-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۶ تیر ۲۳, جمعه

نکات تازه در باره نخستین جنگ افغان- انگلیس

Defence-in- Depth
پژوهشی از اداره مطالعات دفاعی کالج سلطنتی لندن
Dr HUw J. Davies
ترجمه: رزاق مامون
از آرشیف: عوامل نخستین تجاوز انگلیس بر افغانستان، سال 1839 تا 1842

بخش « از آرشیف» در Defence- in- Depth یک قاعده ویژه و جدید است . بایگانی ها محرک حیاتی تاریخ اند. اوراق، مکاتبات، روزنگاری ها و مجلات مواد اولیه ای اند که اساس تحلیل های تاریخی را تشکیل می دهند. این مسآله برای اجرای دو هدف طراحی شده است.  پی آیند مراجعه نویسنده گان ما به آرشیف که یافته های مهمی را سبب شده، توضیح خواهد داد که این مدارک و اسناد چه گونه تاریخ ساز شده اند. غالباً مدارک بسیار مهم به دشواری قابل دستیاب اند و نویسنده گان ما در رابطه به آزمون های طاقت فرسا در راه دسترسی به بایگانی ها اظهار نظر خواهند داشت.

آرشیف پنجاب، لاهور
او می گوید: شما باید به لاهور بروید، آن جا گنجینه طلا است..»
من با ویلیام دارلیمپل، نویسنده سرشناش در همایش رونمایی کتاب تحسین برانگیزش- بازگشت یک شاه، نخستین جنگ برای افغانستان، صحبت کرده بودم. من سرگرم پویش در باره عوامل ریشه ای نخستین جنگ افغان- انگلیس بودم. من با این روایات پرداخته شده که علت مداخله انگلیس درافغانستان براساس این تصور اشتباه صورت گرفت که گویا روسیه با حضور خود در کنار حکومت کابل می توانست به سوی هند عبور کند، میانه ای ندارم. من دنبال اسناد ومدارکی بودم تا موجبات اصلی تعرض انگلیس را دریابم. مدارک دست اول درین رابطه در لاهور نگهداری می شوند. اگر توضیحات متفاوتی درین رابطه موجود باشد، چنین چیزی درلاهور وجود دارد.

جنوری 2013 بود. من برای این که چطور روانه پاکستان شده و چه گونه به بایگانی لاهور دسترسی یابم، شش ماه وقت گذاشتم. این کار آسانی نبود. واضح بود که برای رفتن به پاکستان، نیاز به ویزا داشتم؛ مگر جهت دسترسی به بایگانی لاهور نیازمند یک معرفی نامه از کمیساریای عالی انگلیس در اسلام آباد بودم و «گواهینامه رفع اعتراض» از سوی حکومت پاکستان نیز ضروری بود.

تا ماه آگست به جایی نرسیدم. در ماه جولای، تاریخ پرواز و محل اقامت در هوتل را ثبت کردم که هرچند درآغاز نگران بودم. بعد از اشتراک درکنفرانس تاریخ نظامی جنوب آسیا درگرینویچ، یکی از اشتراک کننده گان حین بازگشت از کلکته برایم گفت که نباید درین رابطه تشویشی به خود راه دهم. وی گفت: این جا جنوب آسیاست و یک هفته قبل از حرکت تو، همه چیز رو به راه خواهد شد. 
حق با او بود. دریافت ویزا، از برکت بخت خوش و لطف وعنایت آشنایان قدیم، حاصل آمد و درباب گواهی نامه رفع اعتراض از سوی حکومت، مستقیماً به آرشیف لاهور شفارشاتی انجام شده بود. دستیار مستشار نظامی سفارت انگلیس با ارسال نامه ای از طرف نماینده گی عالی سفارت، مرا یاری رسانید و اتفاقاً شماره تلفن مدیر آرشیف لاهور دراختیارمن قرار داده شد. 
تلفنی تماس گرفتم. مهمان نوازی از نوع جنوب آسیایی که من بارها از آن تجربه داشتم، برای من اسباب تعجب  نبود. من در آن جا حضور یافتم.

آرشیف پنجاب در آرامگاه انارکلی یک مقام عالی شان مغل واقع است که درقرن هفده بنا شده است. ساختمان سفید و زیبای آرامگاه که پس از تاج محل بنا یافته با سلسله ای از راهرو ها در وسط ساختمان که مجموعه های آرشیف درآن جا نگهداری می شوند. من روی میز بلندی نشستم که درعقب من لوح سنگی گور انارکلی واقع بود. ظرف بیشتر از دو هفته، همکاری کارکنان بایگانی فوق العاده بود. من به معنای واقعی کلمه، به هزاران سند و مدرک دست یافتم. یافته های من، درک و فهم مرا در باره علت جنگ اول افغان- انگلیس بالا برد. از نظر انگلیس در کلکته، تهدید ورود امپراتوری روسیه به معادله وتعرض از فاصله بسیار دور، کار سختی بود. بیشترینه، افغانستان نسبت به انگلیس ها درین باره  مشوش بود.

درسال 1833 پشاور پایتخت تابستانی افغانستان به اشغال نیروهای امپراتور رنجیت سینگ درآمد. امیر دوست محمد برای استرداد دو باره پشاور اقداماتی روی دست گرفت. او درجستجوی متحدانی بود که به هدفش نایل شود. مگر نخستین انتخاب او، انگلیس بود که درآن زمان متحد رنجیت سینگ به شمار می رفت. روسیه در موقعیت بسیار دور قرار داشت و مناطق امروزی ازبکستان و تاجکستان، ضعیف بودند. ازین قرار، سرزمین فارس یگانه گزینه وی شمرده می شد. با این حال، لارد اوکلند وزیر اعلی هندوستان نوشته است که « از نظر حکومت انگلیس هرگونه  مداخله پادشاهی فارس درمسایل داخلی افغانستان رسمیت ندارد.»
درهرحال، نگرانی انگلیس از بی ثباتی درافغانستان پیوسته شکل جدی به خود می گرفت. 
سرویلیام مکناتن نماینده اطلاعاتی حکومت هند در جنوری 1837 نوشت: « به نظر می رسد که ظرف همین چهار ماه، باید احتمالات ایجاد یک نیروی قدرتمند به وسیله افغان ها را برای مدتی مانع شویم.»

امیردوست محمد به علت تقسیم بندی قدرت در سطح داخل، برای بازپس گیری گذرگاه خیبر و پشاور، ناگزیر به تأمین مخارج یک جنگ محدود برضد سیک ها اکتفا کرد و این بیانگر آن بود که حکومت وی تا آن حد معروض به بی ثباتی بود که وی احتمالاً برای تقویت جایگاه خویش دست کمک به یک کشور خارجی دراز می کرد. چنین اقداماتی، تکیه گاه اصلی حکومت افغانستان در اواخر قرن هجده بود چنان که شاه زمان، حکمران آن دوره، به سوی پنجاب و گاه گاه به سوی دهلی، حملاتی متواتر در استقامت جنوب انجام داده بود.  
انگلیس درکلکته در واکنش به اقدامات شاه زمان، نماینده ای به فارس اعزام کرد تا هند را از تهدید های حمله هرساله از سوی شاه زمان آسوده بسازد. ( چنان که از مسیرفارس شکست خورد و چشمانش را هم از دست داد. مترجم)

دوست محمد در 1837 برای گرفتن دوباره پشاور، برقلعه جمرود که سیک ها درآن مستقر بودند، یورش برد. در نتیجه، دوست محمد به بهای هلاکت هری سینگ نالوا فرمانده نظامی سیک ها، بازنده جنگ شد. 
انگلیس  همزمان با حملات غارتگرانه شاه زمان، جد اعلی دوست محمد، همین راهکار را سازماندهی کرده بود. دوست محمد با حمله بالای سیک ها مردم خود را مجبور کرده بود که « جنگ متحدانه همراه با اشتیاق سرسختانه در راه دین» را به پیش ببرند که از نگاه کاپیتان کلودوود که به حیث نماینده سیاسی انگلیس برای لاهور و لودیانه منصوب شده بود، به گونه مقایسه ای به رنجیب سینگ توضیح داده بود که « یک حیوان ضعیف زمانی که زنده گی اش درخطر قرار می گیرد، از روی نا امیدی حتی در برابر قدرت انسان، تلاش های مذبوحانه از خود نشان می دهد.»

مقارن این احوال، رژیم کم رمق دوست محمد تهدیدی به امر توازن قدرت در امتداد مرزهای شمال غربی به حساب می رفت. 
این اسناد که از ورای مجلدات خاک گرفته و بی شمار درآرشیف پنجاب به دست آمد، چشم انداز بسیار متفاوتی را در مورد دلایل مداخله انگلیس در افغانستان درسال 1939 ترسیم می کند. انگلیس نسبت به هر گونه تهدید آشکار از سوی روسیه، بیشتر از همه از بی ثباتی سیاسی درافغانستان بیمناک شده بود. در پلان تعرض، حذف دوست و جایگزینی دودمان سلف وی، شاه شجاع براریکه کابل قید شده بود. برای اجرای آن برنامه، انگلیس جرقه یک شورش بی رمقی را روشن کرد که سرانجام بدترین شکست و انهدام نظامی را برای امپراتوری انگلیس در قرن نوزده هم رقم زد.