-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۶ مرداد ۸, یکشنبه

احتمال رویکرد امریکا به «سگ های جنگ» درافغانستان

اشاره: تک و دو داماد ترمپ، همراه با رئیس کمپنی بلک واترو داین کورپ در دفتر بیضی شکل ترمپ درکاخ سفید، مشابه صحنه هایی است که درارگ کابل درجریان است.


روزنامه های سرشناس امریکایی درین روزها پیوسته از خصوصی سازی سکتور جنگ درافغانستان گزارش هایی پخش می کنند. داماد ترمپ همراه با یک دلال دیگر با رئیس کمپنی بی رحم بلاک واتر و داین کورپ بندوبست های تجارتی راه انداخته اند که باید درافغانستان به جای عسکر منظم و رسمی امریکایی، لشکرهای اجیران جنگی از خود محل استخدام شوند و به ترمپ فشار می آورند که هزینه چنین پروژه ای را دراختیار آن ها قرار دهد.
معلوم است که امریکا از خیر جنگ با 20 گروه تروریستی داخل افغانستان ( طوری خود شان اذعان دارند) گذشته است و دیسانت قطعات جدید که گاه شمار شان را سه هزار و گاهی چهار هزار ذکر می کنند، کمک به اردوی ملی افغانستان نیست بلکه به منظور سوق واداره و اکمالات گروه های مسلحی است که جنگ شان، به سود اهداف امریکا است؛ به افغانستان اعزام می شوند. 
اما این اقدام تاجران جنگ واسلحه که ( شبیه حواریون کوچک دکترغنی درارگ) دراطراف ترمپ می پلکند و به مشاوران و محرمان وی مبدل شده اند، از سوی ناظران آگاه امریکایی یک بی رحمی و عملی ترسناک تعبیر شده است. روزنامه لاس انجلس تایمز نظرات سردبیر روزنامه تایمز را منتشر کرده و از اجرایی شدن طرح خصوصی سازی جنگ افغانستان هشدار داده است.
اما تصویر این طرح برای ما به عنوان شاهدان جنگ استخوان شکن درافغانستان، هولناک تر است. پیشبرد سیاست استفاده از «سگ های جنگ» ( به قول فریدریک فورسایت) صرفاً صاحبان کمپنی های جنگ واسلحه را فربه تر کرده اما عواقبش برای همه، به شمول 8400 سرباز امریکایی و شش هزار سرباز ناتو، ناگوار وتکان دهنده خواهد بود.
 احساس شخصی خودم این است که با اجرایی شدن این طرح، قوای ریزرفی روسیه در شهر مرزی تاجکستان با افغانستان از حالت ترصد، به حالت تهاجم و عملیات جنگ مشابه عملیات سرکوب داعش در سوریه، گذار خواهد کرد. ایران و روسیه فوری شبکه های خود را درهمین جهت فعال می کنند و سگ های جنگ وابسته به امریکا، مجبور اند با آنان بجنگند و خواهند جنگید. ائتلاف ضد طالبان در «شورای نجات» و «شورای حراست» نیز وارد معرکه خواهد شد. آن ها بیم از آن دارند که درین بحبوحه طالبان وداعش خود به خود قدرت بیشتر می گیرند و جنگ، ظاهراً  به نفع امریکا وناتو «حفظ» می شود؛ اما این جنگ شبکه ای نفرت شبکه فراگیری را درسطح داخلی علیه اهداف اصلی امریکا درافغانستان درمیان خلق افغانستان به یک توفان تبدیل می کند که شاید پی آمد هایش ازعقب نشینی اردوی غیردولتی 16 هزار نفری کمپنی هند شرقی در 1841 از کابل که سرانجام فقط یک دکترجراح به نام برایدن نیمه جان به قلعه جلال آباد رسید، زیاد متفاوت نباشد. روشن است که محاسبه گران خارجی درشرایط حاضر روی ناوگان هوایی و انتقالات به موقع در صورت بروز خطر و محاصره بسیار حساب می کنند، اما این محاسبه خودشان است نه تحلیل و شناسایی رویدادهای غریب در زمین دیگران. ما دم حاضر علاماتی را می بینیم که امریکا درسطح داخلی و منطقه یعنی در دو حلقه محاصره گیر افتاده است.