-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۶ مرداد ۱۱, چهارشنبه

حکمتیار «شمال» را زمین سفید فکر کرده است

دو «ظهور» یکی درلغمان و سپس در دارالامان به مشاهده رسیده، اما به نظر می رسد عصر خاتم المصلحین فرا رسیده و «ظهور» رسانه ای درشمال کافی نیست...

گام بلند به سوی «افغانیزه» سازی داعش




همزمان با عروج التهاب سیاسی در محور شمال، حمله مشکوک و سرزوری به مسجد شیعیان درهرات، اوضاع را به شدت عملیاتی می کند و اقدامات ایرانی ها درحوزه غرب ( قرین مرزهایش) و شمال افغانستان را صد درصد و با توان دو برابر کلید خواهد زد. اما چی کسی نمی داند که طلا پرستان بعد از اسامه و ملاعمر، ساز دیگری را درین غمکده چاق کرده اند.

میوه طالب ازین پس حداکثر به سبد ایران، روسیه، پاکستان وکمی به تکری ارگ وامریکا ریختانده خواهد شد؛ اما برای کرزی و گلبدین غیر از نمونه های زهری اش چیزی بیشتر نخواهد رسید.
 حکمتیار قدم به قدم از روی فیلمنامه ساخت وبافت منطقه ای، وضعیت را قرائت می کند. به تازه گی مدعی شد شمال را به ما واگذارید درشش ماه امنیت می آوریم. مخاطبش کیست؟ طالب یا ارگ؟ ارگ برای همین منظور او را به کابل کشانیده است؛ اما طالب وداعش از خود صاحب دارد و مالک بلامنازع آن، تنها غنی- اتمر نیستند. ارگ وخودش، وضع الجیش آینده را درشمال تعریف کرده اند. این که علاقه ای به کار دولتی ندارد، گزافه نیست؛ اما این که قادر به شکستن سد ومانع جمیعت، جنبش ملی و شورای نظار خواهد بود نشود، تاوان گیج کننده غنی -اتمر و حکمتیار یک جا خواهند پرداخت.

نکته برجسته این است که وی از قدیم الایام یکی از مؤلفه های درشت منازعه و جنگ ذات البینی و بین التنظیمی و نبرد با فرهنگ شهر نشینی بوده است. بهره ای که ازین گفته حاصل می آید این است که  جستجو های عملیاتی در اتاق شطرنج منطقه ای برای تعیین و اجماع برسر رهبر جدید داعش خراسان، ظاهراً به حساب خود شان به ثمر نشسته است. حال مشکل حکمتیار، عبور از کوتل خیرخانه تا کمرگاه جبل السراج و سپس گذر فاتحانه از سالنگ جنوبی به صوب سالنگ شمالی است. درشمال برای حکمتیار فرش سرخ پهن نشده است.
اثرات خریطه های پول از بیت المال ومجاری اپراتیفی، یک بارمصرف است؛ کسی هم نمی تواند بگوید که در کارزار پیش رو، چرخ گردون برچه منوالی خواهد گشت.