-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۶ مرداد ۱۷, سه‌شنبه

اگر هزاره نجنبد، عصر امیرعبدالرحمن تکرار می شود

اگر یک صدهزار معترضی درکابل به مارش دادخواهی به راه انداختند، برای داعش و طالب نیز می توانند گورهای دسته جمعی حفر کند.



سیاسیون و پیشروان روشنفکری و مذهبی هزاره دیگر تردیدی نباید داشته باشند که در مرحله تشدید جنگ «نیابتی»، یک بار دیگر به عنوان یک هدف مناسبتی آشکار انتخاب شده اند. اگر بیش ازین روی «مبارزات مدنی» حساب بازکنند، همان حاصلی را به دست می آورند که در چهارراهی دهمزنگ و الحال درمیرزا اولنگ به دست آوردند. اگر درخت کنش های مدنی در جاده های برلین و پاریس به بار می نشیند، چرا و با چه منطقی همان نتیجه را در دهمزنگ و چهار راهی زنبق انتظار می کشید؟ بین افغانستان و تمدن چند صد سالۀ غرب در زمینه های مشترک اجتماعی- تاریخی، حق شهروندی، قانون مداری، فرهنگ سازی و اقتصاد حمایتی از فرد، به غیراز هیاهوی مفت رسانه ای چه مشترکاتی وجود دارد؟

علی رغم آن که هزاره در شانزده سال اخیر در بسترهای شهری و حتی در مجتمعات «غارنشینی» نسخه های بی همتایی از همزیستی سیاسی و شهروندی را ثبت تاریخ معاصر افغانستان کرده، با آن هم هدف نسل کشی برنامه ریزی شدۀ سیاسی قرار می گیرد.
وقتی یک جماعتی از مردم با وصف میراث داری زجر آور چندین دوره زخم و جرح و جفا ، نمونه های رشک انگیزی از مدرنیزم، ترقی خواهی، همزیستی عادلانه و همیاری بی دریغ با دیگر طوایف ساکن درقلمرو آشوب زده را به نمایش می گذارند، چرا در کار دفاع واجب از هستی و کیان بشری خویش شکار تردد می شود؟

وقتی هزاره امروزی از دوزخ رنج ها پایش به یک کشور غربی باز می شود و بعد از بازیابی خویش، طرح و دیزاین یک انجن فوق پیشرفته بالاتر از جنگنده اف شانزده را به کشور میزبان آماده می کند، این جامعه چرا مگر در گرفتن تفنگ و سنگر آرایی در دفاع از حال وآینده خویش محتاج یک معجزه آسمانی یا صدقه ارگ کابل باشد؟

هزاره محور یک مقاومت جدید چند جانبه است. تکرارمی کنم؛ چند جانبه. دیگرطوایف ساکن درافغانستان قدرت خود را در تمامی حوزه ها یکسان ظاهر نساخته اند. زن و مرد هزاره ظرفیت آن را دارد که بستر زیستی خویش را به یک «کوبانی» کوه آسای افغانستان مبدل کند.
 دست خالی اند؟ نه، هزاران هزاره در نیروهای امنیتی گوشت دم توپ اند و اصلن معلوم هم نیست برای چه و برای کی می جنگند. اردوگاه ضد طالبان که هزاره بخشی از آن حساب می شود، تا دندان مسلح است وبرحمایت نیرومند منطقه ای نیز تکیه دارد. اگر طالب وداعش از سلاح کوت های اردوی ملی وپلیس پیوسته از هوا و زمین اکمال می شوند، هزاره هم می تواند محور به «کوبانی» تبدیل شود. اگر یک صدهزار معترضی درکابل به مارش دادخواهی به راه انداختند، برای داعش و طالب نیز می توانند گورهای دسته جمعی حفر کند.