-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۶ مهر ۷, جمعه

آیا تجربه صلح تاجیکستان برای افغانستان عملیست؟

تاجکستان – دوشنبه: در حالی که جامعه جهانی سالها به این سو در پیوند به حل بحران افغانستان مغز آب می‌کند، شماری هم صلح تاجیکستان را یک نمونه راه حل برای آن می‌بینند.


۲۷ژوئن سال ۱۹۹۷ در شهر مسکو روسیه حکومت تاجیکستان و اتّحاد نیروهای مخالفین تاجیک، تنظیم عبارت از احزاب اسلامی و دموکرات، زیر یک سندی به نام سازشنامه صلح و رضائیت ملّی امضا گذاشتند، که به یک صلح پایدار در این کشور زمینه گذاشت و به جنگ ۵ – ساله پایان داد.

امّا بحران افغانستان از سال ۱۹۷۹، زمان ورود ارتش شوروی ، یا به باور برخی دیگر، از سال ۱۹۷۳، زمان کودتای محمّد داوود و اعلان نظام جمهوری ادامه‌ دارد و تا کنون روشنایی در این مورد به نظر نمی‌رسد. از این خاطر، شماری از کارشناسان داخلی و خارجی بر انند، که تجربه صلح تاجیکستان می‌تواند نمونه‌ای برای استقرار صلح و ثبات و رضائیت ملّی در افغانستان باشد. آنها حتّی مصلحت می‌دانند، که به طور رمزی نخستین مذاکرات میان حکومت افغانستان و مخالفین مسلح باید در شهر دوشنبه برگزار شود، طوری سنگ تهداب مذاکرات میان تاجیکان در کابل گذاشته شده بود.

عبدالنبی ستارزاده، معین پیشین وزارت خارجه تاجیکستان، می‌گوید، جامعه جهانی و کشورهای دخیل در امور افغانستان باید تجربه صلح تاجیکان را بیا موزند و به جای توصیه‌های یک‌جانبه و بر آمده از منافع خود یک راه حل واقع بینانه را پیشنهاد کنند: “اَنه، دقیقاً، تجربه نادر صلح سازی در تاجیکستان نشان می‌دهد و ثابت می‌کند، که در قدم نخست باید در داخل خود افغانستان وحدت ایجاد شود.

این از همه مهم است. بر عکس حال بحران افغانستان به هیچ وجه حل نمی‌شود. اگر خود افغانستانی ها ضرورت دستیابی به صلح و رضائیت ملّی را حس نکنند، همه گونه کوشش ها فایده ندارند” این اظهارنظرها زمانی صدا می‌دهند، که کشورهای خارجی دیرباز برای حلّ قضیه افغانستان دست به کار شده‌اند. ۲۶ سپتامبر سال روان مقام های روسیه از تجدید کار“گروه تماس” سازمان همکاریهای شانگهای و افغانستان، که سال ۲۰۰۹ کارش را قطع کرده بود، خبر دادند. پیشتر، ۱۴ آپریل سال روان، روسیه در مسکو یک کنفرانس بزرگ بین المللی را با حضور ۱۱ دولت، به شمول روسیه، افغانستان، ایران، هند، پاکستان، چین، همچنین کشورهای آسیای مرکزی-قزاقستان، قرغیزستان، تاجیکستان، ترکمنستان و ازبکستان تشکیل داده بود، که هدفش گره‌کشایی از بحران افغانستان بود. این اقدام به دلیل مخالفت امریکا در نیمه ی ‌راه مانده است، طوری که مذاکرات چارجانبه امریکا، چین، افغانستان و طالبان در ماه ژانویه سال روان در پاکستان به دلیل عدم خواهش مخالفین حکومت کابل دیگر پیشرفت نکرد. عبدالنبی ستارزاده می‌گوید، کوششهای قدرتهای خارجی به افغانستان صلح نمی‌آورد، تا این که خود نیروهای داخلی افغانستان به هم نآیند، طوری در روند صلح تاجیکان اتّفاق افتاده بود. سیف‌الله سفراو، معاون رئیس مرکز تحقیقات سترتیژیک نزد رئیس جمهور تاجیکستان، در گذشته رهبر سازمان“احیای صلح افغانستان” (۱۹۹۶) ، که بعدتر به“مرکز بین المللی صلح آسیا”تبدل نام کرد، می‌گوید، در افغانستان قانون های سیاست از اقتصاد و اجتماع پیش رفته‌اند، از این خاطر، طوری که در تاجیکستان انجام شد، باید امور سیاسی، پیش از همه فعالیت های احزاب تنظیم شود. به قول او، آن جامعه‌هایی موفق هستند، که شماری خیلی محدود، امّا خیلی قوی احزاب سیاسی را دارند: “در افغانستان باید اولویت بر احزاب سیاسی اجتماعی و عمومی تمایل داده شود. پیش از همه احزاب دینی باید تنظیم شوند. احزاب دینی باید بدانند، که جامعه جهانی، پیش از همه همسایه کشورهای افغانستان هیچ گاه نمی‌گذارند، که آنها به قدرت رسند. اگر برسند هم آنها را نمی‌گذارند، که کار کنند. احزاب دینی باید باشند، امّا شمار زیاد آنها بر زیان جامعه است. در کلّ شمار بزرگ احزاب سیاسی برای جامعه‌ای چون افغانستان ضررآور است. برخی احزاب زیاد را نشانه دیموکراسی می‌خوانند، که این غلط است ”. سیف‌الله سفراو با اشاره‌ به تجربه تاجیکستان تعداد بزرگ رسانه‌ها و آزادی بدون محدودیّت آنها را نیز برای افغانستان زیان‌آور می‌شمارد. به قول او، کشورهایی، نظیر امریکا و اروپا، که تعداد بزرگ احزاب و رسانه‌ها را نشانه جامعه آزاد ارزیابی می‌کنند، هرچند نفوس شان ده‌ چند بیشتر است، خود ده‌ چند کمتر از افغانستان حزب و رسانه دارند. در همین حال، شماری دیگر از کارشناسان بر انند، که اختیار افغانستان در دست افغانستان و مردمش نیست، بلکه طی چهار دهه در این قلمرو قدرتهای جهانی و منطقه‌ای، عمدتاً امریکا، روسیه، وارث اتّحاد شوروی ، پاکستان، هند، عربستان سعودی و ایران به هم درگیر هستند. به قول آنها، افغانستان به یک گونه آزمایشگاه نیرو در نبرد تاریخی و جهانی امریکا و روسیه، اختلاف منطقه‌ای هند و پاکستان و سعودی و ایران تبدیل شده است. نورعلی دولتاو، کارشناس در امور افغانستان، می‌گوید، جنگ تاجیکستان به این ‌اندازه مرکّب نبود و عملاً عملیات هم حکومت و هم مخالفینش را روسیه اداره می‌کرد. وی می‌گوید، مسکو طریق ازبکستان حکومت نو و به دست ایران مخالفین اسلامی و دموکرات را تحت نظارت داشت و امریکا و سعودی تنها یک هدف داشتند، که در تاجیکستان حکومت رو به تهران سر کار نیاید. “وقتی قدرتها (روسیه و ایران) دیدند، که منافع شان تحت خطر رفت، سر میز مذاکرات نشستند و جانبهای درگیر جنگ تاجیکستان را، که از آنها وابسته بودند، مجبور کردند، که سازشنامه صلح را امضا کنند. راه دیگر نداشتند. خطر هم این بود، که به قلمرو نفوذ آنها امریکا و سعودی در لباس طالبان می‌آمدند. امّا طی چهار دهه افغانستان به میدان نبرد کشورهای زیاد تبدل یافته است. هیچ یک از این کشورها حاضر نیستند، که منافع خود را قربان کنند، یا از آنها دست کشند. همه می‌خواهد سود بیشتر گیرد، زیرا خرج زیاد کرده است و آن را جبران باید کرد” در همین حال، کارشناسان تاجیک می‌گویند، در حلّ بحران تاجیکستان اراده جانب ها نقش کلیدی را بازیده است و اگر آنها نمی‌خواستند، هیچ گونه صلح به دست نمی‌آمد، زیرا هم حکومت و هم مخالفین تاجیک امکان زیاد داشتند، که پشتیبان های خارجی خود را تبدیل کنند. به قول آنها، کلید موفقیّت صلح تاجیکان همانا این بود، که جانب ها نمایندگان یک ملّت – تاجیکان بودند، در حالی که در افغانستان چندین قوم و ملّیت برای تثبیت خویش مبارزه می‌ کنند. با این وجود، تجربه تاجیکستان برای افغانستان آموزنده است، طوری تجربه افغانستان برای کشورهای همسایش آموزنده شده است. فرید احمدی، رادیو آسیای میانه، دوشنبه

فرید احمدی- رادیو اسیای میانه- دوشنبه