-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۶ شهریور ۲۳, پنجشنبه

دکتر وقارالدین وعطا الله جونجونی رهبران مجاهدین درجنگ نیابتی برما

انگلیس برای نخستین بار درجنگ با جاپان مجاهدین برما را مسلح کرد.
جنگ برما از عربستان، پاکستان و امریکا مدیریت می شود.

بهزاد دولت آبادی- پیک نت



ماجرای مسلمانان میانمار از آن چه که به نظر می رسد پیچیده تر است و در کنار سابقۀ تاریخی اش، آنچه که پشت تعبیر "مسلمانان مظلوم" قرار دارد رقابت امپریالیستی می باشد و بهره گیری اش از گروه های تروریستی جهادگر. پس از آخرین وقایع خشونت آمیز در سال 2012 ، اخبار مربوط به "ظلم بودیست ها در حق مسلمین روهینگیا" که در استان "راخینه" واقع در شرق میانمار (برمۀ پیشین) زندگی می کنند بار دیگر مبدل به یکی از تیترهای خبری جهان شد. حوادث خشونت بار اخیر به دنبال حملۀ یک گروه جهادگر اسلامی روهینگیایی در 25 ماه آگوست به یک مرکز پلیس واقع در راخنیه آغاز شد و در پی عکس العمل متقابل ارتش و بنا به گزارش سازمان ملل حدودا 120 هزار نفر از میانمار غربی مجبور به فرار به بنگلادش و صدها روهینگیایی بدون شناسنامه در کمپ هایی با بدترین شرایط ساکن شدند. هر چند تیترهای خبری مدام حاکی از به آتش کشیده شدن خانه های مسلمانان توسط بودیست ها بود، ولی به حوادث مربوط به حملۀ مسلمانان به بودیست ها پوشش چندانی داده نشد. درمنطقه ای موسوم به "ماونگداو" در راخینه چهار بودیست به قتل رسیدند. پشت پردۀ تکرار این خشونت در مقاطع مشخص چیست؟

مردم روهینگیا دارای ریشۀ هندی-آریایی هستند که گاه گاهی به آنها "هندوهای آراکان" نیز گفته می شود. هر چند رسانه های ارتباط جمعی برداشتی مبنی بر مسلمان بودن تمامی اهالی روهینگیا را القاء می کنند، با این حال هر چند اندک ولی روهینگیایی های هندو نیز در این سرزمین ساکن هستند. در قرن نهم میلادی اعتقادات اسلامی توسط "میسیونرهایی" که از سرزمین های مسلمان نشین به این منطقه رفته بودند پخش و گسترش یافت. ولی از آنجایی که ساکنین روهینگیا ریشۀ هندی داشتند غالبا از پیروان هندوئیسم و آیین بودا بودند.

 تبدیل مسئلۀ آراکان به یک معضل مزمن، با ورود استعمار بریتانیا به این سرزمین آغاز شد و شکل گرفت. با توجه به حاصلخیزی منطقۀ آراکان که بخشی از بنگال بود، دولت بریتانیا در آن دوران اقدام به تشویق و کوچ دادن نیروی کار ارزان از بین مسلمان های هندوستان به این منطقه نمود. و این سرآغاز اقدامات نژادگرایانه از جانب اهالی برمه (نام پیشین میانمار) در واکنش به کوچ نیروی کار ارزان توسط بریتانیا بود. ولی آنچه که این مشکل را بغرنج تر کرد جنگ جهانی دوم و اشغال برمه توسط میلیتاریسم ژاپن بود که تا آن تاریخ تحت حاکمیت بریتانیا قرار داشت. در آن مقطع امپریالیسم ژاپن که در پی کسب متفق محلی بود، بودیست های راخینه را به خود جذب کرد. 

به دنبال اشغال برمه توسط ژاپن، بریتانیا مجبور به عقب نشینی شد و در این عقب نشینی با کاشتن تخم نفاق میان بودیست - مسلمان و مسلح کردن مسلمان های آراکان عملا زمینۀ نزاع را پایه ریزی کرد. در سال 1942 ده ها هزار برمه ای به دنبال قتل عام های متقابل جان خود را از دست دادند. از طرفی بسیاری از اهالی روهینگیا به دنبال اشغال خاکشان توسط ژاپن به قتل رسیدند. و این مبدل به جنگ نیابتی بین انگلستان و ژاپن در این منطقه شد. جنگی انگلیس ساخته که در آن به جای اینکه روهینگیایی ها به مقابله با قوای اشغالگر ژاپن برخیزند، معابد و قصبه های بودیست ها را با خاک یکسان و با تسلیحات اهدایی بریتانیا به جان بودیست ها افتادند. 

پس از جنگ جهانی دوم و به دنبال مماشات مسلمان های این منطقه با محمد علی جناح (موسس پاکستان) جهت ادغام در پاکستان از یک طرف و تداخل آن با استقلال برمه از طرف دیگر، موضوع مسلمان های آراکان "حساسیت" بیشتری به خود گرفت. هرچند به دنبال استقلال برمه، وضعیت روهینگیایی ها چندان هم بد نبود، ولی این وضعیت می رفت که با کودتای نظامی 1962 تغییر یابد. (کودتا بر علیه "او نو" که پس از استقلال برمه در 1948 به عنوان موسس و اولین نخست وزیر "جمهوری دمکراتیک سوسیالیست برمه" انتخاب شد.)  تصویب قانون شهروندی در سال 1982 معضل را پیچیده تر کرد. بر اساس این مصوبه، به آن عده از روهینگیایی ها که بعد از سال 1823 توسط بریتانیا از هندوستان به برمه کوچانده شده بودند حقوق شهروندی داده نشد. و در نتیجه بیش از یک میلیون روهینگیایی از حقوق شهروندی محروم گشتند. و هم اکنون، با توجه به موجودیت گروه های جهادگر اسلامی در این منطقه، هدایت این سرزمین از جانب یک نیروی خارجی موضوع را به ابعاد متفاوتی کشانده است.

پاکستان کشوری است در جنب جغرافیای روهینگیا و فردی به نام "عطا الله عمار جونجونی" که در این شهر بدنیا آمده، در سال 2013 با تاسیس "ارتش آزادیبخش روهینگیا" آغاز به مبارزۀ مسلحانه با برمه (میانمار کنونی) کرد. هر چند یکی از مسئولین این ارتش در مصاحبه ای با "آسیا تایمز" با اشاره به اینکه این حرکت برخاسته از مردم  تکیه ای بر شبکۀ جهانی جهادگران اسلامی ندارد، این ادعا نمی تواند منعکس کنندۀ حقیقت پشت پرده باشد. هر چند که عطا الله جونجونی خود را به عنوان رهبر و مجاهد در راه کسب حقوق شهروندی مسلمانان آراکان معرفی می کند، ولی عجب "تصادفی" که وی سال های درازی از عمرش را در عربستان سعودی به عنوان امام جماعت مسلمان های روهینگیا گذرانده! وی در سال 2013  پس از بازگشت از عربستان به راخینه و به دنبال تماس  و ایجاد ارتباط با خصوصا جوانان مسلمان و تحریک آنها،  اقدام به تشکیل و سازماندهی یک گروه مسلح  به نام "حرکت ایمان" نمود. علیرغم ادعای عطا الله جونجونی  مبنی بر اینکه  آموزش نظامی تشکیلاتش از طرف کادرهای سابق نظامی و افراد منسوب به تشکیلات پلیسی میانمار داده می شود، با توجه به موقعیت روهینگیا و بر اساس مصاحبۀ  صاحب نظران با "آسیا تایمز"، ادعای جونجونی بسیار مشکوک می باشد و این آموزش نظامی احتمالا از جانب افسرانی از کشورهای دیگر که "نگاهی دوستانه و سمپاتیک به روهینگایی ها داشتند" داده شده!

در کنار همۀ اینها، دو اطلاع و واقعیت دیگر در خصوص مثلث پاکستان-عربستان-روهینگیا موجود است. بر اساس خبر و گزارشی به تاریخ 2015  در روزنامۀ "داون" چاپ پاکستان، کوچ روهینگیایی ها از بنگلادش به پاکستان بین سال های 1970-1980 که مقارن با حکومت ضیا الحق بود افزایش چشمگیری داشته. هدف از این کوچ ابتدا آموزش روهینگیایی ها در مدارس دینی پاکستان و سپس ادغام آنها (روهینگیایی ها) با مجاهدین افغانی جهت جنگ با نیروهای اتحاد شوروی بود! با این حال هر چند که هزاران روهینگیایی در این سایه وارد پاکستان شدند، ولی ضیا الحق هرگز به آنها حقوق شهروندی نداد. در این خصوص خبری دیگر از رویترز. بر اساس این خبر سازمانی به نام "گروه بحران بین المللی" طی گزارشی (راپورتی) در سال 2016 خبر از آموزش افراد مسلح وابسته به عطا الله جونجونی تحت عنوان "آموزش مدرنیزۀ چریکی" در پاکستان و همچنین مدیریت "سازمان آزادیبخش آراکان-روهینگیا" از طرف یک هیئت بیست نفره ساکن در شهر مکه نوشت.  بر اساس ادعایی دیگر، نیروهای وابسته به" سازمان آزاذیبخش آراکان-روهینگیا" علاوه بر ارتباط با پاکستان و عربستان سعودی، با بنگلادش نیز پیوند هایی دارند و یک جریان ممنوعه در بنگلادش به نام "جماعت اسلامی" از این سازمان در راخنه حمایت و پشتیبانی می کند. این ادعا بر اساس بیان عده ای بنگلادشی وابسته به یک بنیاد "کمک رسانی" به نام "موسلم اِید - کمک اسلامی" که مرکزش در انگلستان است می باشد که گفته می شود با گروه "جماعت اسلامی" در ارتباط هستند. و چه "تصادفی" که رئیس شاخۀ "موسلم اِید- کمک اسلامی" در ایالات متحدۀ آمریکا، که رابطۀ نزدیکی با "سازمان آزادیبخش آراکان-روهینگیا" دارد و خود نیز از اهالی روهینگیا می باشد فردی است به نام "دکتر وقار الدین". شخصی که در کمیتۀ روابط امور خارجۀ کنگرۀ آمریکا مبدل به سخنگوی آراکان گشته!

بعلاوه، ادعای "سازمان آزادیبخش آراکان-روهینگیا" مبنی بر اینکه نمایندۀ محلی "آراکان" می باشد نیز واقیت را منعکس نمی کند. به عنوان مثال "جبهۀ محافظه کار اسلامی" در اندونزی معتقد است که این جریان عبارت است از دسته ای که کارشان جمع آوری "داوطلبانی" می باشد که تحت عنوان "مجاهدین آراکانی" در صدد کسب موقعیت در آسیای جنوب شرق هستند. 

از طرفی در رابطه با مسئلۀ آراکان، یک وبلاگ به نام " مون آو آلاباما- ماه آلاباما"، به نقش بازی چین با راخنه به عنوان منافع استراتژیکی اش اشاره می کند. بر اساس نوشتۀ این وبلاگ، منطقۀ راخنه شاهراه چین به اقیانوس هند می باشد و این کشور با کشیدن خط انرژی از سواحل غربی میانمار به سوی خود، و با توجه به منطقۀ مورد اختلاف دریای جنوبی چین، شانس و امکان دور زدن (بای پاس) از "خلیج مالاچا" را کسب خواهد کرد. این خطوط (لوله های) حامل نفت خلیج فارس برای چین حیاتی می باشند. و به این دلیل سازماندهی و تقویت یک جریان جهادگر اسلامی در راخینه و افزودن بر تنش و جنگ بین مسلمان ها و بودیست ها، عملا در راستای اهداف غرب خواهد بود و به منافع اقتصادی و سیاسی چین آسیب خواهد رساند.

در این میان و طبق روال همیشگی، رئیس جمهور ترکیه رجب طیب اردوغان (و این بار به همراه همسرش امینه اردوغان) جهت کسب مجذوبیت و در لباس رهبری مسلمین جهان و نجات مسلمین آراکان، در تماسی با خانم "آونگ سان سو چی" رهبر کنونی میانمار، به "خطر نسل کشی مسلمین" اشاره و خانم آونگ سان سوچی ضمن ابراز تشکر و تاکید بر عدم ایجاد بحران بین دو کشور میانمار- ترکیه اظهار داشت که  در خصوص حمایت از مردم راخینه نهایت تلاشمان را خواهیم کرد.

در این گیر و دار فردی به نام "جورج مون بیوت" غافل از قافله نماند و با مقاله ای در گاردین تحت عنوان "او دیگر لایق این نیست" با گشودن صفحۀ امضا خواهان بازپس گیری جایزۀ صلح نوبل از خانم آونگ سان سو چی شد و اتفاقا از همشهریان ایرانی نیز دو چند امضایی انداخته شد. به دنبال این درخواست، "اولاف نوجلستاد" مدیر کمیتۀ نوبل در پیامی به "آژانس فرانس پرس" اظهار داشت که "این جایزه مربوط به فعالیت های قبلی و نه فعلی ایشان می باشد و پس گرفته نخواهد شد."