احساسي مانند رضا پهلوي نداشتند؛ زيرا افغانستان با بحران رهبري ملي مواجه بود.
در دورۀ بعدي كه طالبان روي كار آمدند،‌ ايرانيان با وصف آن كه با نقش رهبري احمدشاه مسعود درعرصه سياست افغانستان مخالف بوده و در انحلال پرو‍ژۀ حفظ كابل به نفع مسعود مشاركت داشتند، به منظور حفظ توازن در جنگ و استمرار درگيري و نا امني درافغانستان به ارسال كمك هاي ( خارج ازقاعده) نظامي به جنبش مقاومت شروع كردند. تا آن زمان احداث خط لولۀ سرخس- ايرانشهر به طوركامل خاتمه يافته بود و نوبت به اجراي برنامۀ حياتي دوم رسيده بود.

ناحيۀ تاريخي سرخس ميان تركمنستان، ايران و افغانستان تقسيم شده است و در خطوط مرزي سه كشور افتاده است. حكومت ايران در توافق قبلي با حكومت تركمنستان، دو ذخيرگاه بزرگ يكي درسرخس تركمنستان ويكي هم در سرخس ايران اعمار كرد. هدف از اعمار پرهزينۀ ذخاير آبي  درآن سوي مرز آن بود كه جريان بزرگ آب بالا مرغاب از خاك افغانستان از راه ناحيه كوچك تركمن نشين موري چاق وارد خاك تركمنستان مي شود وآن گاه به ذخيره گاه سرخس تركمنستان  كه به مصرف ايران اعمار شده است، مي ريزد. وقتي ذخيره گاه آبي سرخس تركمنستان از آب دريا هاي افغانستان لبريز مي شود، جريان آب به طور طبيعي دوباره به سوی خاک افغانستان دور برمی گشت. اما ایرانی ها مسیرآب را به سوي ذخيره گاه آبي سرخس ايران هدايت کردندو با انحراف جریان آب به ذخیره گاه آبی ایران، به امتياز بزرگ حياتي دست پيدا كرده است. حال مي توان فهميد كه چرا هزينه گزاف بند آب سرخس تركمنستان به وسيلۀ ايران پرداخته شده است. زياني كه ازين رهزني آب به افغانستان مي رسد اين است كه كشور ما ازمنبع بسيار غني آب به طور طبيعي محروم مي شود وجريان آب هرگز از ذخيره گاه سرخس ايران  دو باره به خاك افغانستان راه پيدا نمي كند.
درمراسم افتتاح هر دو سد آبي درسرخس تركمنستان وايران دربرج حوت يا اسفند ماه سال 1380هجري شمسي آقاي علي اكبرهاشمي رفسنجاني سياست مدار، روحاني و رئيس جمهورسابق ايران كه فعلا رياست تشخيص مصلحت نظام در جمهوري اسلامي ايران را برعهده دارد،‌ به ناحيۀ مرزي سرخس سفركرد. قرار بود صفرمراد نيازوف رئيس جمهور فقيد تركمنستان نيز درگردهم آيي سرخس حضور یابد. اما آقاي نيازوف به بهانۀ خرابي اوضاع جوي از حضور درمراسم گشايش آبگیرهای بزرگ درسرخس احتراز كرد. عدم اشتراك آقاي نيازوف توجه وي به نگاه جديد جهان نسبت به افغانستان ومسايل مربوط به آن بود. وي به اين نكته پي برده بود كه افغانستان در محور توجه جامعۀ جهاني قرار گرفته و رويارويي با افغانستان و كشورهاي حامي اين كشور را به سود تركمنستان تشخيص نداده بود.
ممكن است از سوي ايراني ها پرسشي مطرح شود كه اعمار بند هاي آب درخاك تركمنستان و ايران به منافع افغانستان چه ربطي دارد؟ آن ها ممكن است استدلال كنند كه در صورت عدم اجراي پروژه هاي اعمار بند آب درآن سوي مرز افغانستان، آب افغانستان مانند قرون گذشته به سوي اين مناطق سرازير مي شدو افغان ها نيز جلو جريان آب را نمي توانستند سد كنند.
درساده ترين استدلال شايد آنان مطرح كنند كه شما افغان ها اگر توان داريد، نگذاريد مجاري مختلف آبي از كشور تان خارج شده و به قلمرو كشور هاي ديگر راه يابد.
بايد توضيح داد كه تركمنستان يك منطقه كويري است و به ويژه در مناطق مرزي با افغانستان از نعمت ذخايرآب آشاميدني و صحي  محروم است. آب افغانستان از باريكۀ موري چاق و مجاري ديگر مفت و مجاني به خاك آن كشور سرازير مي شود و ايران بعد از پر شدن ذخيره گاه سرخس تركمنستان، آب افغانستان را به بند هاي آبي خويش ذخيره (بدون بازگشت به خاك افغانستان)  مي كند.
برپايۀ همين محاسبه، مصارف احداث ذخيره گاه سرخس تركمنستان از سوي ايران پرداخته شد. بدين ترتيب، تركمنستان از حساب آب رايگان افغانستان از يك سو صاحب يك ذخيره گاه بزرگ شد و از جانب ديگر، ذخيرۀ آب درخاك آن كشور، اقتصاد تركمنستان را از چندين جهت، توسعه داده است. انگيزۀ اقتصادي راز حفظ توازن جنگي درافغانستان از سوي ايران، همين بود كه پروژه هاي ذخيره آبي در ناحيۀ سرخس ايران و تركمنستان به پايۀ اكمال برسد و اين پروژه ها مطابق برنامۀ ايران عملي شدند.
بعد از پايان كار ساخت بند هاي آب درسرخس،  كمك هاي ايران به جبهۀ مقاومت سستي گرفت و مقامات  ايران به طور سري با طالبان وارد مذاكرات شده و هيأت هايي ميان دو طرف مبادله شد كه اسناد كامل آن موجود است. از مجموع اين پروژه هاي حياتي براي افغانستان نه تنها يك سر مو سودي نرسيد، بل، كشور ما دراثر ادامۀ جنگ و تشدد، بيشتر از گذشته ويران تر شد و نيروي انساني جامعۀ افغانستان درجريان جنگ و مهاجرت و كشتار هاي دامنه دار بسيار ضعيف شده است.
اگر درافغانستان با اين گونه دست اندازي ها جنگ ادامه پيدا نمي كرد، حكومت و مردم افغانستان فرصت آن را مي يافتند تا خود مديريت استفادۀ بهينه از ذخاير آبي خويش را دردست گيرند و با بهره گيري از امكانات طبيعي و ملي، زيرساخت قدرتمندي را دركشور خود شان ايجاد مي كردند اما چنان كه ذكر شد، ايران درمشاركت با پاكستان، فرصت هاي يك زندگي عادي و چانس ها براي ايجاد يك ساختار رهبري سياسي درافغانستان را ربودند و زنجيرۀ فاجعه از پس فاجعه را دراز تر كردند.
ايران درسال هاي حكومت داود خان، و ر‍ژيم هاي بعد از آن، چرا نتوانسته بود مشكل استراتيژيك كمبود آب در مناطق مرزي را به نفع خویش حل كند؟
ايران درآن دوران ها، توان و فرصت چنين كاري را نداشت. حكومت هاي گذشته، نظام و سياست هاي تعريف شده و مشخصي داشتند كه  منافع ملي افغانستان را با تكيه بر كنوانسيون هاي بين المللي حراست مي كردند و درسازمان ملل متحد به حيث عضو فعال ازموضع معيار ها وقوانين حاكم بر معادلات جهاني سخن مي گفتند.
ایران درسال هاي پس از 1371- 1380 موفق شد تا زيرساخت هاي فني ذخيرۀ آب افغانستان را براي خودش به پايۀ اكمال برساند و راه بازگشت دو بارۀ آب به افغانستان را براي هميشه مسدود كند. ازسوي ديگر درطي سال هاي جنگ، ايران موفق شد تا شركت هاي بين المللي را از نزديك شدن به ميدان سرمايه گزاري افغانستان برحذردارد.