-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۶ مهر ۷, جمعه

سفر دکترنجیب الله به پاکستان چطور خنثی شد؟

نویسنده: عبدالحمید محتاط معاون ریاست جمهوری نجیب الله
"نافرجامی سفرنجیب الله به پاکستان!"
روبرداری از برگۀ بانو ثریا «بها»



بعد از انکشافات سریع اوضاع سیاسی نظامی در شمال،داکترنجیب فورأ جهت خود را تغیرداد وبه این عقیده رسید که به پاکستان سفرنماید.البته سازماندهی سفر به همکاری رهبران متنفذ قبایل ماورای سرحد و خاد صورت گرفت وقراربود در اوایل اپریل عملی شود.
داکترنجیب سعی داشت در سفرقریب الوقوع، غلام اسحاق خان رئیس جمهورپاکستان ونوازشریف، صدراعظم آن کشور را ملاقات کند. درترکیب هیئت عبدالوکیل وزیرخارجه، غلام فاروق یعقوبی وزیرامنیت دولتی و محمداسحاق توخی، دستیار رئیس جمهورشامل می شدند. درنظربود که هواپیمای حامل رئیس جمهور وتیم او دریکی ازمیدان های نظامی نزدیک اسلام آباد فرود آید. برنامه وسازماندهی این سفربا محرمیت نهایت وپنهان از انظاراعضای حزب ودولت صورت گرفت وازرهبری حزب وطن، هیچ کس خبری نداشت وازجانبی هم، رئیس جمهوراز حضوروزیرخارجه درترکیب هیئت خیلی ناراض بود.اما نمی توانست اورا کتمان کند! هدف اصلی سفررا جلوگیری پیشروی جبهه متحدشمال وخطراتی گویا که متوجه شکست انحصار حاکمیت قبایل پشتون میشد تشکیل میداد. داکترنجیب الله میخواست به رهبران پاکستان گوشزدکند که منافع آن کشوردرپرتوتشکیل جبهه متحدشمال به خطرمواجه است.اما سرانجام این برنامه محرم افشا شد وسخت زیرفشاررهبران حزب وطن قرارگرفت که میخواستند این اتحاد نامقدس داکترنجیب در جهت برآوردن اهداف شوم تشکیل شود وحکمتیاربه حمایت مستقیم سازمان استخباراتی پاکستان با نجیب وارد معرکه سیاسی افغانستان گردد. از این رو برنامه خطرناک ازدرون خنثی گشت وبکس های سفری درمیدان هوایی ماند وهواپیما جانب پاکستان پروازنکرد.
پس ازتحریم سفرنافرجام، داکترنجیب درسراسیمگی وحشت زده ی به سرمیبرد ومذاکرات خودرا بانمایندگان حزب اسلامی حکمتیار به تاریخ نهم اپریل آغاز کرد. درسازماندهی این مذاکرات شخصی بنام فردوس خان مهمند نقش اساسی بازی کرد. درجلسه برنامه عمل مشترک، هنوزهم در حالیکه ستاره اقبال اوافول کرده بود ازتلاش درجابجا کردن کادرهای حزب اسلامی درکرسی های حکومت دست نبرداشت، تصمیم اتخاذ شد. برنامه مساعی مشترک، پاسخی به اتحاد نیرومند وروز افزون شمال پنداشته میشد. تلاش های نافرجام ازجانب طرفداران داکترنجیب مانند طارق والی پروان، معلم فتح ومعلم فرید کوهستانی مربوط حزب اسلامی صورت گرفت که از پیشروی نیروهای احمدشاه مسعود جلوگیری به عمل آورد.به تاریخ هشتم اپریل، فرمانده مسعود با نیروهایش واردگلبهارشد وطی یادداشتی، تقاضاکردتا اسامی افسران فرقه دوم جبل السراج را معرفی ودرتفاهم وتساند باآنها، برنامه پیشروی مشترک را طرح ریزی کند. اسمای 31 نفرافسراعضای حزب درفرقه دوم جبل السراج،هدایت داده شد تا در تأمین امنیت خیابان سالنگ بانیروهای مسعود تشریک مساعی نماید. این تشریک مساعی در ده سال جنگ افغانستان سابقه نداشت که دو نیروی متخاصم ازخصومت دست می بردارند وبا هم درفضای برادری امنیت منطقه را تأمین می نمایند.
داکترنجیب سخت کوشید تا ازبهبود اوضاع و پیشروی نیروهای نظامی درشمالی جلوگیری کند تا فرصت داشته باشد وبرنامه های خود را پیاده سازد. ولی انکشاف اوضاع درجهت مخالف ارمان های اوحرکت می کرد وبه ساعت دوبجه نهم اپریل ازآخرین فیر راکت زمین به زمین سکاد به استقامت قرارگاه مسعود دریغ نورزید وخوشبختانه که راکت مسیرخودرا تغیرداد به هدف اثابت ( اصابت) نکرد وآسیبی به میان نیاورد.
داکترنجیب باهم پیمانان حزب اسلامی اوناکام شدند. طارق والی چاریکاربا طرفداران داکترنجیب درآن ولایت توسط حزب اسلامی نجات وبه پاکستان انتقال یافتند. چاریکارومیدان هوایی بگرام به روز پنجشنبه نهم اپریل درتحت فرماندهی نیروهای مسعود درآمد. درهمان روز رابطه گارنیزیون بگرام با کابل قطع شد و رئیس جمهورنمی دانست که چه تدابیری را درپیش بگیرد؟
جلسه شورای اجرائیه حزب وطن تحت قیادت داکترنجیب در نیمه شب روزپنجشنبه دایرگردید تا به طور مشخص اوضاع پروان را تحت بررسی قراربدهد.
رئیس جمهوربه این تصمیم رسید که برای آخرین باراهداف را زیرضربات نیروهای هوایی قراردهد وجلوپیشروی سریع را به سوی کابل بگیرد.
جنرال وطنجار، وزیردفاع ملی درجلسه گزارش داد که ساعت دوبجه دیروزنیروهای مسعودبه میدان هوائی بگرام دخول را انجام دادند واکنون بگرام مکمل تحت کنترول فرمانده مسعود قرارگرفته است.
آنگاه رئیس جمهورپرسید:
"جنرال مصطفی قوماندان میدان هوایی بگرام کجاست؟"
وزیردفاع پاسخ دادکه جنرال مصطفی با مسعود است.
بعدأ رئیس جمهورمحل اقامت صبغت الله آمرمیدان هوایی بگرام را جویا شد.
بالاخره وزیردفاع گفت:
"رفیق نجیب!ازسربازتاجنرال کسی حاضرنیست بیشترازشما دفاع کند. راه بیرون رفت موجود نیست به جزانتقال قدرت!"دوساعت مانده بود که روشنائی شفق به باشندگان شهرنوید روز پرآشوب بعدی را هدیه کند، بازباشندگان شهردرابهام وگمراهی نفس تازه کنند. لیکن برای داکترنجیب یکی از روزهای تلخ بود که خودرا درحالت تنهایی وبدون دفاع یافت واشک ازچشمانش جاری شد.وآماده گی خودرا برای انتقال قدرت اعلام نمود وازدیگران خواهش کرد تا روی روندانتقال قدرت کارکنند. اعضای شورای اجرائیه حزب وطن بهت زده وبا نگرانی ها جلسه را ترک نمودند. وساعت سه بجه صبح بود که وزیرخارجه برایم تلفونی تماس گرفت گفت:
"آقای محتاط!بالاخره داکترنجیب آماده انتقال قدرت است چون فیصله کرد.حالارهبری حزب مستقلانه برنامه انتقال را دنبال می کندوما میتوانیم بدون سهم او قدرت را به حکومت موقت مجاهدین انتقال بدهیم."
مأخذ:سقوط سوم،جمهوری دوم.
نویسنده: محترم عبدالحمید محتاط سابق معاون رئیس جمهورافغانستان