-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۶ مرداد ۹, دوشنبه

بهروز خاوری

عطشِ شدیدِ به چشم آمدن و شهوتِ لایک و کامنت و شهره شدن، از کاربران شبکه های اجتماعی، بلندگوهای خوب، مفت و پُر سر و صدایی ساخته است برای دشمن. ۲۰ ثانیه از انفجاری نمی گذرد که هزارها هزار فیسبوکیستِ افغانی، گوش ما و فلک را کر می کنند. همهمه و هیاهوی عظیمی از ملتی که نه از مکان و محل حادثه خبر دارند و نه از چگونگی رویدادها و نه با کوچک ترین اصول خبرنگاری آشنایند.
کاربرانی لمیده بر چوکی و قهوه کاپوچینو زنان، از پشت دفترهای شان حتا در مزار و هرات و بدخشان، از انفجار کابل می نویسند و گویا خبررسانی می کنند در فیسبوک پُست می گذارند و ازدحامی دروغین و هیجانی چند ثانیه ای خلق می کنند که آدم راه را از چاه گم می کند و نمی داند واقعیت چی است و اصلا کجا آماج بوده؟
بعدش هم «کابل در غمت شریکم» بحر و بر را در می نوردد. آنی که با آهنگِ «واکا واکا»ی شکیرا شانه می جنباند و با پرده ی اول فیروز کندزی گردن می زند شکلک غمگینی می گذارد و فیلنگ اش قلبم تکه تکه شده است می باشد می گوید کابل در غمت شریکم و های و هو و اشک ریزی مجازی، در حالی که از دیدن فیلم کمدی ای قهقهه زنان به پشت می افتد.
احساس همدردی درست و ضروری است و شادی روی دیگر غم، اما این گونه چند رویی و شتاب زده نویسی و خبررسانی، مشمٔز کننده است و تهوع آور.