-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۶ شهریور ۳, جمعه

نخستین رونمایی از استراتیژی ترمپ؛ جنگ ایجابی علیه بلخ است

 
  «گورستان امپراتوری» همان چیزی است که اکثرناظران تاریخ فهم غربی از آن هراس دارند.
 

استراتیژی ترمپ درحوزه «جنوب آسیا» بار دیگر از نگاه مخدوش رهبران آن کشور در طولانی ترین گیرافتاده گی جنگی در پر جمیعت ترین قاره سیاره زمین پرده برداشت. این همان نسخه دیرهنگام «انتقال جنگ» است که درنتیجه عقب نشینی گام به گام بارک اوباما کنار گذاشته شده بود.  کاربرد این نسخه درشرایط حاضر، تنها شکستن محاصره است.با کی ها باید جنگید و با کی ها باید کنار آمد، یکی از ویژه گی های سیاست جدید است. ترمپ خود اذعان داشت که ازین بعد تحولات افغانستان برای کاخ سفید نقشه راه ترسیم خواهد کرد. برخلاف سال ۲۰۰۱ از سال ۲۰۱۴ به بعد، بین طرف های جنگ در سطح داخلی ومنطقه ای، توازنی ایجاد شده است که هرنوع پیشرفت اردوگاه غرب را عملن متوقف کرده است.

روسیه درگذشته به خروج نیروهای ناتو و امریکا از افغانستان رضایت نداشت. درشرایط حاضر روسیه خواستار خروج امریکا از افغانستان است. پاکستان درگذشته به جبهه ضد امریکایی به رهبری مسکو ملحق نشده بود. اکنون چنین اتفاقی افتاده است. درگذشته، میان شبکه جنگی طالبان و محور روسیه - ایران اتحادی وجود نداشت؛ اکنون چنین همگرایی به وجود آمده است. بنا برین، سیاست جدید ترمپ، بر تئوری شکستاندن قفس محاصره و حمله بر محاصره کننده گان طراحی شده است.
 
ما شاهد زورآزمایی هایی عظیم جنگی نه تنها در حوزه بسیار مهم بلخ، بلکه در استقامت های جنوب غرب نیز خواهیم بود. محور های اطلاعاتی منجمد شده در جنوب حداکثر در دست ایران و پاکستان است و ستاد عملیاتی ضد امریکایی در کرانه شمال، درمدیریت مشترک پاکستان، روسیه و ایران قرار دارد. اولین خیز به احتمال قوی به استقامت بلخ است. اگر امریکایی ها همان اشتباهی را که در برابر احمد شاه مسعود مرتکب شدند، در برخورد با عطا محمد «نور» تکرار کنند، احتمال دارد که درنتیجه لوژستیک بسیار قوی و لنگر عملیاتی سنگین، یک مدتی اراضی شمال را تحت «مدیریت» آورده بتوانند، اما رویای یک پیروزی پایدار محقق نخواهد شد و حفظ پیروزی کوتاه مدت نیز بسیار هزینه بردار خواهد بود.
 
 در صورتی که بیش از حد نصاب نسبت به اتفاقات بعدی پای نا ممکنات را جلو بکشیم، می توان حدس زد زمانی خواهد رسید که درجبهه جنگ، اتحاد بین طالب و مجاهد به وجود بیاید. تاریخ افغانستان مشعر است که اگر حساب و کتاب ها با واقعیت های ذاتی کشور جور درنیاید، ضد محاسبات اتفاق می افتد. آنگاه یک «گورستان امپراتوری» جدید دهان چاک می کند؛ همان چیزی که اکثرناظران تاریخ فهم غربی از آن هراس دارند.