-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۶ تیر ۲۱, چهارشنبه

در مقام تخصص، غنی- اتمر برحق اند؛ نه جهادی ها

وقتی بررسی اجمالی زوال تاجکان در حفظ اقتدار سیاسی را به قلم جناب «اندیشمند» خواندم، الساعه این سخن دکترغنی درخاطرم زنده شد:



دکترغنی با بازگویی ضرب‌المثل"این گز و این میدان" گفت که تمام کسانی که انتقاد دارند بیایند و یک پروژه ۵۰۰ میلیون دلاری را اجرا کنند و با یک پیشنهاد واضح بیایند که در دو ولایت چطور تغییرات می‌آورند و با بخش خصوصی، علما و جوانان افغانستان بنشینند."

درست است که دکترغنی آماج یک رشته انتقادات بیشتر موجه و کمتر ناموجه یا بالعکس، قرار دارد. ایشان در بخش افغانستان، مدیراداری طرح و اجرای پلان بین المللی به شمار می رود؛ مأمور معذور است وانصافاً کارش درنظر خودش درمسیر درست روان است. 
حالا که به خرده گیری عادت کرده ایم، باید دربرابر آئینه واقعیت راست ایستاده شویم و به خود بگوییم : 
«عیبش چو گفتی، هنرش نیز بگو».
درنقل بالا که از دکترغنی آوردم، بنده به حیث یکی از بهانه گیران ومنتقدان سیاسی دکترغنی، از روی وجدان، احساس مسئولیت فردی و فهم تجربی که درحد خودم از جریانات 25 سال اخیر دارم؛ گواهی می دهم که دکترغنی بدون کدام حرامزاده گی، توپ را وارد دروازه شرکای جنجالی خویش کرده است.

شهادت می دهم که غنی - اتمر علی رغم گیرافتاده گی در اجندای معیوب کشانیدن سنت قدرت مداری «گذشته» به امروز، از نظر داشتن طرح وبرنامه، بازی ماهرانه سیاسی، نگاه استراتیژیک، توزیع نهاد های پردرآمد به اقارب و هم گروهی های شان، تهداب گذاری اداره های سامانمند در امر توسعه وحکومت داری، چند سرو گردن از پهلوانان «جهادی» خویش بلند تر اند. 

من به عنوان یک ناظر، روزنامه نگار و شوقمند نگارنده گی، تا امروز شاهد نبوده ام که از پهلوان های جهادی ( یا یتیمان دوره جنگ سرد) از استاد ربانی شروع، تا سیاف، صبغت الله «مجددی»، مارشال فهیم، قانونی، محقق، عبدالله و گلبدین، به غیر از جنون دست درازی به هرجایی که بوی پول حرام به دماغ شان می زند، کدام طرح مدون اقتصادی، نگاه راهبردی برای نسل جوان، فهم تاریخی معضل کشور،  برنامه توسعه و حکومت مداری و... ندیده ام.  دکترعبدالله از یک آدرس درست به قدرت آمد، مگرکسانی که او را درآمدن به صحنه یاری کردند، آدرس را غلط کرده بودند و زیرچرخ ایده ال های خود شدند.

علی الخصوص، پنج نفر آخری، از مسایلی که دکترغنی درسطح اقتصادی و استراتیژی توسعه مطرح می کند، بیخی بیگانه بوده و می باشند. اما این بدان معنی نیست که تاجک، هزاره وازبک یا پشتون، مدیران و کادرهای کارآمد ملی ندارند. قصه درین است که هم گروه غنی- اتمر و هم گروه متأخر، با بهره گیری از شرایط جنگ و مداخلات خارجی، راه را بر خوب ترین شخصیت های جوان و سرمایه های علمی افغانستان بند انداخته اند.