-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۶ مرداد ۲۷, جمعه

آیا پروژه ارگ - امریکا در حوزه بلخ به نتیجه می رسد؟

از قراین برمی آید که پروژه خرمن مالی جئوپلتیکی حوزه استراتژیک بلخ در دست اجرا است. کارهای مقدماتی درحال اتمام است.

 هدف پروژه کوتاه تعریف شده است: قدرت نیروهای ضد طالب- داعش باید درآن جا مضمحل شود تا حدود ده هزار داعشی چند ملیتی در مسیراصلی ورودی های آسیای میانه وضع الجیش بگیرند. باقی ماجرا به افغان ها ربطی ندارد. حکومت کابل صرفن عضو داخلی پروژه محلی است.

حال دو سوال تعیین کننده مطرح است: منافع امریکا وغرب در نتیجه اجرای این پروژه درچه سطحی به دست می آید؟ سوال بعدی این است که عواقب این پروژه، آیا تلاش ها برای استقرار یک نظام همه پذیر در افغانستان را دریک مسیر درست قرار می دهد یا نه؟

برای افغان هایی که برای یک پیروزی موهوم هیجانی اند، یافتن جواب برای سوال بالا هیچ زحمتی ندارد. امریکا علی الاصول از روی برنامه کوتاه مدت، میان مدت و درازمدت سیاست خود را تنظیم می کند. تیم حاکم درارگ، نه برای پیروزی اطمینان خاطر دارد ونه توان به هم زدن این پروژه را درخود می بیند. تا این جای کار، هیچ ضمانتی برای برنده شدن و یا ناکام شدن نیروهای داخلی و خارجی حاضر درآزمون «شمال» وجود ندارد. تجربه حداقل ۲۵ سال اخیر به ما می گوید که تا کنون هیچ پیروزی پایدار، برای هیچ طرف ماجرای داخلی یا خارجی، درهیچ نقطه ای از افغانستان وجود نداشته است.

اگردرهم آمیزی طالب وداعش وحذف نیروهای ضد آن، مشخصه پروژه کنونی است، نیمه دوم چنین مشخصه ای، جنگیدن و مقاومت در برابر آن است. این رزم و ایستاده گی تنها حوزه بلخ و اردوگاه جنرال دوستم- عطا نور را در بر نمی گیرد. این نبرد، منطقه ای است.

تاریخ افغانستان به ما چه حکایه می کند؟
اگر دوره تاریخی همین چهل سال پسین را محک فرض کنیم، با جنگ های زنجیره ای، متغییر، آسیابی و بدون پیروزی یک جناح یا یک کشور پیروزمند رو به رو هستیم. برای طوایف مختلف افغانستان که درین گرداب گیرافتاده اند، جنگیدن با یکدیگر و درصورت لزوم با خارجی ها، و ایستادن درخط جنگ «نیابتی» در حکم یک حرفه ناگزیر برای زنده ماندن است.

 می ماند آخرین سوال:
درین قمار، آیا امریکا به هدف می رسد یا خیر؟ تاریخ امریکا روایت می کند که از ویتنام تا کوریا، از عراق تا افغانستان، اهداف کوتاه مدت آن کشور تامین شده اما سایه های درازمدت این جنگ ها هماره امریکا را تعقیب می کند. یکی ازین سایه ها، سایه جنگ افغانستان است. همان سایه ای که انگلیس را از «فاروردپالیسی» به حالت دفاعی آورد، فارورد پالیسی روسیه- شوروی را در گردنه های هندوکش مهار زد و دُم چید تا زمین افتاد. حالا حضور شانزده ساله امریکا وغرب، یکی از قمارهای عظیم تاریخ معاصر است که بُرد وباختش به یک کابوس تبدیل شده است.
این تاریخ به ما می گوید که این جنگ و مقاومت، هژمونی امریکا را تعیین سرنوشت و مهندسی خواهد کرد. آزمایش پشت درپشت پروژه های استخوان شکن در محل، به معنای فرار از نتایج آن نتواند بود. بنا برین، جنگ برای افغانستان همان سرنوشت است و تبعات آن برای دیگران عبرت بار خواهد بود.