-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۶ تیر ۱۷, شنبه

مرا از شر دوستانم نجات دهید


اسد «بودا»


این کارتون مربوط به سال ١٨٧٨ است. در این کارتون شیرعلی خان، پادشاه افغانستان، در دشتِ کربلای جنگ قدرت سر به نیزه‌ای بی‌کسی تکیه داده و فریاد می‌زند: «مرا از شر دوستانم نجات دهید!». با گذشت حدود یک و نیم قرن ار رسم این کارتون، هیچ تغییری در سرنوشتِ حاکمانِ این سرزمین رخ نداده است. وضعیت‌‌‌‌ همان است که سال‌ها پیش «جان تنل» به صورت کارتون رسم کرد. حاکمانی متکی به قدرت‌های خارجی و بی‌اعتماد به مردم. 
می‌شود به جای شیرعلی خان، حاکمانِ بعد از او، از امیر عبدالرحمن خان تا کرزی و اشرف غنی را گذاشت. هیچ تغییری در صحنه دیده نمی‌شود. ‌‌ه‌مان ضجه و ندبه‌ای سیاسی ابدی به گوش می‌رسد: «مرا از شر دوستانم نجات دهید!». صدایِ شیرعلی خان، صدایِ کرزی و اشرف غنی و هر حاکم و رهبرِسیاسی-اجتماعی این سرزمین است. مبالغه نیست اگر مدعی شویم که تصویر واقعی‌تر و معاصر‌تر از این کارتون برای افغانستان وجود ندارد. حاکم گیج و مستاصلی، بی‌آنکه کاری از دستش بر آید در میان ویرانه‌ها ایستاده است و با صدای گرفته و لرزان پیش قدرت‌های جهانی خاضعانه التماس می‌کند: «مرا از شر دوستانم نجات دهید!»