-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۶ شهریور ۱۷, جمعه

آمرصاحب، تو آدمی قسی القلب هستی!

سال 1374 در وزیراکبرخان، چهارنیم بعد ازظهر
آمرصاحب دربازی شطرنج با حرکت فقط یک اسب، مرا مات کرد. او دربازی شطرنج، اسب را خیلی ماهرانه به کار می برد. من وفهیم دشتی در نوبت دوم شطرنج دو نفری بروی غلبه کردیم. آمرصاحب که شکست خود را درتخته دوم حتمی دیده بود با انگشت کوچکش بسیار ماهرانه یک رُخ را کش رفته و در گوشه تخته شطرنج گذاشته بود تا شکست را به پیروزی خودش تبدیل کند. درآن لحظه دکترعبدالله آمد و حرف و سخن هایی زده شد. عبدالرحمن به او گفت: تو آدمی قسی القلب هستی! مسعود گفت: چطور؟ عبدالرحمن گفت: وقتی رقم تلفات مجاهدین در جنگ را روی میزت می گذارند، چهره ات تغییر نمی کند. مسعود گفت: نه این طور نیست؛ همان لحظه سنگ می شوم و ظاهرن برمن تأثیری نمی کند اما یک ساعت بعد که تنها می شوم درموجی از رقت درد والم غرقه می شوم.