-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۶ مهر ۲, یکشنبه

رویارویی غزالی و ابن رشد در تازه ترین رمان سلمان رشدی

 سلمان رشدی، نویسنده هندی – بریتانیایی رمان تازه ای منتشر کرده است: «دو سال و هشت ماه و بیست و هشت شب»: روایتی از دوستی و همدلی محمد بن احمد بن رشد اندلسی معروف به «ابن رشد»، فیلسوف نامدار اندلسی با یک دختر یهودی شانزده ساله به نام «دنیا» که با جن ‌ها معاشرت دارد و گفته می‌ شود که از آتش بدون دود زاده شده و در سایه به سر می‌ برد.
 

«هزار و یک شب» های سلمان رشدی

رمان های سلمان رشدی اصولاً در گره گاه داستان های هزار و یک شب، در جدال شهرزاد، دختر وزیر با شهربازِ پادشاه اتفاق می افتد. «سلیم سینایی»، قهرمان «بچه های نیمه شب» (در ایران به ترجمه مهدی سحابی) و «مورارس»، قهرمان رمان «آخرین آه عرب مغربی» هنگامی که مرگ آن ها را تهدید می کند، سرگذشت زندگی شان را روایت می کنند. حاصل جمع «دو سال و هشت ماه و بیست و هشت شب» هم هزار و یک شبی  است که زندگی عشقی ابن رشد به عنوان فیلسوف تکفیر شده در اندلس با دنیا، دختر یهودی شانزده ساله را دربرگرفته. آنچه که این دو را به هم پیوند می دهد، طردشدگی در جامعه ای ست که بنیادگرایی اسلامی بر آن سایه انداخته است.
در اندلس، هم کلیسا و هم علمای اسلام ابن رشد را که از مسلمانان سنی مالکی بود به خاطر تلاش او برای تطبیق فلسفه ارسطو با اسلام لعن و نفرین کرده بودند.در رمان رشدی، همان ها از یهودیان اندلس می خواهند که مذهب یهود را انکار کنند.
 
به این ترتیب خاستگاه تازه ترین رمان سلمان رشدی به عنوان یک نویسنده سکولار، فلسفه اسلامی ست. او در گفت و گو با نیویورک تایمز در این باره می گوید: «رویارویی اندیشه ها برای من جالب است. مذهب هم مکانی ست که در طی صدها سال عرصه رویارویی اندیشه ها با هم بوده است. ادبیات از کتاب های مقدس آغاز شده.»
بخشی از رمان «دو سال و هشت ماه و بیست و هشت شب» در قرن دوازدهم میلادی در اندلس اتفاق می افتد و سرانجام به رویارویی فکری این رشد با ابو حامد محمد غزالی، فقیه ایرانی می انجامد. این رشد در این کارزار از خرد انتقادی دفاع می کند، غزالی از بنیادهای فکری اسلام.
در این میان اجنه‌ها هم بیکار ننشسته اند. آن ها در رمان رشدی به دو گروه منشق شده اند: عده ای از جن ها از نور و راستی دفاع می کنند و خواهان سرزندگی و شادابی اند، گروه دوم مدافع تاریکی و ناراستی و در پی آن که مردم را به وحشت بیندازند و زندگی را به کامشان تلخ کنند. در چنین جهانی این رشد و غزالی، هر دو به این حقیقت دست پیدا می کنند که سرچشمه مذهب همانا وحشت است. عشق بین «دنیا»ی شگفت انگیز و اندیشمند خردمند در این میان باطل السحر تعصبات مذهبی است.
 

۸۰۰ سال تعصب مذهبی

سلمان رشدی شیوه داستان نویسی «زمان شکسته» را برای تازه ترین رمانش برگزیده است. داستان او در سه لایه تاریخی روایت می شود: ابتدا در قرن دوازدهم میلادی در اندلس، در رویارویی فکری ابن رشد با غزالی در پیش زمینه یک داستان عاشقانه اتفاق می افتد، سپس به ۸۰۰ سال بعد به نیویورک راه می برد. طوفان عظیمی شهر را درنوردیده و این فاجعه زیست محیطی به مدت « دو سال و هشت ماه و بیست و هشت شب» ادامه پبدا می کند. در این دوران «جهان ها» با هم در نبردند و اجنه هم به موازات جنگ های داخلی با هم می جنگند که سرانجام به اتفاق آینده برسیم. رشدی سپس با به کارگیری ضمیر سوم شخص جمع (ما) روایتی از رهایی بشر از دوران تاریک تعصبات مذهبی و چیرگی زندگی و عشق را بر مرگ و تباهی ارائه می دهد.
سلمان رشدی در گفت و گو با گاردین می گوید: «بنیادگرایی مذهبی به یک چالش جهانی بدل شده. تلاش می کنم تجربه خودم به عنوان یک هنرمند را در مواجهه با بنیادگرایی مذهبی با دیگران در میان بگذارم.»
رشدی در همین گفت و گو از اسلام سیاسی به عنوان یک جریان یاد می کند. به نظر او انسان های درمانده و عده ای از جنایتکارانی که مردم بیگناه را گردن می زنند، با اسلام سیاسی قدرت غرب را به چالش می کشند.
 
داستان علمی – تخیلی به عنوان یک سرپناه
«دو سال و هشت ماه و بیست و هشت شب» پاسخ رشدی ست به اسلام سیاسی. او در تازه ترین رمانش شیوه ها و سبک های مختلف در رمان نویسی را با هم تلفیق می کند، از گذشته به آینده راه می برد که نویدبخش دورانی باشد که تعصب مذهبی و فاجعه های زیست محیطی و جنگ های داخلی به پایان رسیده باشند و به یک معنا جن و انس بر تاریکی پیروز شده باشند.
این نخستین بار است که سلمان رشدی از قالب داستان های علمی – تخیلی استفاده می کتد در گفت و گو با نیویورک تایمز می گوید: «در کودکی باور کنید معتاد بودم به خواندن داستان های علمی – تخیلی. مدت زیادی طول کشید تا علائق دوران کودکی ام را دوباره کشف کنم. علاوه بر این قالب داستان علمی – تخیلی واکنشی هم بود به بازگویی واقعیت ها در نوشتن زندگی نامه ام. دو – سه سال نوشتن زندگی نامه ام طول کشید و آخر سر هم تلاش برای بازگویی واقعیت مرا بیمار کرد.»
آیت الله خمینی، بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران در ۱۴ فوریه ۱۹۸۹ حکم کشتن سلمان رشدی را به خاطر رمان «آیات شیطانی» صادر کرد. این فتوا تا به امروز همچنان بر قوت خود باقی است. آیت الله علی خامنه‌ای، رهبر کنونی جمهوری اسلامی در سال ۱۳۸۳ حکم خمینی را غیر قابل تغییر خواند پس از این فتوا برخی از نهادهای دولتی ایران، جایزه‌هایی برای کشتن او تعیین کردند.
 
الاهه نجفی- رادیو زمانه